تبلیغات
حنیف - مسأله ی فلسطین

مسأله ی فلسطین

نویسنده :حنیف
تاریخ:یکشنبه 12 مرداد 1393-11:10 ب.ظ

مقدمه: در این متن در مورد مسأله ی فلسطین و روز قدس می نویسم با این امید که تبادل اطلاعات در این زمینه موجب درک بهتر شرایط و کمکی به حل این مشکل بزرگ جهان اسلام باشد. زندان بزرگ تعبیر درستی است برای شرایط غزه. غزه از سه طرف محاصره ی اسرائیل است و نگهبان یک دیوار این زندان ژنرال السیسی در مصر است. حبس کردن 1.8 میلیون آدم در چنین شرایطی و بمباران آن ها که تا کنون بیش از 1500  کشته داشته که 1000 تایشان غیرنظامی اند و 300 نفرشان کودک هستند، یک تراژدی انسانی است. این که مسلمانان غزه این طور در دست اسرائیل با 6 میلیون ساکن یهودی گرفتار شده اند باعث شرمساری 1.6 میلیارد نفر جمعیت مسلمانان جهان می باشد (حدود یک  چهارم جمعیت دنیا). اختلاف و افتراق بزرگترین مشکل امروز جهان اسلام است. عامل این اختلاف مخصوصا جریانات سلفی هستند که با تعبیر مبارزه با نفاق تا کفر نوک پیکان حمله ی شان را بر روی شیعیان قرار داده اند تا اسرائیل. نباید اجازه دهیم جریانات سلفی در افکار عمومی اهل سنت تاثیرگذار باشند. مسأله ی فلسطین می تواند محور خوبی برای اتحاد جهان اسلام و جداسازی جریان سلفی از اهل سنت باشد.

اولین ماه رمضانی که در آمریکا بودم، تعدادی از ایرانی های آمریکایی برای روز قدس برنامه گذاشته بودند. برنامه در شهر دیترویت بود. تظاهرات مشابهی هم هر سال در شهر نیویورک برگزار می شود. در کنار شهر دیترویت شهر دیربورن قرار دارد که بزرگ ترین مرکز مسلمانان شیعه ی آمریکا است و حدود 200 هزار مسلمان شیعه در آن زندگی می کنند. برنامه به این شکل بود که قرار بود اول با ماشین مسیر مشخصی را رانندگی کنند و بعد در مرکز شهر تجمع کنند برای تظاهرات. کل این کار با مجوز انجام شده بود و مسیر مشخصی برای رالی ماشین و مکان مشخصی برای تظاهرات توسط پلیس در نظر گرفته شده بود و چند مامور پلیس هم حضور داشتند و مواظب بودند که اتفاقی نیافتد. حدود 50 تا 100 نفر در برنامه شرکت کرده بودند که اکثرا ایرانی و بعد هم لبنانی بودند. جای خیلی از افراد خالی بود. بیش از همه جای خود فلسطینی ها خالی بود.

