تبلیغات
حنیف - شک فرهنگی - 3

شک فرهنگی - 3

نویسنده :حنیف
تاریخ:یکشنبه 14 اردیبهشت 1393-11:50 ب.ظ

مقدمه: اخیرا در ایران نگه داری حیوانات خانگی بیشتر شده است. این مسأله انگیزه ی نوشتن این متن است.


حیوان خانگی

سگ های خانگی را تقریبا در تمامی خیابان ها و پارک های شهر می توان دید. آن قدر متنوعند که هیچ وقت فکرش را نمی کردم. از سگ هایی که کف دو دست جا می شوند تا سگ های به بزرگی یک انسان. سگ ها یکی از انواع حیوانات خانگی هستند که در آمریکا نگه داری می شوند. گربه ها و پرنده ها و ماهی انواع دیگر حیوان خانگی اند. دیدن سگ ها در خیابان ها و پارک ها از مواردی است که هیچ وقت برایتان عادی نمی شود. خیلی موارد این رفتار شما را درک می کنند اما گاهی اوقات هم افراد نسبت به سگ شان تعصب دارند و وقتی می بینند که خوشتان نمی آید یا فاصله می گیرید ناراحت می شوند. در شهرهای بزرگ تعداد بیشتری از سگ و گربه دیده می شود. معمولا هنگام عصر می بینید که وقتی به خانه برمی گردند سگ شان را برای هواحوری و قدم زدن بیرون می آورند چون حیوان نیاز به محیط باز دارد و اگر در خانه محبوس باشد افسرده می شود. مخصوصا سگ ها را آموزش می دهند تا در خانه کثیف کاری نکنند و بسیار پیش می آید می بینید فردی منتظر ایستاده تا سگش کارش را تمام کند. صحنه ای که دفعه ی اول برایم خیلی تکان دهنده بود آن است که یک مشما هم در دست دارند تا بعد از آن که حیوان کارش تمام شد دولا شده و مدفوع را جمع کنند. در غیر این صورت جریمه خواهند شد. هیچ وقت نمی توانم با چنین کاری کنار بیایم! این از آن مواردی است که فرهنگ کاملا ذهن انسان ها را عوض می کند. همین موضوع را با یکی از دوستان مطرح کردم، می گفت برای آن ها این کار مثل شستن کهنه ی بچه است. در محوطه های عمومی معمولا سطل جداگانه ای برای زباله های مدفوع حیوان است چون عامل گسترش بیماری هستند.

قوانین خاصی در نگه داری حیوان اعمال می شود. از جمله این که بردن حیوان به داخل محوطه های عمومی بسته مانند داخل فروشگاه ها مجاز نیست بنابراین حیوان را در ماشین رها می کنند. حیوان حتما باید قلاده داشته باشد و اگر کسی را گاز بگیرد صاحبش جریمه ی سنگینی می شود. من دیده ام حتی به سگ های خیلی بزرگ که گاز گرفتنشان می تواند خطرناک باشد پوزه بند می زنند. در ساختمان ها یکی از مواردی که جزو شرایط قرارداد است آن است که آیا می توان در این خانه سگ و گربه داشت یا نه. مثل سیگار کشیدن که بعضی خانه ها اجازه ی سیگار را برای مستاجر نمی دهند.

در حال حاضر در آمریکا با 314 میلیون نفر جمعیت و 115 میلیون خانوار، حدود 83 میلیون سگ و 95 میلیون گربه خانگی نگه داشته می شود. این در حالی است که تعداد کودکان آمریکایی حدود 85 میلیون نفر است. حیوان خانگی با اهداف مختلفی نگه داری می شود. به طور سنتی سگ برای نگهبانی از خانه بوده است. اما به تدریج جایگاه آن به عنوان یک عضو خانه در آمده است. افراد تنها و یا پیر که تنهایی بیشتری دارند یک دسته ی اصلی صاحبان حیوانات خانگی هستند. دسته ی دوم خانواده های بچه دار هستند که حیوان را به عنوان همبازی بچه تهیه می کنند. برای بعضی ها حیوان خانگی به عنوان عضوی از خانواده در می آید و در مرگ آن ضربه ی عاطفی می خورند. حتی در یک سفره با آن غذا می خورند.

 این تغییر فرهنگ حیوان خانگی به تدریج در قرن بیستم رخ داده و مخصوصا در سالهای دهه ی 60 به عنوان یک مولفه از فرهنگ آمریکایی گسترش پیدا کرده است. در میان مهاجران البته این مشکل وجود دارد که نسل قدیم به راحتی با این مسأله کنار نمی آیند ولی فرزندانشان خواهان نگهداری حیوان خانگی اند. مثلا مواردی را دیده ام که خانواده ای سگ داشته اند و وقتی پدربزرگ و مادربزرگ از کشور خودشان به دیدنشان می آیند با آن ها سر اینکه چرا حیوان را در خانه نگه می دارند دعوا داشته اند. برایشان این نحوه ی تعامل با حیوان و نگهداری با او قابل هضم نیست.

دانشجویان و افراد جوان تمایل کمتری به نگه داری حیوان دارند مخصوصا که نگه داری سگ حدود 250 دلار در سال و گربه 200 دلار در سال هزینه دارد. این هزینه ها شامل غذا، بیماری ها، بیمه کردن حیوان، کوتاه کردن مو و ناخن و وسایل جانبی است. بنابراین در محیط های دانشجویی کمتر می توان سگ و گربه دید. خود حیوان هم بسته به نوع و نژادش می تواند قیمت هایی از 100 دلار تا چند هزار دلار داشته باشد. برای جبران این هزینه ها گاهی افراد سگ هایشان را با هم جفت می کنند تا توله را بفروشند. بنابراین اگر سگشان از نژاد و سن خوبی باشد می توانند سگشان را برای یک یا چند شب به دیگران کرایه بدهند و پولی بگیرند.

حیواناتی که بدون صاحب رها می شوند یا گم می شوند و آن هایی که صاحبشان با آن ها بد برخورد می کند را به محل های مخصوص نگه داری حیوانات می برند. معمولا حیوان را در سنین کم می گیرند تا آموزش بدهند. یکی از دانشجویانی که در دانشگاه در اتاق مشترکی هستیم مدت یک ماه در تابستان به آفیس نمی آمد. بعدا که علتش را پرسیدم گفت یک توله سگ را از یکی از همین خانه های نگه داری حیوانات بی پناه خریده 100 دلار و باید در خانه نگه داری اش می کرده و آموزشش می داده. تقریبا همه ی وقت خالیش را با آن پر می کرد و به قولی بهترین رفیقش در این دنیا بود! کسی که واقعا او را دوست دارد و به او خیانت نمی کند، و وقتی به خانه برمی گردد واقعا انتظارش را می کشد. 

نگه داری حیوان مشاغل دیگری را هم به همراه خود می آورد. از سلمانی سگ ها و گربه ها برای تمیز کردن آن ها و سشوار کردن آن ها تا مهدکودک برای سگ ها. افرادی هستند که شغلشان سگ چرانی است و افرادی که مشغله ی زیادی دارند حیوان را برای چرا به این افراد می سپارند و گاهی می بینید فردی با 10 15 سگ درحال حرکت است. در پارک ها محوطه های مخصوصی برای سگ ها است که می توانید آن جا قلاده ی سگ را باز کنید و مثلا با او بازی کنید که جسمی را پرت کنید بیاورد! فعالین حقوق حیوانات هم جای خود را دارند.

حیوان خانگی به قدری جزو فرهنگ آمریکا شده است که رییس جمهور آمریکا سگ مخصوص خودش را دارد و پیرامون سگ انتخابی کاخ سفید بحث هایی در روزنامه های زرد درمی گیرد. بعضی ایالت ها یک نژاد سگ را به عنوان سگ آن ایالت انتخاب می کنند. دو سه هفته ی پیش به کتاب خانه رفته بودم که متوجه شدم چند سگ خیلی بزرگ آنجا هستند. بعدا فهمیدم سگ ها را برای برنامه ی سگ درمانی از طرف یک موسسه آورده اند. چون فصل امتحانات است و بچه های استرس میگیرند، سگ ها را می آورند تا در هنگام درس خواندن در کنار افرادی که متقاضی هستند باشند و استرسشان کم شود.

حیوان خانگی با این کیفیت جزو فرهنگ غربی است و در فرهنگ ما غریبه است. حیوانات خانگی که در کارتون های تلویزیونی بچگی می دیدیم هیچ وقت آن طور که برای یک غربی معنی دارد برای ما نداشت! اگر چه هنوز مانده تا این مورد در جامعه ما گسترده بشود ولی چرخه ی فرهنگی آن شروع شده است. قبل از آن که مشکل حاد شود باید فکری برای آن کرد. یادم هست یک بار در میدان میوه و تره بار یک نفر را با سگش دیدم، همان طور که گفتم اینجا هم بردن حیوان به داخل مغازه ممنوع است. تذکر دادم  که این حیوان باعث بیماری می شود. خیلی ناراحت شد و معلوم بود خیلی حیوانش را دوست دارد. به نظر شما چه باید کرد؟




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
Can exercise increase your height?
دوشنبه 16 مرداد 1396 10:59 ب.ظ
Great delivery. Sound arguments. Keep up the great spirit.
How much does it cost to lengthen your legs?
جمعه 13 مرداد 1396 08:18 ب.ظ
Do you have a spam problem on this site; I also am
a blogger, and I was wondering your situation; many of us have created some nice procedures
and we are looking to swap solutions with others, why not shoot
me an email if interested.
greatnugget8794.exteen.com
شنبه 17 تیر 1396 08:24 ق.ظ
WOW just what I was looking for. Came here by searching for شک
manicure
شنبه 19 فروردین 1396 10:26 ب.ظ
Remarkable! Its in fact awesome article, I have got much clear idea about
from this paragraph.
manicure
یکشنبه 13 فروردین 1396 01:50 ب.ظ
Sweet blog! I found it while surfing around
on Yahoo News. Do you have any tips on how to get listed in Yahoo News?
I've been trying for a while but I never seem to get there!
Thank you
دوشنبه 5 خرداد 1393 12:10 ب.ظ
متشکرم
جمعه 2 خرداد 1393 08:53 ب.ظ
اونایی که برای تحصیل به خارج میرن و گاهی که ازون اول میگن بر نمیگردیم و اونجا می مونیم، میگن آزادی میخوان. برای خودشون از خارج از ایران بهشت ساختن. معمولا نه خودشون و نه خانواده شون مذهبی نیستن.شما که خودتون و احتمال زیاد خانواده تون مذهبی هستید چه دنیایی برای خودتون قبل رفتن ساخته بودید؟دنبال آزادی بودی؟ به دنبال چیزی که رفتید رسیدید؟
شما که احتمال ماندنتان کم نیست، آیا فکر میکنید که با برگشتتون در زندگی تباه میشید؟اصلا اوضاع کار و شغل اونجا چطوره؟ یکی از استادای برق توی تهران میگفت شماها اگه بر گردید اطلاعاتتون به درد ایران نمیخوره. صنعت با شما پیش نیامده. میخواهید چی بگید به دانشجوهاتون؟!
توصیه شما به کسانی که فکر میکنن اگه از ایران برن حتما زندگی بهتر از ایرانه و خیلی از دغدغه ها رو نداره چیه؟آیا موافقید که با موندن توی ایران فرسوده میشید؟من اینو در خیلی ها دیدم که ماندند و فرسوده شدن و رفتند و با انرژی هستند مثل یک جوان.
لطفا مثل ما خوانندگان وبلاگتون که به تمام نوشته هاتون توجه میکنیم و نظر مینویسیم به همه سوالاتم پاسخ بدید.با تشکر
پاسخ حنیف : نوشتن در مورد همه ی این سوالات کمی طولانی میشه مخصوصا که گفتین به همه با دقت جواب بدم. مسایل مختلفی رو پرسیدین از نیات شخصی تا مسایل علمی و سطح زندگی و ... پس صبر کنید تا یه متنی برای این سوالات شما بنویسم.
جمعه 2 خرداد 1393 08:46 ب.ظ
این که میگید ایرانی های خارج از ایران حتی اونایی که متدین به حجاب نیستن پوشیده ترن خیلی عجیب بود به نظرم اومد اونا از سر عقده ای بازی هر کار ی رو انجام میدن. بی حجابی بخش کوچیکیش باشه..
پاسخ حنیف : نمی شه رفتار های چند نفر رو به همه ی ایرانی ها تعمیم داد. ایرانی ها به صورت یک اجتماع پوشیده ترند تا سایرین.
جمعه 2 خرداد 1393 01:56 ق.ظ
سلام منظور از کلمه القا انتقال نقطه نظرات و واقعیات به نحو غیر مستقیم بود و بار مثبت این کلمه مد نظر بود که خواننده رو بیشتر جذب .بیشتر به فکر وادار میکنه
از مطالب و نوشته های جالبتون باز هم متشکریم
پاسخ حنیف : سلام، ممنون، من هم از انتقادات شما متشکرم. امیدوارم ادامه بدین.
سه شنبه 30 اردیبهشت 1393 12:58 ق.ظ
سلام نوشته های قبلی شما بیشتر خاطره نویسی بود( تا تحلیل کلی) و وقایع پیش امده این طور نوشتن برای خواننده جذاب تره و پیام شما رو زیر پوستی القا میکنه.نوشته های اخیرتون بیشتر حالت مقاله پیدا کرده که عموم کمتر حوصله مطالع اون رو دارند
پاسخ حنیف : سلام،
هدف از نوشته ها اشتراک گذاشتن تجربیات خودم با خوانندگان و گفتگو راجع به مسایل مختلف است، پیام خاصی رو نمی خواستم القا کنم. از این نظر مقاله بهتره چون از امور متفرقه خالیه و خواننده اصل مطلب رو می بینه و می تونه نقد کنه. خاطره نویسی برای خودم و رفقایی که هم رو می شناسیم جذابتره. سعی می کنم ترکیب دو شیوه بنویسم.
یکشنبه 28 اردیبهشت 1393 09:48 ب.ظ
فکر کنم برای وبلاگتون کمر کسی مطلب می نویسه
خیلی ها شاید میخوانن و چیزی نمی نویسن
اما برای وبلاگ مرد یخی اوضاع فرق میکنه
با اینکه در تدین بودن دینی تا جاهایی شبیه هم هستین و از خدا و پیغمبر مینویسید و پایبندین اما مسیر فکریتون باهم اصلا نمیخوانه
یک جورایی این نظر گذاری رو اونجا هم داشتم و نظراتی هم گرفتم اما ول کردم
اگه رو در رو بودیم حتما کارمون به دعوا میکشید
طبق تجربه ام با آدمای مختلف که از ماه های تولد مختلفن، احتمال میدم که بهمن ماهی باشن
چون معمولا بهتره ازشون دوری کنم
چون فضای فکری من یک وره و فضای فکری اونا اون سر.
خدا شما رو به خاطر مطالبتون و افکارتون و تحقق اون در زندگی تون خیر بده
در این دنیای ترسناک، وجود آدمای مثل شما مایه افتخاره و هم به دیگران مثل من اعتماد به نفس در اجرا و تحقق افکارم میده
خداوند قدمتان را برای همیشه به صدق داخل و به صدق خارج بگرداند و در دنیا و آخرت سعادتند.
پاسخ حنیف : تو وبلاگ خود مرد یخی بنویسین نظرتون رو. تا جایی که می شناسم خوشحال می شه از دریافت انتقاداتتون.
یکشنبه 28 اردیبهشت 1393 09:40 ب.ظ
حالا نمونه های دیگش در مملکت هست
نمیدونم مردم جاهای دیگه که فرهنگ غنی دارن چه میکنن تا فرهنگشون از دست نره
من همیشه حسرت میخورم
ما مسلمانیم و ایرانی و دارای دو فرهنگ دینی و ایرانی
اما داغون تریم
جمع نمیبندم و منفی بافی نمیکنم
اما قبول کنید که همپای فرهنگمون جلو نمیاییم
یکشنبه 28 اردیبهشت 1393 09:38 ب.ظ
از سیاست نمیفهمم
اینکه چی باشه خوبه چی باشه بده
اینکه باید با این شرایط چه کرد
مردم متدین هم بازیچه شدن
یک جورایی همه گیج میزنن
نمونه اش یکبار حرم امام رضا بودم و مسافر. ما صف اول در یکی از سالن ها برای نماز ایستاده بودیم
حرم خیلی شلوغ بود و به سختی یک جا پیدا کرده بودیم
یکی از خانمای حرم گفت اونایی که نمازشون شکسته است صف اول نیاستن. بعد هر چی به خانما گفت که جاشو با ما عوض کنه کسی پا نشد
این شد که اونجا نشستیم
یکهو یکی از خانما با داد و هوار پا شد و گفت من مبلغ دینی ام اگر از جاتون بلند نشید نماز همه مردم رو خراب میکنید و شدیدا بد با ما رفتار کرد
اصلا میخواستم پا شم و نماز نخوانم حیف که درها بسته شده بو
نرمک نرمک با خواهش خانم حرم چند نفر از صفهای عقب اومدن جای ما تا ما نمازو چند صف عقب تر بخوانیم
مادرم براش جا پیدا نشد
نمازو در حالی که در صف اول گوشه ای مچاله شده نشسته بود نخواند
اینم از مردم دینی
از غیر دینی بدترن
اینه که از بزرگ تا کوچیک مردم بی درک میشن گاهی اوقات
پاسخ حنیف : ممنون که مشاهداتون رو به اشتراک گذاشتین. اگر در سیاست سررشته ندارین، باز می تونین در اموری که فکر می کنین قدرت تشخیص دارین و محدوده ی افرادی که امکانش رو دارین، راهنمایی و کمک کنین.
یکشنبه 28 اردیبهشت 1393 09:32 ب.ظ
به نظرم دولت ترکیه یا هر کشور دیگه که مردمش در دینشون آزادن بهتر از جامعه اسلامیه
لا اقل مردمش عقده ای نمیشن
اینجا نه تناه مردم علنی مخالفتشون رو اعلام میکنن بلکه توی فیس بوک و وایبر و سایتهای اجتماعی اوضاع از داغون بودن هم فرسنگها فراتر رفته
اگه بگه دولت که از این به بعد هر کی حجاب میخواد حجاب اگه نه هر جور میخواد باشه
دیگه میشه آنتالیا
اون موقع است که خدا باید یک عذابی نازل کنه این خلق رو ببره و خلقی جدید جایش بیاره
پاسخ حنیف : این تحلیل لزومادرست نیست که اگر حجاب آزاد بشه معیار حجاب در ایران مثل کشورهای غربی میشه. به جز فشارهای قانونی و دولتی فشارهای هنجاری در جامعه هم وجود داره. بررسی ایرانی های خارج از کشور یا زمان قبل از انقلاب که گفتین، می تونه تا حدی برای تحلیل اون شرایط کمک کنه. مشاهده ی من اینه که ایرانی های خارج از کشور حتی اونهایی که به حجاب اسلامی اعتقاد ندارند پوشیده تر هستند تا غربی ها یا دانشجویان از سایر کشورها.
یکشنبه 28 اردیبهشت 1393 09:29 ب.ظ
من ازین کلمات قلنبه سلمبه سر در نمیارم.هر جا هم حرف میزنن، چیزی نمیفهمم. در عجبم په جوری یاد گرفتن این جوری حرف بزنن. اقتصاد دولتی و خصوصی هم فقط منو یاد یکی از کشورای شمال ایران که اسمشو یادم نمیاد می ندازه که میگن اقتصادش دست چند ثروتمنده و اقتصاد خوبی دارن و همه چی ارزونه.
در مورد اینکه دولت یک سیاستی بگیره و بعدش به خاطر معایب اولیه اش یا بی تدبیری های بعدیش جامعه رو دچار مشکلات میکنه، خب امری مسلمه
نمیدونم چرا خدا دستور به تحقق جامعه اسلامی داده
امام خمینی خواست همینو اجرا کنه
مردمو از بی حجابی به چادرو روسری کشوند
قدیمیا میگن اون موقع هر کی حجاب میخواست رعایت میکرد هر کی نه دامن کوتاه هم می پوشید اما اوضاع اینجوری نبود
رسالت اولیه به نظرم همه اش بد نبود اما تدبیرهای بعدیش بد شد
این شد که توی یاهو چند روز پیش خواندم که ایرانی ها در فیس بوک بی حجاب ظاهر میشن و یک عکس از سه خانم در لب دریای ایران گذاشته بود که شال شونو برده بودن هوا و بی حجابی خودشونو مثلا فریاد زدن. بعد توی یاهو نوشتن که ایرانی ها با این کار میگن حجاب زوری هست و ...
پاسخ حنیف : تاثیر دولت ها در فرهنگ به طور کلی قابل حذف نیست. دولت ها ذاتا مبلغ نوعی فرهنگ هستند حتی اگر اون فرهنگ "عدم مداخله ی دولت در فرهنگ" باشه. مهم میزان و شیوه ی دخالت دولت در فرهنگ است. ظاهرا نباید طوری باشه که دولت متولی اصلی فرهنگ باشه و مردم احساس رفع تکلیف کنند. از این جهت می شه با اقتصاد دولتی و خصوصی مقایسه کرد، اگر دخالت دولت در اقتصاد به شکل متولی بودن اقتصادی دولت بشه، مردم تکاپو و زحمت برای کار و تلاش رو از دست می دن و منتظرند تا دولت کارهایی بکنه. مکانیزم های دولتی هم معمولا کند و غیرکارآمد هستند و برای همین اقتصادهایی که دولت توشون نقش تولید کننده ی اصلی رو داره رشد خوبی ندارند. در نقطه ی مقابلش بحث میشه که دولت می تونه ناظر بر اقتصاد باشه اما تولید اقتصادی رو بر عهده ی مردم بذاره. یا به عبارت دیگه مامردم باید به این نتیجه برسیم که بهتره این طور فکر نکنیم که دولتی که برای اداره جامعه ی اسلامی مون انتخاب می کنیم مسوول همه چیز است، بلکه خودما مسوول امور هستیم و اون جمعی از خودمون هم که مسوول دولت می ذاریم قرار نیست همه کارها رو بکنند.
شنبه 27 اردیبهشت 1393 07:47 ب.ظ
یعنی چی ریشه مشکلات حضور دولت در فرهنگه؟نمیفهمم منظورتونو
پاسخ حنیف : دخالت دولت در فرهنگ یعنی اینکه دولت نوعی فرهنگ رو تبلیغ می کنه و برای اون برنامه می ریزه. این مساله آفتهایی داره مثل اینکه وقتی دولت دچار مشکلات اقتصادی می شه یا فسادی در دولت رخ میده، به پای فرهنگی که دولت مبلغش هست هم نوشته می شه. آفتهای دیگه ای هم می شه برای این مساله تصور کرد، مقایسه کنید با اقتصاد دولتی در مقابل اقتصاد خصوصی. به نظر شما کدوم شیوه بهتره؟
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 10:56 ب.ظ
ما چه کار کنیم تا بیش از این از فرهنگمون دور نیفتیم؟
صرفا معتقیدین پایبند و با حضور در جامعه باشند کافی نیست
پاسخ حنیف : یه تحلیل اینه که ریشه ی این مشکلات حضور دولت در فرهنگ است. نظر شما چیه؟
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 10:54 ب.ظ
وقتی این جوونا قصد زندگی در خارج و رفتن میکنن و میگن بریم و خلاص شیم
وقتی شادن که بورس شدن
کسی به موارد بعدیش نگاه نمیکنه
خود اون طرف هم نمیبینه
میره اونجا و چون پایه ی عقایدیش سسته
سر غذاهای... و نوشیدنی های.... و حمام آفتاب.... و غیره ها میشینه
بعد چند سال میبینید عوض میشه
و بعد این آدم جدید بقیه رو به انحراف میکشونه
چون بابت کارایی که میکنه سخت استواره
پاسخ حنیف : حرف درستیه، برای محیط زندگی باید علاوه بر مسایل مادی، مسایل فرهنگی رو هم لحاظ کنیم و بهشون اولویت بدیم. شناخت صحیح از شرایط فرهنگی خارج از کشور و آفات و پتانسیل ها می تونه کمک کنه.
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 10:52 ب.ظ
خود شما چطور پای بند عقاید دین و خویشتن داری و پایبند به خدا ماندید؟

چی باعث میشه بقیه منحرف شن؟
پاسخ حنیف : اولا در مورد حنیف نمی دونم شامل این موارد که گفتین بشه، امیدوارم عکسش نباشه.

چیزی که دیدم اینه که دوستان نزدیک و جمعی که فرد خودش رو متعلق به اونها می دونه نقش خیلی مهمی داره.
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 10:51 ب.ظ
یا اگه بزرگتری بد حجاب یا بی حجاب باشه، بچه ها طبیعیه که متمایل بشن
مگه چقدر احتمال داره که اون بچه بعدا که بزرگ شه به خودش بیاد و از اساس سعی کنه که اصلاح کنه؟
حالا تعریف و تمجید ها و پز دادن ها و کلاس گذاشتن ها و غیره های بعضی ها برای بعضی ها بماند
مثلا پسرانی که مقید به چیزی نیستند و به دیگران میگن، امل!
حس جوانی و احساس های جوانی چطور باید کنترل شن؟
پاسخ حنیف : سوال سختی می پرسین. به نظرم ازدواج به هنگام در رفع خیلی از آفات دوران جوانی نقش مهمی دارد.
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 10:48 ب.ظ
دور و بر ما پر از چیزایی هست که آدمای پخته در برابرش سعی میکنن اول در موردش فکر کنن، تحت تاثیر جریانات مخالف نباشن . از کنارش رد بشن یا با پاسخی بهتر بهش جواب بدن. اما نا پخته ها چی؟
نمونه هایی مثل:
داشتن حیوان خانگی مثل سگ گربه همستر مار سنجاب و غیره
بی حجابی و بد حجابی
روزه نگرفتن به خاطر گرمای هوا
نماز نخواندن یا آخر روز همه ی 17 رکعت را خواندن
دوست پسر یا دوست دختر داشتن
فیلمهای مستهجن دیدن
ماهواره داشتن
ساپرت پوشیدن خانمها
چاک دادن یقه پیراهن آقایان
موهای فشن پسران
موهای افشان دختران
و خیلی چیزای دیگه....
چه باید کرد که با زندگی توی همین ایران، رنج سنی خام و نا پخته بهش متمایل نشه
روزی شاید گریبان گیر نزدیک ترین کسمون شه
یا بچه مون
اونجاست که آدم میمونه
نمیدونه ایراد کار از کجا بود
تازه هشیار میشه
چه باید کرد تا به جوونا بفهمونیم که همه ی انحرافات از کوچک شروع میشه
وقتی معلمی سر یک کلاس میگه من سگ دارم. بچه ها شما چی دارید؟هر کی سعی میکنه یک چیزی بگه. حتی اگه شده بگه سگ دوست دارم
پاسخ حنیف : آموزش و پرورش نقش مهمی داره. فرهنگ یه سازو کار داره، اگر مسایل رو تو این سازو کار ببینید به نظرتون قابل حل میان اما اگر جدا نگاه کنید تلی از مسایل در هم تنیده هستند که نمی دونید از کجا شروع کنید. پیشنهاد می کنم کتاب "توسعه و تضاد" اثر آقای دکتر رفیع پور رو بخونید. سعی می کنم در اینده چیزهایی بنویسم.
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 10:41 ب.ظ
توی برخی وبلاگها وقتی نظر مینویسیم تا یک جایی که میشه نوشت که حروف تایپ میشن اما ازون بیشتر شه تایپ نمیشن.اینجا تا ابد میشه نوشت اما بعدش میبینید که موقع ارسال پیام میده که تعداد کاراکتر بیش از حده!
میتونید توی تنظیمات یک دستکاری کنید؟
پاسخ حنیف : من راهی پیدا نکردم، کسی از خوانندگان پیشنهادی داره؟
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 10:40 ب.ظ
عجیب نیست اگر تا سالهای بعد این چیزایی که تعریف کردید در ایران عملی تر شه. همه چی از کوچیک شروع میشه
هی هات!
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 10:39 ب.ظ
متاسفانه ما ایرانی ها خیلی کارها رو انجام میدیم که نمیدونیم ریشه اش کجاست. نمونه اش نگهداری حیوان خانگی. حالا سگ و گربه شاید قابل هضم باشه یک جورایی! همستر نگه میدارن!
دقیقا چیزایی که شما اونجا دیدید من توی ایران دیدم. خانمی که سگ داشت و بهش خیلی علاقه داشت. ازش پرسیدم چرا اینقدر به سگ علاقه مندی؟گفت چون از آدمها بی وفایی دیدم.
یک بار تمام لبلسش پر از مو بود. گفتم به شوخی که دیشب توی اتاق مو خوابیدی؟گفت سگمو دیشب برده بودم حموم. موهای اونه که بعد حموم زیاد میریزه.
اون سگ حتی تا لب کیک خوردن با خانواده بود تا حتی که یکبار نصف کیک رو اون گاز زد و بعد خانواده کیک رو نصف کرد و بهش داد و بقیشو خودشون خوردن.یک بار از وجود موی سگ در لباس نمازگزار گفت که ایراد داره. گفت خب برش میداره!
یک بار میگفت سگشو برده بود بیرون و میگفت کلا دوست نداره قلاده ببندتش بعد سگه داشت سمت یکی میرفت. طرف داد زد که خانم جلوی سگت رو بگیر. خانم ناراحت شد، بدجور.
الان دیگه در برخی خانواده ها خصوصا جوونا سگ هست. گربه کمتر دیدم و شنیدم. حتی توله سگشون رو توی خونه دنیا میارن و بعد میفروشند
سگشون بلده توی خونه کثیف کاری نکنه
اما ما یک تفاوت داریم با امریکایی ها
برای ایرانی های سگ دوست سگ داشتن نوعی چیز با کلاس محسوب میشه. عامل انتشار بیماری نمیدوننش.سگ بی قلاده بیرون میره. سعی میکنن توجیهی برای هیچ چیزی در مورد سگ نداشته باشن که هیچ! عادی و معمول جلوه بدن
یک جورایی که کم سن و سالها فکر میکنن ولقعا چیز عادی هست و بیشتر دچار انحراف و بی توجهی به دین و بهداشت میشن
خیلی از مشکلات از نداشتن درک عمیقه. شما فکر میکنید برای اینکه نداشتن درک عمیق مردم تاثیر روی خودتون، خواهر یا برادرتون، بچه تون نذاره، چیکار باید کرد؟
پاسخ حنیف : ممنون که مشاهداتون رو نوشتین. بعضی مسأیل فرهنگی در کشور ما درون زا نیستند. مسایلی که درون زا نیستند مسایلی هستند که اگر فرض کنیم در غرب وجود نداشت یا جامعه ی ما (فرضا) یک جامعه ی ایزوله از سایر دنیا بود بروز نمی کرد. به نظرم این مسأله ی حیوان خانگی هم همین طوره و تحت تاثیر فرهنگ جهانی حرکت می کنه. با گسترش ارتباطات و تعاملات در سطح جهان این اتفاق بیشتر می افته و فرهنگ ها با هم تلفیق پیدا می کنند. بعید می دونم در شرایط فعلی ما بتونیم در سطح جهانی در فرهنگ کار موثری بکنیم (گرچه باید به سمتش حرکت کنیم). اما برای شرایط داخلیمون می تونیم موثر باشیم و فضای فرهنگی زندگی خودمون رو خودمون معلوم کنیم. شناخت عمیق تر مسایل فرهنگی و ساز وکارهای اون در سطح اجتماع یک راهشه. مثل آگاهی نسبت به یک بیماری در جامعه می مونه. آگاهی عمومی در جهت حرکت هماهنگ موثره. امر به معروف و نهی از منکر شیوه ی موثری در انتقال این آگاهی عمومی است. مثلا شما می بینید من یک فرد مسلمانی هستم و قاعدتا باید متوجه باشم که حیوان خانگی چه آفاتی می تونه داشته باشه، اگر دقت نمی کنم میتونین توضیح بدین و تذکر بدین و سعی کنید فرد رو هشیار کنید. اگر فرصت بشه در مورد سازو کارهای فرهنگی چیزهایی می نویسم.
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 10:29 ب.ظ
سلام. آقای اوبا ما بالاخره مسلمونه یا نع؟
البته اگه هم باشه و هنوز با مقوله سگ داری همراهه، خب میشه گفت اسما مسلمانه و رسما نه!
پاسخ حنیف : سلام، نه مسلمون نیستند.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo