عصر رسیدم تورنتو. در فرودگاه تورنتو خیلی سریع از گمرک رد شدم. بدون هیچ پرسش و پاسخ یا معطلی، فقط یک مهر روی پاسپورت زدند. برخورد کارمندانش هم محترمانه بود. البته بعدتر در قسمت تحویل بار کلی معطل شدیم. فرودگاه تورنتو در مقایسه با فرودگاه دوبی قدیمی به نظر می آمد و  سالنی که برای گرفتن بار رفتیم به نظرم مثل یک سوله ی بزرگ بود. از نظر موقعیت جغرافیایی تورنتو برخلاف دوبی در چهار راه مسیرهای هوایی قرار ندارد و طبیعی است که مسافرین کمتری داشته باشد.

اولین چیزی که بلافاصله جلب توجه می کرد، تنوع قومیتی و نژادی کارمندان فرودگاه بود. حتی گاهی با همدیگر و یا با مسافران به زبان کشور خودشان صحبت می کردند. بعدتر متوجه شدم که این تنوع مشخصه ی شهر تورنتو است و این نتیجه ی مهاجرت به کانادا و سیاست های مهاجرت پذیری این کشور  در دهه های اخیر است که حدود یک چهارمشان در تورنتو سکنی گزیده اند. تنوع جمعیتی اینجا سه تفاوت عمده با دوبی داشت. اولا در تورنتو اختلاط قومیتی مشاهده می شد و در همه ی مشاغل افرادی از قومیتهای مختلف دیده می شدند. ثانیا برتری نژادی مانند دوبی آشکار نبود، زیرا بر خلاف دوبی اکثریت غالب جمعیت دارای شهروندی کانادا هستند. سوم اینکه تنوع جمعیتی محدود به یک قاره نبود و اقلیت های قومی، آسیا و اروپا و آفریقا و حتی آمریکای لاتین را شامل می شد. نشانگر این تنوع جمعیتی آن است که حدود 140 زبان مختلف در تورنتو تکلم می شود. نکته ی دیگر آنکه، حدود نیمی از جمعیت تورنتو متولد کانادا نیستند و لذا طبیعی است که برخوردشان نسبت به مهاجرین و قومیت های دیگر همراه با تحمل و احترام باشد. کلان شهر تورنتو با 5.5 میلیون جمعیت حدود یک ششم جمعیت 35 میلیونی کانادا را در خود جای داده است و بزرگترین شهر کانادا و 5 امین شهر بزرگ آمریکای شمالی است.

در فرودگاه چرخ دستی ها کرایه ای بود و فقط دلار کانادا قبول می کرد. از قضا درست شب آخر حرکت، یکی از رفقا یک اسکناس 5 دلاری کانادا به من داده بود که آنجا به کارم آمد و به دو دلار یک چرخ دستی برداشتم. تصمیم گرفتم کمی پولم را به دلار کانادا عوض کنم که در مسیر و روزهای بعد به مشکل نخورم. می دانستم که صرافی های فرودگاه معمولا محل مناسبی برای تعویض پول نیستند، با این حال از کارمندش پرسیدم که نرخ تبدیل چقدر است و آیا تفاوتی بین نرخ آنها هست با صرافی های داخل شهر هست یا نه. گفت الان که صرافی های شهر بسته هستند و اشاره کرد که ما هم نرخهایمان مناسب است. بعدتر فهمیدم نرخ تبدیلشان با صرافی های شهر تفاوت زیادی داشته! درسی شد برای ماه های آتی زندگی در کانادا.

با اینکه خودم را برای هوای سرد تورنتو آماده کرده بودم وقتی از فرودگاه که بیرون آمدم هوا بهاری بود و من با لباس کم احساس سرما نکردم. روزهای بعد هم حتی هوا گرمتر شد. در تورنتو تاکسی ها فقط به صورت دربست هستند و معمولا هزینه ی شان خیلی بالا است (برای یک مسیر 5 دقیقه ای حدود 10 دلار)، بنابراین تصمیم گرفتم از همان فرودگاه با حمل و نقل عمومی بروم به مقصد اولم، خانه ی یکی از رفقا. تمامی حمل و نقل عمومی شامل مترو و اتوبوس به نحوی طراحی شده اند که افراد کهن سال، خانم های بچه دار و معلولین در استفاده از آنها مشکلی نداشته باشند. برای من هم که دو چمدان همراهم داشتم، این امکانات به کار آمد و  بدون مشکلی توانستم با اتوبوس و مترو به آدرس مورد نظرم بروم. متروی تورنتو قدیمی و کم نور بود. متروی تهران به نظرم به مراتب بهتر می آمد. اتوبوس ها هم همینطور و علی الخصوص راننده هایش بد رانندگی می کردند! خوشبختانه، آن روز شنبه بود و خلوت بودند. درست 3 دلار باقی اسکناس 5 دلاری ام شد هزینه ی مترو و اتوبوس. سطح حمل و نقل عمومی در تورنتو مناسب است و با توجه به هزینه های بالای ماشین شخصی و پارکینگ، اکثرا از حمل و نقل عمومی استفاده می کنند. ختی در بسیاری از شهرها برای دانشجویان حمل و نقل عمومی رایگان است، که البته تورنتو مشمول آنها نمی شود.

شهر خلوت و خیابان ها به نسبت تمیز بودند. نزدیک غروب بود که رسیدم به خانه ی دوستم. نماز مغرب و عشاء را به سمت شمال شرقی که جهت قبله در آمریکای شمالی است، خواندم.