 عدم حضور فلسطینی ها و سایر اعراب در روز قدس جای تامل دارد. یک دلیلش آن بود که آن سال با انقلابات کشورهای عربی و بحران سوریه همراه شده بود. مسأله ی سوریه اختلاف بزرگی بین مسلمانان ایجاد کرد، آن هم درست در شرایطی که با جنبش های کشورهای مصر و لیبی و تونس و یمن، امید به روی کار آمدن دولت های مردمی و همگرایی کشورهای مسلمان بیشتر شده بود. بزرگترین نفع این اختلاف را هم اسرائیل و بازیکنان خارج از منطقه بردند. جریانات ضدشیعی مخصوصا توانستند مسأله ی سوریه را به مسأله ی اول مسلمانان اهل سنت تبدیل کنند و توانستند با این بهانه اهل سنت را نسبت به ایران بدبین کنند. واقعا اگر قرار باشد مسأله ی فلسطین حل شود باید صدای واحدی از مسلمانان شنیده شود. به نظر می آید مسأله ی فلسطین باید به مسأله ی اول مسلمانان تبدیل شود که محور مناسبی برای اتحاد شیعه و سنی است. برای این کار لازم است مسأله ی سوریه و سایر اختلافات در چهارچوب دیپلماتیک حل شود. دستگاه دیپلماسی نقش مهمی در شکل دادن این اتحاد دارد. مصر و ترکیه کشورهایی هستند که نقش مهمی در جهان اسلام بازی می کنند و باید سعی کنیم رابطه ی خوبی با آن ها داشته باشیم. البته با روی کار آمدن سیسی در مصر کار دشوار شده است. حتی اگر با دولت ها هم نتوان اتحاد کرد، می توان روی مردم تکیه کرد. مردم منطقه با اسرائیل و صلح با آن موافق نیستند و دولت هایی هم که با این خواست مردمی همراهی نمی کنند جایگاهشان را تضعیف می کنند. برعکس حمایت از جریان مقاومت فلسطین گرایش مردم مسلمان را به کشورهای حمایت کننده به همراه می آورد و بالاخره روزی دولت های عربی هم مجبور می شوند به خواست مردمشان تن بدهند.

نباید اجازه دهیم طرح ایران هراسی در میان مسلمانان اهل سنت موفق شود. راه حل واقعیش هم همین است که در داخل ایران خودمان اختلافات را کنار بگذاریم و متوجه باشیم که درچه شرایطی قرار گرفته ایم. اگر بتوانیم در ایران الگوی موفقی از جامعه ای اسلامی ارایه دهیم که در آن افراد می توانند در کنار یکدیگر فعالیت کنند، خدمت بزرگی به اسلام کرده ایم. مثلا بعد از انقلابات کشورهای عربی، نحوه ی حکومت جدید چالش بزرگی برای اهل سنت بود مخصوصا که در این موارد نظریات مدونی در بین اهل سنت ارایه نشده است. "خلافت اسلامی" به شکل عثمانی و عباسی قابل پیاده سازی در عصر جدید نیست و مخصوصا با مبانی دموکراسی منطبق نمی شود. "حکومت شوراها" طرح اهل سنت برای پیاده سازی حکومت اسلامی بود که البته نیاز به کار زیادی داشت تا شکل اجرایی پیدا کند. بزرگان و نظریه پردازان اهل سنت برای پاسخ به این سوال که حالا باید چه حکومتی برپا کرد، مکرر مورد مراجعه قرار می گرفتند. در همان سالی که قیام های مصر و سوریه رخ داد، در تورنتوی کانادا همایش سالانه ای برای مسلمانان برگزار شد که 20 هزار نفر در آن شرکت کردند و بلیط آن کاملا فروش رفت. علت این استقبال هم همین بود که مقارن شده بود با انقلابات عربی و کنفرانس هم موضوع اصلی اش را "احیای روح اسلامی" انتخاب کرده بود. همه ی سخنرانان سعی می کردند پاسخی به این سوال ارایه کنند که واقعا چه باید کرد. بحث غالب در راهروها و مجالس و بین مردم  و ... هم همین سوال بود. ایران، عربستان و ترکیه سه کشور اسلامی ای بودند که می توانستند به عنوان نمونه ی یک الگوی حکومت اسلامی مطرح باشند. طبیعتا عربستان که خودش یک حکومت موروثی شاهنشاهی بود نمی توانست گزینه ی مطلوبی باشد اما نحوه ی حکومت عربستان با ایده ی خلافت اسلامی اهل سنت همخوانی داشت. از طرف دیگر مسأله ی سوریه و اثر رسانه هایی مثل الجزیره و العربیه و از همه مهمتر اختلافات داخل ایران بعد از انتخابات 1388 و بازتاب خبری آن در بین اهل سنت موجب بدبینی نسبت به شیعیان و مخصوصا ایران شده بودند. مدام در گفتگوها تاکید می کردند که نمی خواهند مثل ایران بشوند. جالب بود که بر خلاف گرایش عموم اهل سنت، سخرانان همایش مدام تاکید می کردند که ایران کشور متخاصم نیست و حتی بیان می کردند که بیشتر از ایران باید نگران گرایش های سلفی در منطقه بود، اما ظاهرا زور العربیه بیشتر است تا روشنفکران اهل سنت. نهایتا گزینه ی ترکیه پیش رو بود که شرایط و ترکیب جمعیتی اش با کشورهایی مثل مصر و لیبی متفاوت است. همین سردرگمی اهل سنت و به طور خاص جریان اخوان المسلمین در انتخاب موضعشان باعث شد که دست آخر دستشان را به سوی عربستان و دلارهای نفتی اش دراز کنند که بزرگترین ضربه را هم از همان جا خوردند و عربستان از اولین کشورهایی بود که دولت کودتای سیسی را به رسمیت شناخت. تجربه ی جنبش های اخیر نشان داد اهل سنت برای تدوین راهکاری برای حکومت اسلامی راه درازی در پیش دارند و قبل از هر چیز این خلا تئوریک باید پر شود. خلائی که در مورد انقلاب ایران با نظریه ی مردم سالاری دینی (جمهوری اسلامی) امام خمینی و ولایت فقیه برای مشروعیت نظام اسلامی پر شده بود. چیزی که مشخص است آن است که جهان عرب هنوز به پایداری نرسیده و دیر یا زود مصر و عربستان و لیبی و اردن غیره دوباره شاهد انقلابات مردمی خواهند بود. البته اهل سنت راه طولانی در تجربه ی حکومت اسلامی دارند. اگر ایران بتواند الگویی از یک حکومت اسلامی موفق ارایه دهد می توان امیدوار بود که در شرایط مشابه مورد استقبال اهل سنت واقع شود و تجربه ی ایران مورد استفاده ی سایرین هم قرار بگیرد و خدمت بزرگی باشد به اسلام. 

شعارهای تظاهرات روز قدس با دقت خوبی متناسب مخاطب آمریکایی انتخاب شده بودند و حول این محور بودند که چرا مالیاتی که ما می دهیم باید به جای کمک به فرزندانمان و رفع مشکلات مدارس و بیمارستان ها صرف کمک های بلاعوض به اسرائیل بشود. ضمن تظاهرات چند مورد پیش آمد که ماشین هایی که رد می شدند به سمت تظاهرات کننده ها شعار دادند، بعضی در موافقت و بعضی در مخالفت.تعداد شرکت کنندگان در مراسم کم بود. البته در آمریکا نگرانی های امنیتی و تحت نظارت بودن توسط دستگاه های امنیتی وجود دارد و این مسأله برای کسانی که مهاجرند و هنوز آمریکایی نشده اند بیشتر هم هست، با این حال از شهری که 200 هزار نفر مسلمان شیعه دارد و تعداد قابل توجهی ایرانی و عرب غیر شیعه در اطراف آن زندگی می کنند بیش از این 50 نفر انتظار می رفت. برنامه ی روز قدس امسال به دلیل حملات اسرائیل به غزه با گسترده بود و حدودا 500 نفر در برنامه شرکت کردند. در بقیه ی کشورها هم تظاهرات روز قدس امسال شرکت کنندگان بیشتری داشت. با وضعیت غزه و حملات اسرائیل مسلمانان دنبال فرصت و بهانه ای بودند برای جمع شدن و تظاهرات کردن و برای همین هر جایی که عده ای از ایرانی ها یا شیعیان برای روز قدس برنامه ی تظاهرات گذاشتند بقیه هم همراهی کردند. این نشان می دهد که ایده ی نام گذاری روز آخر ماه رمضان به عنوان روز قدس ظرفیت جمع کردن نیروهای مردمی مسلمانان (جدا از دولت ها) را دارد. (1)

تا جایی که یادم می آید صدا و سیما در پوشش درست چنین اخباری ضعیف عمل می کرد و نمی توانست واقعیت های روز قدس در خارج از کشور را نشان بدهد و به گزارش های کلیشه ای و غیرواقعی اکتفا می کرد. واقعیت های غزه چیز دیگری است.مشابه همین مسأله در مورد سایر مراسم ها مثل ماه محرم هست. در مورد ماه محرم، صدا و سیما عوض پوشش برنامه های مردمی، بیشتر به برنامه هایی که سفارت خانه ها برگزار می کنند می پردازد که معمولا مخاطب کمتری دارد.

در مقابل مشکل اسرائیل چه باید کرد؟ مرور اجمالی تاریخ اسرائیل نشان می دهد که اسرائیلی ها به نحو موثری در فرایندهای سیاسی و دولت ها نفوذ می کنند و می توانند حمایت آن ها را جلب کنند. جلب حمایت انگلیس در مقابل آلمان در جنگ جهانی و جلب حمایت آمریکا در مقابل شوروی بعد از جنگ جهانی دوم و نفوذ در میان سیاست گذاران و نهادهای سیاسی آمریکا نمونه هایی از استفاده ی مفید صهیونیست ها از مسایل سیاسی بین المللی است. مذاکرات صلح جداگانه با کشورهای عربی و گروه های فلسطینی نمونه ی دیگری از ابزارهای سیاسی اسرائیل است. اسرائیل می داند چطور و چه وقت پای میز مذاکره بیاید و چطور در مذاکره دست بالا را بگیرد و بعدا به آن پایبند نباشد. ثانیا اسرائیل به طور پیوسته از سیاست زور عریان استفاده می کنند. جنگ اول اعراب و اسرائیل که با پاکسازی جمعیتی فلسطینی ها همراه شد، جنگ دوم که به اشغال سرزمینهای اشغالی منجر شد، شهرک سازی ها، حملات متناوب اسرائیل به غزه برای "چمن زنی" نیروهای مقاومت، و حملات گاه و بیگاه گروه های ضربت اسرائیلی به اردوگاه های آوارگان فلسطینی برای تضعیف آنان نشان می دهد که اسرائیل چطور به طور پیوسته برای گسترش خود از اهرم نظامی استفاده می کند. سیاست اسرائیل پیشروی یک سویه است و بعد از هر بار پیشروی به عقب برنمی گردد و به قطعنامه های بین المللی هم اهمیت نمی دهد و حاضر نیست از مناطق اشغالی خارج شود. هدف اسرائیل نهادینه کردن ترس در دل مسلمانان است و جا انداختن این مطلب که کسانی که بخواهند بر خلاف منافع اسرائیل اقدامی کنند با پاسخ سریع و بدون حدومرز اسرائیل روبه رو می شوند. واقعیت آن است که اسرائیل تا حدی هم موفق بوده است و توانسته ترس را در دل دولت مردان و سیاست مداران مسلمان قرار دهد و یاس و ناامیدی را در دل مسلمانان. قرارداد کمپ دیوید با انورسادات که خلف جمال عبدالناصر انقلابی بود و قرارداد صلح اوسلو بین نیروی مقاومت فتح یاسر عرفات انقلابی با اسرائیل نشان دهنده ی چرخش سیاست مداران عرب در برخورد با اسرائیل است. (می توان پرسید که چه اتفاقی می افتد که سیاست مداران عربی که زمانی هم انقلابی و مردمی بوده اند تا این حد تغییر می کنند؟)

با توجه به این تاریخچه ی اسرائیل، اولا مقاومت غزه، مقاومت حزب الله و مقاومت ایران در مقابل اسرائیل می تواند ترس از اسرائیل را بشکند و روحیه ی امید و مقاومت را به مسلمانان برگرداند. این که امروز ایران برای مخالفت با اسرائیل باید چنین هزینه ای را بپردازد به خاطر همراهی نکردن سایر مسلمانان در مسیر مبارزه با اسرائیل و مخصوصا کارشکنی عربستان و مصر در مسیر مقاومت است. برعکس اگر سایر کشورهای اسلامی همراهی می کردند و چیزی به اسم امت اسلامی به معنی واقعی وجود داشت، آمریکا نمی توانست فشار تحریم ها را به ما وارد کند. 

ثانیا، راه حل حکومت های دوگانه فلسطین و اسرائیل در کنار همدیگر که توسط کشورهای غربی پیشنهاد شده و عربستان و مصر هم آن را تایید می کنند عملا به بن بست رسیده است. در عمل با گسترش شهرک سازی ها، زمینی باقی نمانده که بخواهد به دولت فلسطین تخصیص داده شود. همین الان هم با انواع موانع امنیتی قدرت تحرک فلسطینی ها در کرانه ی باختری کم شده است و عملا آن ها هم مثل غزه زندانی شده اند، فقط در شرایطی کمی خفیف تر. دولت محمود عباس که حتی نمی تواند خودش مالیات فلسطینی ها را مصرف کند و مجبور است مالیات جمع آوری شده را به اسرائیل تحویل دهد تا دوباره از آنها پس بگیرد، عملا بازیچه ی دست اسرائیل برای کنترل فلسطینی ها است. اختلاف نیروهای فلسطینی و همکاری فتح با اسرائیل برای سرکوب قیام فلسطینی ها و راضی کردن مقاومت به پایین گذاشتن اسلحه و مذاکره ی صلح با اسرائیل است، وضع را بدتر کرده است. مشکل دیگر راه حل حکومت های دوگانه آن است که اماکن متبرک بیت المقدس قابل تقسیم بین دو دولت نیست و این هر مذاکره ای را به بن بست می کشاند. اسرائیل با پیگیری طرح مذاکره و با خرید زمان هم شهرک ها را گسترش می دهد و هم به دنبال استحاله ی فلسطینیان مهاجر در جوامع میزبان است به شکلی که نسل بعدی فلسطینی ها دیگر به فکر بازگشت به وطن اصلی نباشد. این تناقض که اسرائیل از یک طرف مناطق اشغالی را جزو خاک خود می داند و از طرف دیگر به اعراب ساکن در آن که در آنجا متولد شده اند و تمام عمر خود را در آن زیسته اند حق شهروندی عطا نمی کند نشان دهنده ی بن بست راه حل حکومت دوگانه است. اسرائیل می داند که دادن حق شهروندی به این فلسطینیان به معنی مشارکت سیاسی آنان در حکومت اسرائیل و تغییر ماهیت اسرائیل است و برای همین مانع این کار می شود. 

امکان نداشتن تحقق راه حل حکومت های دوگانه به مرور بر سایر کشورها و مسلمانان هم مشخص می شود. راه حل طبیعی مسأله ی فلسطین آن است که رژیمی که برمبنای اشغال و کشتار حرکت می کند، منحل شود، به آوارگان اجازه بدهند به خانه هایشان برگردند و یک دولت دموکراتیک با مشارکت همه ی مردم از مذاهب و گرایش های مختلف برپا شود.

سومین مسأله در برخورد با اسرائیل تکیه بر افکار عمومی است. اسرائیل به خصوص لابی آمریکایی آن در نفوذ در میان دولت ها موفق عمل کرده اند. در همین جنگ اخیر، سنای آمریکا ضمن اعلام حمایت کامل از اسرائیل طرح افزایش کمک های مالی به اسرائیل برای گسترش گنبد آهنین را تایید کرد. با این حال دولت ها، تحت فشار افکار عمومی مجبور می شوند در مقابل نظم موجود سیاسی مقاومت کنند و زیر بار فشار لابی ها نروند. در چشم انداز نزدیک امکان این که یک لابی موثر از مسلمانان یا لابی موثر طرفدار فلسطین در آمریکا شکل بگیرد دیده نمی شود، بنابراین بهترین راه آن است که سعی کنیم افکار عمومی را نسبت به تاریخ اسرائیل آگاه کنیم. از این نظر اتفاقات اخیر غزه بسیار مفید بوده است و ضربه ی ای به حیثیت اسرائیل زده است. خود به خود افکار عمومی به مطالعه ی عمیق تر مشکل فلسطین و اسرائیل سوق داده می شوند و به تحلیل های کلیشه ای رسانه ها توجه نمی کنند. شبکه های اجتماعی نقش بسیار مهمی دارند و در آینده مهمتر هم خواهند شد. اسرائیل می تواند رسانه های بزرگ را کنترل کند و اخبار آن ها را جهت بدهد اما رسانه های اجتماعی زاده ی تحلیل ها و مشاهدات مردم عادی هستند و برای همین قابل کنترل نیستند. حضور فعال در رسانه های اجتماعی می تواند روش موثری برای آگاه سازی افکار عمومی باشد. اسرائیل از هلوکاست به عنوان یک ابزار رسانه ای استفاده می کند، نمایشگاه ها و موزه ها و یادبودهایی برای هلوکاست تقریبا در تمامی شهرها و دانشگاه های مهم آمریکا وجود دارد. اما با گذر زمان و فاصله گرفتن از جنگ جهانی و تاریخ رخدادن هلوکاست این ابزار نقش خود را از دست می دهد. نباید اجازه دهیم بی جهت این ابزار دوباره برای اسرائیل زنده شود. باید افکار عمومی را در مقابل این سوال قرار دهیم که اگر آلمان ها و اروپایی ها یهودی ها را نسل کشی کرده اند، چرا باید جزای آن را فلسطینی ها بدهند و خودشان مورد نسل کشی و تصفیه ی نژادی قرار بگیرند. زیر سوال بردن اصل موضوع هلوکاست و یا برگزاری کنفرانس های بررسی تاریخچه ی هلوکاست در تهران درست اثر رسانه ای برعکس بر مخاطب غربی دارد. این ها همه استراتژی های رسانه ای هستند که باید با احتیاط زیاد رفتار کرد و باید حواسمان باشد رفتار ما چه بازخوردی در مخاطب خارجی دارد.

در نهایت شیوه ای که اسرائیل انتخاب کرده برای اشغال و فشار به فلسطینی ها هیچ راهی را برای مردم تحت ستم باقی نمی گذارد مگر مقاومت و اسرائیل هم با این شیوه دوام نخواهد آورد و دیر یا زود وعده ی الهی برای نابودی چنین رژیمی محقق خواهد شد. به امید آنکه چنین روزی را شاهد باشیم و بتوانیم در مسجد الاقصی نماز بخوانیم.

پینوشت: 

1- در دانشگاه ما گروه های دانشجویی طرفدار فلسطین هستند. یکی شان برای خود دانشجویان فلسطینی است. این گروه ها گرایش های اسلامی ندارند و گرایش های سیاسی شان شبیه سازمان فتح است. از جمله برنامه هایشان آن است که سالی یک بار شام می دهند و در آن اعضای گروه را جمع می کنند. برنامه ی شام شان با پخش آهنگ های شاد عربی همراه است. در مورد حملات اخیر به غزه تظاهراتی را بر ضد اسرائیل در دانشگاه تدارک دیدند.

2- بعد از ماه رمضان برای جلسه ای به دفتر استادم رفتم، عید فطر را تبریک گفت. گفت که می داند ماه رمضان امسال خیلی طولانی و سخت بوده. تایید کردم. ادامه داد که من تو را از این جهت که سعی می کنی قوانین دینی ات را دنبال کنی تحسین می کنم اما به نظرم این شیوه  که روزی دو بار غذا بخوری طبیعی بدن انسان نیست واین کاری که تو می کنی خلاف طبع انسان است. ظاهرا منظورش این بود که این چه دینی است که خدا از انسان خواسته خلاف طبیعتش رفتار کند. خیلی بحث فایده نداشت و قبلا در مورد این مسایل صحبت کرده بودیم. ادامه داد که به نظرم ورای دین اخلاق مهم است. همان موقع کامپیوترش روشن بود و سایت بی بی سی هم گزارش حمله به غزه را روی صفحه ی اول گذاشته بود. اشاره کرد که "این را ببین، این غیر انسانی است. من به هر کسی که این کار را بکند از هر دینی که باشد می گویم که بویی از انسانیت نبرده است. "

بعدتر سر جلسه خانم استاد زنگ زد و وقتی فهمید من در جلسه با استاد هستم خواست با من صحبت کند. با تعجب گوشی را گرفتم و بعد از کمی احوال پرسی و تبریک عید فطر، به من گفت که من از این بابت که اسرائیل به غزه حمله می کند خیلی ناراحت هستم و درک می کنم که شما مسلمانان خیلی بیشتر از ما ناراحت هستید. با تعجب حرفش را تایید کردم وگفتم بله متاسفانه حتی در روز عید هم حملات را متوقف نکردند. خانم استاد ادامه داد که او خودش یهودی است و در فیس بوکش بر ضد اسرائیل مطلب می نویسد و برای همین سایر آشنایان یهودی اش او را طرد کرده اند! افرادی مثل خانم استاد را تحسین می کنم که حق را می گویند حتی اگر بر خلاف نزدیکان خودشان باشد. بعدا صفحه ی فیس بوکش را دیدم، راست می گفت بقیه ی پست هایش لایک گرفته بودند اما پست های مربوط به غزه بی پاسخ مانده بودند و دوستان یهودی اش با او مخالفت کرده بودند. از من خواست که در فیس بوک حمایتش کنم! به نظرم این چنین صداهایی مخصوصااز فردی مثل او باید مورد حمایت قرار بگیرند.

3- در متن "رمضان غربی" در مورد ترویر نوشته بودم و اینکه مسیحی بوده و مسلمان سنی شده است. برای عید فطر تماس گرفت که نماز را با هم برویم. قرار شد به شهر دیربورن برویم که سی دقیقه با ماشین تا شهر ما فاصله است. وقتی به نماز ایستادیم دیدم حدسم درست است، یک تکه کاغذ را گذاشت جلوش. ترویر شیعه شده است! 

پارسال همین موقع در متن نوشتم که ای کاش ترویر راهی به سوی مکتب اهل بیت پیدا کند. حالا ظاهرا دعایم مستجاب شده است! شما هم برای ترویر دعا کنید. تا حدی در جریان کارهایش قرار گرفته ام و فهمیده ام که چه سختی ای برای تغییر دین کشیده است، نه فقط از طرف خانواده و غیرمسلمانان بلکه از طرف مسلمانان. یادتان باشد اگر روزی خواستید عقیده ی کسی را تغییر بدهید، قبل از هر عقیده ای که دارد او یک انسان است. نباید فقط به تغییر دادن دین او فکر کنید تا اگر این اتفاق نیافتاد او را طرد کنید. متاسفانه رفتار مسلمانان با ترویر برای تغییر مذهبش مناسب نبوده است و همه با طمع تغییر عقیده ی او به مذهب خودشان با او رابطه برقرار می کرده اند و بعد هم که نتیجه نمی گرفتند او را طرد می کردند. کسی به نیازهای واقعی او توجه نمی کند. این درست خلاف سیره ی ائمه است. مثلا افرادی بوده اند که با عصبانیت نزد ایشان می آمده اند و حرفهای تند هم می زده اند، بعد معلوم می شده فرد خسته است یا گرسنه است یا مشکلی دارد، و وقتی مشکلش حل می شده است خود به خود نسبت به این دین نظرش عوض می شده است. وقتی می بینم این همه سختی ای که یک نفر برای یافتن حقیقت تحمل می کند، تحت تاثیر قرار می گیرم.

بعد از نماز در راه برگشت در مورد اسرائیل با ترویر صحبت کردم که چون تاریخ خوانده اطلاعات خیلی خوبی داشت. گفت حدود 10 سال پیش درس تاریخ اسرائیل را در دانشگاه استنفورد گرفته است. آن موقع چنین درسی تازه در استنفورد امکان ارایه پیدا کرده بود در حالی که اگر چند سال قبل تر چنین درسی ارائه می شد استاد درس در کلاس مورد انتقاد دانشجویان طرفدار اسرائیل قرار می گرفت و بعدا هم در شغلش به مشکل می خورد. تاکید می کرد که افکار عمومی در مورد اسرائیل در حال تغییر است و باید امیدوار بود و بر روی بیداری افکار عمومی تکیه کرد.

4- در کنار دکتری فرصتی پیش آمد که کارشناسی ارشد اقتصاد را از دانشگاه میشیگان بگیرم. در ایران هم باید برروی تحقیقات بینارشته ای تاکید کنیم و یک راهش همین است که امکانات تحصیل موازی در دو رشته را برای دانشجویان فراهم کنیم. مدرک را مستقیم پست کردند به ایران! هفته ی پیش از طرف سناتور ایالت میشیگان نامه ای رسید که دریافت مدرک اقتصاد از دانشگاه میشیگان را به شما تبریک می گوییم، این مایه ی افتخار میشیگانی ها است، اگر کاری داشتید با من تماس بگیرید. ظاهرا این هم بخشی از وظایف سناتورها برای ارتباط با مردم جمع کردن رای است.

5- هم اتاقی ام در اتاق کار دانشگاه یک مسیحی معتقد است. john چند بار سعی کرده است در مورد مسیحیت با من صحبت کند و دست آخر فرصتی شد صحبت کردیم که تقریبا دو ساعت طول کشید. در متن بعدی در مورد این گفتگو می نویسم.  جان کارشناسی ارشد را در عربستان خوانده است و همان موقع یک سفر به فلسطین هم رفته است و از مسجد الاقصی دیدن کرده. حسرت خوردم که چرا او می تواند به مسجد الاقصی برود اما ما این امکان را نداریم. اگر فلسطین آزاد بود، مسجدالاقصی یکی از نقاط پرتردد زیارت مسلمانان بود.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
What do you do for a sore Achilles tendon?
سه شنبه 17 مرداد 1396 04:28 ق.ظ
I have fun with, lead to I discovered just what I used to be looking for.
You have ended my four day lengthy hunt! God Bless you man. Have
a nice day. Bye
Foot Pain
جمعه 13 مرداد 1396 06:22 ب.ظ
What's up friends, its great post regarding
educationand fully defined, keep it up all the time.
http://oedipus.mihanblog.com
یکشنبه 11 تیر 1396 07:13 ق.ظ
Hello, its fastidious post about media print,
we all understand media is a great source of information.
manicure
جمعه 18 فروردین 1396 03:49 ب.ظ
Hey! This post could not be written any better!
Reading through this post reminds me of my good old room mate!
He always kept talking about this. I will forward this article to him.
Pretty sure he will have a good read. Many thanks for sharing!
manicure
جمعه 18 فروردین 1396 02:33 ب.ظ
There is certainly a lot to know about this topic. I love all of the points you made.
Negar
یکشنبه 19 مرداد 1393 09:57 ق.ظ
خیلی پست پرمحتوایی بود و خیلی استفاده کردیم . ممنون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo