تبلیغات
حنیف - واشنگتن شهر سیاستمداران

واشنگتن شهر سیاستمداران

نویسنده :حنیف
تاریخ:یکشنبه 20 بهمن 1392-10:59 ب.ظ

مقدمه: تابستان سال قبل به نیویورک و از آنجا به واشنگتن رفتم. در مورد نیویورک قبلا نوشتم. در این متن و متن بعدی در مورد واشنگتن می نویسم. 

واشنگتن تا نیویورک به حساب نقشه ی گوگل 4 تا 5 ساعت است. 5 عصر راه افتادم تا 10 دیگر رسیده باشم. حساب ترافیک ساعت 5 نیویورک را نکرده بود. تا حدود 6.5 حدود چند خیابان جلو رفته بودم. همه می خواستند آن ساعت از منهتن به خانه هایشان بروند. از آنجا که منهتن شبه جزیره و است و با چند پل به بیرون وصل می شود تقریبا ترافیک قفل شده بود. از ماشین پیاده شدم، کمی در ترافیک جلو رفتم، تا چشم کار می کرد کیپ در کیپ ماشین بود. گرمای هوا هم مضاعف شده بود تا راننده ها کلافه بشوند و ماشین ها بوق و سر و صدا راه بیاندازند. دست آخر از یک پل زیرگذر رد شدیم که دو بانده بود یکی رفت یکی برگشت، مانده بودم اگر اتفاقی در این پل بیافتد چگونه می خواهند کمک کنند. دست آخر بیرون زدم از کلان شهر نیویورک. 

تا واشنگتن اتوبان ها خوبی بود. عوارضی هم بود که در مجموع حدود 30 دلار عوارضی می شد. مسیر از فیلادلفیا رد می شد و از شمال به جنوب در امتداد اقیانوس است. فقط یک توقف زدم برای شام و نماز. جای نماز که نبود، پشت ساختمان یک منطقه ی چمن کاری بود، شب تاریک کسی هم آنجا نبود. مشغول نماز شدم که بعد از مدتی احساس کردم کسی دارد پشت سرم نماز می خواند! بعد از نماز برگشتم و سلام کردم و گفتم ایرانی هستم، جواب داد و گفت من مصری ام و می دانم که تو شیعه هستی. جالب بود. مرد حدود 45 ساله ای بود. 

شام خوردم و حرکت به سمت واشنگتن. هوا خوب بود و در آن تاریکی هوا می شد تا حدی سرسبزی محیط را دید. نصف شب رسیدم به مریلند که نزدیک واشنگتن است. مریلند یکی از مناطق تجمع ایرانی ها در آمریکا است. شاید بتوان گفت ایرانی هایی که بلافاصله بعد از انقلاب مهاجرت کرده اند به سمت کالیفرنیا رفته اند و کسانی که بعدتر آمده اند و کمی مذهبی تر هم بوده اند در مریلند جمع شده اند. هر دو منطقه مهم اند و به نسبت برای زندگی گرانند. بی جهت نیست که ایرانی ها تحصیل کرده ترین اقلیت در آمریکا هستند. 

صبح برای بازدید از شهر حرکت کردم. با قطار سریع السیر از مریلند به شهر رفتم. چه قطار خوبی بود. شهر واشنگتن پایتخت آمریکا است و بنابراین مراکز و نمادهای حاکمیتی کشور در آن جمع است. اولا شهر خلوت بود و ثانیا بسیار تمیز بود. حداقل اگر دیروزش در نیویورک بوده باشید این طور به نظر می آید. در آن ساعت 9 صبحی نمایندگان و سیاستمداران و کارمندان و غیره را می دیدی که به اقتضای شغلی شان اکثرا کت و شلوار تن کرده بودند و به سر کار می رفتند. شهر هم پر بود از پلیس و نزدیک ساختمان های مهم حفاظت مخصوص. کاملا مشخصات یک شهر سیاسی را داشت. رنگ غالب شهر سفید است. یعنی اکثر بناهای مهم به رنگ سفید (با سنگ سفید) هستند. 

واشنگتن شهر جمع و جوری است مخصوصا جاهای دیدنی اش. شهری است که مخصوص پایتخت طراحی شده و ساخته شده است. یک مستطیل در نظر بگیرید به عرض حدود 100 متر و طول 3 کیلومتر. یک انتهایش ختم می شود به ساختمان کنگره ی آمریکا. سر دیگرش یادبود لینکولن است. وسطش یک برج بلند ساخته اند به نام یادبود واشنگتن. کاخ سفید و ساختمان دادگاه عالی آمریکا جایی آن وسط ها است و دو طرف هم مجموعه ای از ساختمان های اداری، موزه ها و پارک های مختلف و بناهای یادبود دیگر است. وسط مستطیل بلوار مانند طراحی شده و پارک است. مرا یاد مجموعه ی میدان نقش جهان اصفهان می انداخت. 

خوب طولانی بود ولی حسنش این بود که از یک جا شروع می کردی و پشت سر هم می دیدی تا جایی که حوصله می کردی. من از سمت ساختمان کنگره شروع کردم که از همه هم دیدنی تر بود. کنگره همان ساختمان با گنبد بزرگ سفید رنگ است که اکثرا در تصاویر از آمریکا نشان داده می شود. ساختمان کنگره در واقع محل هر دو مجلس عوام و سنای آمریکا است (1). تور بازدید از مجلس داشتند. تابستان بود و طبیعتا بازدید از پایتخت و نهادهای حاکمیتی مقصد اصلی تورهای دانش آموزی است. شهر پر بود از دانش آموزانی که از سرتاسر آمریکا برای اردوی دانش آموزی آمده بودند اینجا. مخصوصا در مجلس اکثر بازدید کنندگان دانش آموز بودند و باید از قبل بلیط رزرو می کردی. چون صبح زود بود بلیط روزانه داشتند. جای جای مجلس و مخصوصا در سالن اصلی نمادهایی از ایالات مختلف گذاشته بودند. یادبودهایی که بعضی مجسمه هایی بودند اهدایی به مجلس و بعضی تابلو بودند. خیلی جاها هم تابلو نقاشی هایی از نمادها و افراد موثر در تاریخ آمریکا. آمریکا از انگلیس مستقل شده است. انقلاب هم از شهر بندری بوستون در ایالت ماساچوست شروع شده و با پیوستن چند ایالت در مجوعه جنگ هایی در سال های 1775 تا 1783 پیروز شده است که به جنگ های استقلال مشهورند. ظاهرا انگلیسی ها رفتار خوبی با آمریکایی ها نداشته اند و مالیات و قوانین گمرکی را تحمیل کرده بودند. بعد از استقلال هم سعی می کنند دولت تازه پا را براندازند و باز حمله می کنند. اول یک فیلم پخش کردند که یک ربعی طول کشید. در طول فیلم تاریخچه ی کنگره مرور شد و این که چطور قرار است کشور بر مبنای قوانینی باشد که ضمن "اافراد آزاد"  (Free Individual) را در کنار یکدیگر جمع کند. تعدادی از قوانین مشهور را هم نشان می داد از جمله قانون لغو برده داری در آمریکا. بعد رفتیم برای بازدید از مجلس. ساختمان مجللی بود. هر دو مجلس را رفتیم دیدیم که کمی طول کشید. مجلس ها خلوت بودند و تعداد کمی نماینده نشسته بودند. ظاهرا بقیه در دفاترشانند و از هر حزب چند نماینده شرکت می کنند که نظرات حزبشان را بگویندو بعد موقع رای گیری ها یا بحث های حساس اکثرا می آیند. 

بعد از مجلس به ساختمان کتابخانه ی مجلس رفتیم که آن هم بسیار بزرگ بود و مجموعه کتاب مفصلی را جمع کرده بود. چند جلد کتاب مقدس بسیار قدیمی هم داشتند که در ابتدا به نمایش گذاشته بودند. نقاشی ها و نوشته های روی دیوار ها و در سالن اصلی هم جالب بودند که مخصوصا نقاشی کرده بودند که هر تمدنی چه چیزی به دستاوردهای بشری افزوده است. سهم مسلمانان ریاضیات بود! دست آخر راهنمای تور پرسید شما کجایی هستی. گفتم ایرانی. گفت چه جالب من اخیرا فیلم ایرانی جدایی را دیده ام. بازدید از مجموعه ی کنگره و کتابخانه طول کشید. مخصوصا برای بازدید از خود جلسه ی نمایندگان نیاز به معرفی نامه ی نماینده ی ایالتتان داشتید. حالا بیا و از نماینده ی میشیگان اجازه نامه بگیر. راه افتادم به سمت ساختمانی که اتاق های نمایندگان در آن بود. آقای نماینده بود و پسر بیست و چند ساله ای هم منشی دفترش بود. رفت داخل و با یک برگه مجوز آمد بیرون. پرسیدم می توانم نماینده را ببینم. - نه باید وقت بگیرید. - چقدر دیگر وقت می دهید؟ - اگر الان بخواهید حدود یک تا دو هفته دیگر وقت دارند. 

به دیدن کاخ سفید رفتم. کاخ سفید محل استقرار رییس دولت است. یعنی آقای اوباما آنجا زندگی می کند. انگار از بهارستان رفته باشید پاستور.  ساختمان کوچکی است. یعنی نسبت به کنگره کوچک است. مکعب مستطیل با سنگ های سفید که دور تادورش را باغی ساخته اند و چمن کاری کرده اند. با نرده های آهنی محوطه اش را بسته بودند. چند تایی پلیس بودند که از ساختمان مراقبت می کردند. کلا پلیس هایشان خیلی صحبت نمی کنند. ظاهرا این طور بهشان گفته شده که وارد گفتگوهای مفصل و تفصیل و توجیه نشوند. سوالی داشته باشید می توانید بپرسید سرراست جواب می دهند. چک و چانه هم ندارد.

کاخ سفید به دلایلی آن روز بازدید نداشت و از همان محوطه ی بیرون کاخ جلوتر نمی شد رفت. پیرزن مسلمانی در آنجا چادر زده بود با تابلوهایی بر ضد اسرائیل و بر ضد جنگ. جلو رفتم تابلو ها را بخوانم. - سلام شما مسلمانید؟ - بله مسلمانم. - اهل کجایید؟ - من فلسطینی هستم. فعال ضد اسرائیل و ضد جنگ هستم.  کم کم 70 سال داشت. تعجب کرده بودم، در این سن فعال اجتماعی! بیشتر توضیح داد. - من الان 30 سال است اینجا چادر زده ام و هر روز می آیم اینجا حتی روزهای تعطیل، در سرما و گرما. راست می گفت انگار بقیه می شناختندش (2).  آن سو تر یک پیرزن دیگری ایستاده بود با یک تابلو در دست برضد سیاست های سقط جنین. نوشته بود و عکس هم کشیده بود که مسیح تنها راه نجات بشر است و مسیح گفته که رحمت خدا شامل کسانی که سقط جنین می کنند نمی شود. کمی هم خودش توضیح داد. نمی دانم چطور شد که فهمید مسلمانم. کمی در مورد مسیحیت توضیح داد و این که ایمان به مسیح لازمه ی سعادت بشری است. فرصت ادامه ی صحبت نشد. 

(ادامه در متن بعدی)


-------------------------------------------------------------------
1- مجلس عوام نمایندگان بیشتری دارد و بیشتر در حوزه ی داخلی تصمیم می گیرد. سنا بیشتر برای تصمیمات کلی و سیاست خارجی فعال است. ساز و کار دو مجلس در ارتباط با هم تعریف می شود و البته می تواند در مواردی فرآیند قانون گذاری را کند کند.

2- بعدا در یکی از فیلم های مایکل مور در صحنه ی جلو کاخ سفید همین پیرزن را در گوشه ی تصویر دیدم.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
What causes painful Achilles tendon?
سه شنبه 17 مرداد 1396 01:14 ق.ظ
Fantastic goods from you, man. I've understand your stuff
previous to and you're just too fantastic. I actually
like what you have acquired here, really like what you're stating and
the way in which you say it. You make it entertaining and you still care
for to keep it smart. I can't wait to read far more from you.
This is actually a great web site.
carydalba.hatenablog.com
شنبه 14 مرداد 1396 06:10 ب.ظ
Very soon this web page will be famous among all blog visitors, due to it's nice
articles
Del
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 07:15 ق.ظ
For the reason that the admin of this site is working, no question very rapidly it will be well-known,
due to its feature contents.
manicure
یکشنبه 20 فروردین 1396 11:01 ق.ظ
continuously i used to read smaller posts that also clear their motive, and that
is also happening with this piece of writing which I am
reading now.
شنبه 3 اسفند 1392 10:51 ق.ظ
منظورم گرفتن ویزای امریکا از دبی هست!
احمد
شنبه 3 اسفند 1392 10:50 ق.ظ
سلام برادر. مطالب خوبی می نویسید. تو نوشته های قبلی از سفر اول به امریکا نوشتید. من خیلی نا آشنام. ایران که ویزای امریکا نمیده. از دبی گرفتید!ویزا گرفتن از اون جا چطوره؟ منظورم اینه که خدا خیرتون بده! یک مقداری راهنماییم کنید که قدم به قدم چی کار باید انجام بدم؟!چقدر طول کشی؟چقدر تو دبی معطل شدین؟اقامت تو اونجا برای گرفتن دبی چقدر دردسر داره؟هزینه چقدر شد؟
پاسخ حنیف : سلام
اطلاعات کاملی در سایت هایی مثل لینک زیر می تونید ببینید:
http://www.mohajersara.com/showthread.php?tid=4248
حنیف (پاسخ به نظر خصوصی)
دوشنبه 28 بهمن 1392 09:36 ب.ظ
می تونید مثال بزنید از سردرگمی هایی که تذکر دادید؟ خیلی خوشحال و ممنون می شم کسی در این موارد کمک کنه.
دوشنبه 28 بهمن 1392 12:31 ب.ظ
دو راه داریم:
یا خدا بلایی بفرسته و همه رو بکشه و خلق سپاس گذاری جایش بیاره
یا اینکه هر کسی از خودش شروع کنه و به حرف خدا عمل کنه.
"شما بندگان، تک تک یا دو تا دو تا خود را برای خدا خالص کنید"
من این راه رو انتخاب کردم.
اگه هر کس این راهو انتخاب کنه پس از زمانی نتایجش رو میشه دید.مثبت.
پاسخ حنیف : اگر فرصت کردین یه متن بنویسید تا بذارم توی وبلاگ. می تونه در همین موضوع باشه.
ممنون
دوشنبه 28 بهمن 1392 12:29 ب.ظ
حالا شما میپرسید دلیل قوت و افول جامعه ی اسلامی چیه؟من میگم نیازی نیس به تاریخ و مستنداتش رجوع کنیم چون الان داریم چیزای مشابهی میبینیم. مردمی که اول پاکند و نرمک نرمک با نادیده گرفتن اصول زندگی و دینی به راه دیگه ای می افتن. بزرگی میگفت کار گناهو حتی کوچک انجام ندید. خدا در قرآن میگه گناه رو در ظاهر و باطن ترک کنید.
من میگم، دلیل افول، بسیار زیاده اما سر منشا اون نادیده گرفتن های ساده است که بعدا مارو غره میکنه و باجرات تر.
حالا با این جامعه چه باید کرد؟
پاسخ حنیف : درسته. سنت های الهی در مورد انسان تکرار میشند. اتفاقا در قرآن در مورد این نمونه که یک تمدنی اوج می گیره و افول می کنه توضیح داده شده. مثلا :

لَقَدْ كَانَ لِسَبَإٍ فِی مَسْكَنِهِمْ آیَةٌ جَنَّتَانِ عَن یَمِینٍ وَشِمَالٍ كُلُوا مِن رِّزْقِ رَبِّكُمْ وَاشْكُرُوا لَهُ بَلْدَةٌ طَیِّبَةٌ وَرَبٌّ غَفُورٌ ﴿سبإ: ١٥﴾

وَإِذَا أَرَدْنَا أَن نُّهْلِكَ قَرْیَةً أَمَرْنَا مُتْرَفِیهَا فَفَسَقُوا فِیهَا فَحَقَّ عَلَیْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْنَاهَا تَدْمِیرًا ﴿الإسراء: ١٦﴾

مثال های متعددی هم زده شده و تذکر داده شده در احوال اقوام گذشته نگاه کنیم و ازشون درس بگیریم. ظاهرا راه چاره هم در قرآن بیان شده:

وَلْتَكُن مِّنكُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَى الْخَیْرِ وَیَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَأُولَـٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ﴿آل عمران: ١٠٤﴾
بی نام
دوشنبه 28 بهمن 1392 12:25 ب.ظ
سلام. ازینکه وقت میذارید نظراتو میخوانید و جواب میدید متشکرم. همونطور که گفتم از تاریخ نمیدونم.پیشنهادتون هم خمبه که تاریخو بخوانم اما به نظر شما تاریخ واقعی رو از کجا میشه جستجو کرد؟تو کتابها؟نقل زبانها؟پدر بزرگها و مادربزرگها که تاریخو تجربه کردن؟هر کس ممکنه از دری تاریخو تحلیل کنه و منتقل کنه.
شما خوب بحث میکنید. منم بحث کننده ی خوبیم. اما با شما نمیشه بحث کرد. چون مستندات تاریخی ندارم. استناد من چیزهاییه که میبینم.میگن خدا وقتی دید که آدم و حوا گناه کردند و از میوه ممنوعه خوردن چرا ما رو به هوای اونا مجازات کرد و از زمین راند؟من پاسخ میدم که همین حالا هم شما یک آدمو حوای بیگناه و پاکید. از چیزهای ممنوعه که خدا گفته پیروی نکنید. اما همه این کارو انجام میدن.
پاسخ حنیف : ممنون از توصیه تون. ظاهرا همین طوره که می گید.
در مورد تاریخ، باید دقت کرد که تاریخ یک "علم" است با روش علمی خودش که هدفش پیدا کردن حقیقت وقایع از میان گزارشها و مستندات موجود است. من هم درش تخصص ندارم اما از یکی از دوستان تاریخ خوانده ی دانشگاه استنفورد می پرسیدم خیلی ساده توضیح می داد که شما وقتی یک متن تاریخی رو می خونید باید همیشه سه تا سوال بپرسید: چه کسی این رو نوشته؟ کی نوشته؟ و چرا نوشته؟ این سه تا سوال ریشه ی علم تاریخ می شه. با این حال اکثر وقایع تا یک حدی واقعیت شون مشخصه و جزییاتشون مبهم می شه و میشه همون ها رو خوند.
یکشنبه 27 بهمن 1392 09:39 ق.ظ
ما در قرآن داریم که مردم نباید کم فروشی کنن.خداوند چقدر اونا رو منفور جلوه داده. عربی میخوانیم و رد میشیم اما اگه فکر کنیم که مصداق امروزی کم فروشی چیه بهتر نیس؟
ما در قرآن به خیلی چیزا بر میخوریم که مصداق امروزی دارن.
چرا هیج کس به این مصادیق توجه نمیکنه؟
این مهمترین دلیل افول تمدن اسلامیه.
پاسخ حنیف : شناخت درست دین و تعمق در اون لازم است. به نظر می رسه یکی از دلایل افول تمدن اسلامی هم همین مساله باشه. عمل نکردن به احکام هم همین طور.
پس به نظر شما در قرن های 8 و 9 مردم عمل به احکام رو ترک کردند و برای همین جامعه ی اسلامی عقب افتاد؟ دلیلی تاریخی هم دارین برای این حرفتون؟
یکشنبه 27 بهمن 1392 09:35 ق.ظ
یک بار این حرفو به یکی زده بودم که،
اگه مردم ما از دیرباز که اسلام آوردند و بعد ایمان، اگه در اون تامل میکردند به جای حفظ قرآن عربی، الان این طور نمیشد که شده.
زنان از دیرباز جلسات قرآن داشتند و حالا هم دارند.اگه معنای قرآ« در این جلسات بحث میشد، همه چیز دگرگون میشد.
اگه به جای جلسات هفتگی خواندن زیارت عاشورا، یکی نفر معنای اونو میخوند، الان اوضاع جور دیگه ای بود.
مردم زیارت عاشورا میخوانن و به یزید و دار و دستش لعنت میفرستند و اونو به عنوان کسی که با امام حسین جنگید و آب رو روی امام حسین بست میشناسن. اگه فکر کنیم که مصداق امروزی یزید چه کسایین، اگه فکر کنیم که امام حسین چرا جنگید، ....
اوضاع دگرگون نمیشه؟
پاسخ حنیف : این حرف رو از کی نقل کردید: " مردم ما از دیرباز که اسلام آوردند و بعد ایمان"؟
یکشنبه 27 بهمن 1392 09:30 ق.ظ
به نظرم دلیل ظهور تمدن اسلامی این بوده که مردم از دین قبلی راضی نبودن و اونا رو راضی نمیکره و ازش منفعت روحی نمیبردن.مثل مردم کره که چقدر فاصله طبقاتی وجود داشت بینشون و شنیدم که امروزه نرخ کسانی که مسیحیت رو انتخاب میکنن داره بالا میره.
اما دلیل افول تمدن دینی اینه که همون طور که خدا در قرآن میگه، مردم ناسپاسند. به خوشیهای دو روزه دل خوش میکنند و خدا رو از یاد میبرند. وقتی سختی خدا رو به یاد میارن و وقتی کشتی از طوفان گذشت دوباره همون آشو همون کاسه.
به نظرم افول تمدن دینی به خاطر کمرنگ شدن یاد خداست که باعث میشه آدم به هر کاری دست بزنه.بعد بشه اینجوری که هست.
یک حرف خدا رو که میگه"از شب هر چه که میتوانید به خواندن قرآن اختصاص دهید" رو نمیدونم چرا کسی نمیدونه.این حرف خدا مثل همه ی حرفای دیگش؛ معجزه میکنه.
پاسخ حنیف : پس شما می گین علت پیشرفت اسلام کاستی های سایر ادیان بوده؟ فکر می کنم این دلیل اصلی نمی تونه باشه.

در مورد افول تمدن اسلامی هم کمرنگ شدن یاد خدا حتما هست، اما باید یه مقدار دقیق تر صحبت کرد. بعضی مسأله رو گسترش تفکر اشعری نسبت می دن و عده ای به حمله ی مغول. باید کمی بیشتر دقت کرد.
یکشنبه 27 بهمن 1392 09:24 ق.ظ
خیلی خوشحالم کردید که گفتید دیگران مسلمونا رو به دین داری و مردان رو به پوشیدن لباس ساده میشناسن.
راستش خیلی دلم میخواست بدونم که مسلمونا به چی شناخته شده اند.
قبلا فکر میکردم به جنگو خشونتو تروریستو ازین جور چیزا.
اگه نظرات دیگه ای راجع به نظر مردم جهان نسبت به مسلمونا دارید، لطفا بذارین.
پاسخ حنیف : مسأله تروریسم هم هست اما کمتر شده سالهای بعد از 11 سپتامبر بیشتر بوده. بعضی هم مسلمان ها رو به خشک مغزی و بی منطقی می شناسند که این مورد دردناک تره. به پیروان دینی که اصل و اساس دعوتش بر منطق و تعقل است چنین نگاهی دارند.
گذشته از موارد به نظر می رسه مسلمانان بارزترین گروه در مقابل فرهنگ غالب آزادی گرایی فعلی هستند و حجاب از بارزترین مصادیقش است.
یکشنبه 27 بهمن 1392 09:20 ق.ظ
من تاریخو دوست دارم اما حوصله خواندنشو ندارم.
یکی تعریف کنه، جالبتره.
گرچه سخنرانی گوش دادنو هم حوصله ندارم.
اما میدونم که مردم ایران یکی روز هم انسانیت و هم دین پیشه شون بود. یک دفعه چی شد که فکر کردن دین چیز اضافه ای هست و متنعه برا کاراشون.
البته نه همه ی مردم.
اما قل قل های اولیه کار خودشو کرد.
به نظرم مردم درک درستی از دین هم نداشتن و باعث میشد که فکر کنن دین این جوریه.
مثلا قدرت سالاری مردان یا تعصب بی دلیلشون.
یک چیز دیگه اینکه به نظرم پیشوایان دینی ما به اندازه کافی خودشون صلاحیت نداشتن و اصول دینی برای خودشون جا نیفتاده بود که وقتی یک شوک فرهنگی ولو کوچک در جامعه ایجاد میشد بتونن مهارش کنن.
هر چی باشه مردم مشروطه نسبت به مردم امروزه به حرف پیشوایان دینی اهمیت بیشتری میدادن.
زن ها رکن مهمی در خانواده اند.مردان و زنان آینده رو تربیت کردند.
بیسوادی در مردان و زنان دیروز اسباب بدبختی دیروز و امروزو فرداست.
گرچه نباید نادیده گرفت که همین سواد میتونه از آدم، غرگی بسازه.بگه حرف من درسته، دین کشک، فلان چیز کشک و اصلا نتیجه ی قابل انتظار برعکس شه.
نمونش اینکه خیلی از مردم وقتی دکتر مهندس میشن و پولدار و دلش سفر خارجی میخواد، میرن و بی حجاب میگردن.غذای حرام میخورن.کیف میکنن. تعریف و تمجید هم میکنن.
یا تو ایران خودمون که سوار ماشین شاسی بلند میشن. سیگارو پیپ میکشن.جیغ و سوت. با چند دختر جوون....
پاسخ حنیف : اولا سعی کنید تاریخ رو بخونید!
پیشوایان دینی احتمالا منظورتون روحانیته. روحانیت توی جریانات اجتماعی 200 سال اخیر نقش موفقی داشته. به این معنی که تونسته در موارد مختلف از جنگ با روسیه تا انقلاب اسلامی توده ی مردم رو به حرکت در بیاره، مستقل از قدرت های استعماری و فشار حکومت ها تصمیم بگیره و عمل کنه و نسبت به جریانات فکری و اجتماعی جدیدی که در کشور ایجاد شده به روز باشه. باید دید نمونه ی چنین نقشی رو چه طبقه ی دیگه ای از جامعه ایران تونستن انجام بدن و بعد هم در سایر جوامع آیا چنین نهادی هست؟ مثلا روحانیون اونها چقدر در دو قرن اخیر در جریانات اجتماعی موثر بودن؟

نقص های (جدی) هم به نهاد روحانیت مطرحه که شناخت صحیح و رفعش نیاز به تخصص داره. یک منبع مناسب برای بررسی این نقدها صحبتهای امام خمینی و اختلاف دیدشون با سایر روحانیون است.
یکشنبه 27 بهمن 1392 09:11 ق.ظ
من یکبار فیلم جدایی نادر از سیمین رو دیدم. به نظرم پیامش، پایبندی مردم ایرانی به خانواده و دین هست.
حالا دقیقا منظورتون چیز دیگه ای هست، لطفا بگید.
پاسخ حنیف : من هم فیلم رو در سینمای اینجا دیدم اتفاقا با افراد غیرایرانی. به نظرم فیلم در زمینه ی خانواده و مسایل و مشکلات خانوادگی بود که سوژه ی مشترکی بین فرهنگ های مختلف است و برای همین درکش برای افراد مختلف ممکن بود. در کنارش به صورت ضمنی فرهنگ و جامعه ی ایران رو نشون می داد. طبیعتا بخش هایی از جامعه رو نشون می داد با قضاوت کارگردان و نویسنده. فیلم موفقی بود و می شه گفت یک قطعه از یک پازل بود. برای تکمیلش باید سینمای ایران و سایر کارگردان ها هم بتونن فیلم هاشون رو در سطح جهانی نشون بدن.
بحثی که ممکنه مطرح بشه اینه که آیا سینمای جهانی (شامل مجموعه های تخصصی و جوایز و غیره) خنثی است یا جهت دار؟ به این معنی که آیا همه ی فیلم های ایرانی در یک اندازه امکان پیشرفت در این سینما رو دارند یا نه نهایتا فیلم های خاصی به موفقیت می رسند. اگر کسی از خوانندگان تخصصی در این زمینه داره ممنون می شم نظرش رو به اشتراک بذاره.
یکشنبه 27 بهمن 1392 09:09 ق.ظ
در مورد اون دختر مهدکودکی که نوشتم باید بگم که فقط نباید بگید باید از مامانش پرسید چرا بچه اینو میگه.از جامعه هم باید پرسید.
الان وظیفه خانواده ها خیلی مهمتر شده. باید خیلی از آموزش ها رو بدن که وقتی بچه شون تو جامعه با اونها رو به رو شد گیج نشه و سر به باد فنا نده.
اما به نظر شما خانواده های امروزی بلدن...
یا خانواده های آینده که جوونای امروزی والدین میشن، بلدن؟؟؟
پاسخ حنیف : تربیت فرزند خیلی مهمه و باید روش کار کنیم. بجه ها معمولا به سوالات یکسانی برخورد می کنند و خوب بود یه برنامه ی مدونی برای پرورش فرزند، پاسخ به این سوالات در خور فهم کودک و خلاصه سایر موارد بود.
در زمینه ی تربیت فرزند مهمترین مساله پایبندی خود پدر و مادر است. ان شاالله بعدا نمونه های جالبی که اینجا دیدم می نویسم.
بعد از دوره ی کودکی مدارس و آموزش و پرورش بیشترین تاثیر رو دارند که در اون زمینه هم باید دقت و سرمایه گذاری کنیم.
یکشنبه 27 بهمن 1392 09:06 ق.ظ
شخصا خودم دلم کباب میشه این چیزا رو میبینم و میشنوم.
بعد میگن، این مسلمونا هستن که بچشونو از کودکی مسلمون بار میارن.
یکشنبه 27 بهمن 1392 09:05 ق.ظ
اون آدن نرمک نرمک دست میبره تو مسلمونی و میگه من دیگه تغییر مذهب دادم. فلان دین بهتره.
این هم آخر کار نیس.
اون آدم مادر یا پدر میشه و افکارشو به بچش منتقل میکنه.
یادمه یک زوجی بچه دار نمیشدن.اینقدر نذرو نیاز کردن که خدا بهشون یک دختر داد.برای ادای نذرشون سفره امام حسین و حضرت ابوالفضل گرفتن.اما چند سال بعد، دیدم که بهم میگه،
دخترم میپرسه، مامان، امام حسین کی بود چرا مردم گریه میکنن.
مامانش میگه، کسی بود که سالها پیش مرده.
دخترش میگه:
مردم برای کسی که سالها پیش مرده، گریه میکنن؟؟؟!!!
پاسخ حنیف : ظاهرا همین طوره که می گین و پیروی یا عدم پیروی از شریعت و احکام ظاهری در عقاید اثر داره.

دختر بچه سوال خوبی پرسیده. و من هم چند بار سعی کردم در مورد عاشورا به افراد اینجا توضیح بدم همین سوال رو پرسیدن! خوب بود شما برای دختر توضیح می دادین که چرا افراد برای امام حسین (ع) گریه می کنند. هر کسی قبل از اولین گریه برای امام حسین باید این سوال رو بپرسه. اگر بدون سوال پرسیدن گریه می کرد باید نگران می شدیم.
یکشنبه 27 بهمن 1392 09:01 ق.ظ
این چیزا ادامه دار میشه. این افکار که اشکال نداره،
نماز نخواندن
نمازو به آخر وقت انداختن
روزه نگرفتن
آرایش کردن
مشروب خوردن
یک وعده غذای خوک خوردن
پسری که ابرو برداره
بعد آرایش کنه
دختری که لباس ناجور بپوشه
پسری که دکمه های پیرهنشو تا شکم وا بذاره
و این آخر کار نیس.
یک روز میبینید که طرف مسلونه ولی از یک کافر بدتره...
پاسخ حنیف : این چرخه در قرآن هم اشاره شده که اگر کسی در مسیر خیر باشه در اون مسیر پیش می برندش و اگر برعکس در چرخه ی عصیان و کفر باشه به تدریج پیش می برندش. تعابیری مثل:

وَیَزِیدُ اللَّـهُ الَّذِینَ اهْتَدَوْا هُدًى وَالْبَاقِیَاتُ الصَّالِحَاتُ خَیْرٌ عِندَ رَبِّكَ ثَوَابًا وَخَیْرٌ مَّرَدًّا ﴿مریم: ٧٦﴾

فَذَرْنِی وَمَن یُكَذِّبُ بِهَـٰذَا الْحَدِیثِ سَنَسْتَدْرِجُهُم مِّنْ حَیْثُ لَا یَعْلَمُونَ ﴿القلم: ٤٤﴾

این مثالهایی که شما زدین عمل نکردن به شریعت و احکام است، گاهی فرد احکام خاص رو نمی دونه، گاهی به کل شریعت و احکام رو جزو دین نمی دونه. حیلی ها در دسته اولند یعنی میزان عمل به تکالیف دینی مثل حجاب و نماز و روزه رو از جامعه و فرهنگ می گیرند تا با شناخت از احکام و میزان واجب و حرام و مباح. حالت اول رو می شه با تذکر و شناخت درست کرد، دومی مسأله ی عقیدتی است.
یکشنبه 27 بهمن 1392 08:58 ق.ظ
سلام. راستش نمیدونستم غیر از ایران هم این جوریه. منظورم اینه که یک آدمای خاصی مطرحن. اگه این جوری که شما میگید خب تو ایران هم کسایی هم که خیلی مطرحند و یکی از یک کشور دیگه بگه چه عجیب که ما اونا رو نمیشناسیم.مثل امام خمینی، شهید آوینی، شهید چمران، دکتر شریعتی.
در پاسخ به اینکه چرا اون آدما تو آمریکا و این آدما تو ایران این قدر شناخته شده اند، جواب اینه که حکومت و سیستم اون کشور و این کشور از حمایت اونا نون میخوره. میخواد با اونا به چیزای دیگه ای که میخواد برسه. یک جورایی سپر خودش کنه. حالا باطنا اونا آدمای خوبی باشن یا نباشن، این جور حکومتا از بخشی که صرفه ی منفعتی داره استفاده میکنند.
نوشتم که مسلمونای ایرانی از بزرگان دین خودشون هم خبر ندارند. منظورم این نبود که واقعا نمیدونن که امام حسین کی بودو چه کرد. منظورم اینه که تو مراسم روضه خوانی امام حسین حاضر میشن و سینه میزنن و دسته روی میکنن اما با قیافه هایی که چند ساعت تو آرایشگاه گذرونده شده. واسه ناهار روز عاشورا تو حسینیه تو صف می ایستن اما میگن نماز باشه وقتی رفتم خونه.می میگم مردم ما ظاهرا امام حسین و بقیه بزرگان رو میشناسن اما باطنا فقط هر ساله مصیبتها رو مرور میکنن و اونقدر براشون تکراری شده که گاهی اصلا گوش نمیدن و خودشونو از درون با چیزای دیگه درگیر میکنن. مثلا اون دختره با موهای بیرون ریختش.اون پسره با پیرهن تا شکم چاک دادش. بوی پلوی نذری به جای فکر به نماز ظهر عاشورا که امام حسین و یارانش تو جنگ خواندن و ما تو آرامش نمیخونیم.
به نظرم ما مسلمونای ایرونی چه بخواهیم چه نخواهیم دچار یک جور توقف شدیم. در درک مسائل دینی و شناخت دین.
البته بازم خدا رو شکر که این آدما هنوز که هنوزه با باطن متفاوتشون، ظاهر اسلامی دارن.شاید همین مراسم ها که ظاهرا شرکت میکننو دلشون باهاش نیس، روزی توشون اثر کنه.
البته نباید فراموش کرد این جور آدما یک جور نماینده نفاقند.یعنی میگن مسلمونیم اما کارای یک مسلمونو انجام نمیدن.میتونه این چیزا رو کسای دیگه اثر بذاره. مثلا یک پسر یا دختر نوجوون. یادمه یکی میگفت، اون پسرایی که ابرو برمیدارن، دلیل نمیشه آدمای غیر متعهد به دین باشن.این حرف یعنی تاثیر از این جور آدما.

پاسخ حنیف : سلام،
مسأله ی عدم شناخت که گفتین مسأله ی خیلی مهمی است. آدم ها توی زندگی دنبال الگو و ایده آل می گردند. یعنی سعی می کنند کسی رو پیدا کنند که راه موفقی رو رفته باشه و اونها دنبال کنند. برای مسلمونها توصیه شده که بهترین الگو پیامبر اسلام، سایر پیامبران و پیروانشون هستن:

لَّقَدْ كَانَ لَكُمْ فِی رَسُولِ اللَّـهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن كَانَ یَرْجُو اللَّـهَ وَالْیَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّـهَ كَثِیرًا ﴿الأحزاب: ٢١﴾

قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِی إِبْرَاهِیمَ وَالَّذِینَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآءُ مِنكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّـهِ كَفَرْنَا بِكُمْ وَبَدَا بَیْنَنَا وَبَیْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاءُ أَبَدًا حَتَّىٰ تُؤْمِنُوا بِاللَّـهِ وَحْدَهُ إِلَّا قَوْلَ إِبْرَاهِیمَ لِأَبِیهِ لَأَسْتَغْفِرَنَّ لَكَ وَمَا أَمْلِكُ لَكَ مِنَ اللَّـهِ مِن شَیْءٍ رَّبَّنَا عَلَیْكَ تَوَكَّلْنَا وَإِلَیْكَ أَنَبْنَا وَإِلَیْكَ الْمَصِیرُ ﴿الممتحنة: ٤﴾

اگر کسی حقیقت این آدم ها رو ندونه نمی تونه اوج امکان پیشرفت بشر رو ببینه و به محدود قانع می شه.

مشکل دیگه هم اینه که گاهی افراد موفقیت یک فرد در یک زمینه رو الگو برای سایر زمینه ها می کنند. مثلا یک خواننده می تونه الگوی موفقی از تمرین صدا و خوانندگی باشه یا یک ریاضی دان می تونه الگوی موفقی از یادگیری ریاضی باشه، اما لزوما نمی تونه الگویی برای پدر بودن، همسر بودن، سبک زندگی و سایر عقاید باشه.

جامعه باید به این بلوغ برسه که این تفکیک رو قایل بشه.
شنبه 26 بهمن 1392 11:52 ق.ظ
جالب بود که گفتید مسلمونا رو با ریاضی میشناسونن. چرا بعد ازون زمانها، مسلمونا رو با چیزی نمیشناسونن؟!
مسلمونای امروزی امروزه به دنبال چه میگردند؟؟؟؟
پاسخ حنیف : سلام ممنون از سوالی که مطرح کردین. منطق و ریاضی بین مسلمون ها پیشرفت کرد. به نظر می رسه دانش فلسفه هم بین مسلمانان پیشرفت کرده اما خیلی فلسفه ی اسلامی راهی به غرب باز نکرده و اونها بیشتر در دوره ی نوزایی دنبال کتاب های علوم طبیعی و ریاضیات مسلمانان بودن.

این که الان مسلمونا رو به چی می شناسن سوال خوبیه. من آمار دقیق ندیدم ولی به نظرم می رسه مسلمون ها رو در حال حاضر به دینداری به معنای پیروی از شریعت دینی می شناسن، مصداق بارزش هم حجاب زنان مسلمان است و لباس پوشیدن ساده ی آقایان. برخوردهایی که با خودم شده بیشتر این موارد رو به عنوان نشانه های مسلمانان اشاره کردند.

سوال شما رو به این صورت کلی تر می پرسم: دلیل ظهور و افول تمدن اسلامی چه بوده؟ شما چی فکر می کنید؟
شنبه 26 بهمن 1392 11:50 ق.ظ
واقعا مردم ایرانی امروزی به دنبال چه میگردند؟؟؟
پاسخ حنیف : ممنون از سوالی که مطرح کردین.
شاید بشه گفت یکی از مهمترین سوالات پیش روی جامعه ی ایران از جنبش مشروطه به این طرف جمع بین باورهای دینی و زندگی در دنیای جدید است.

شما نظرتون چیه؟
شنبه 26 بهمن 1392 11:49 ق.ظ
تو یک جایی یکی میگه ایرانی ها رو فیلم جدایی نادر از سیمین میشناسه، یک جای دیگه روسای اون تمدن، تهیه کننده ی این فیلمو تنبیه میکنن.
پاسخ حنیف : ظاهرا با فیلم به واسطه ی حواشی سیاسی منصفانه برخورد و نقد نشده.

به نظر شما فیلم جدایی نادر از سیمین اصلی ترین پیامی که در مورد ایرانی ها به مخاطب غیرایرانی انتقال می داد چی بود؟
بی نام
شنبه 26 بهمن 1392 11:48 ق.ظ
یادم میاد یکی میگفت که مهدکودک دخترش قرار بود بچه ها رو ببره برای مراسم امام حسین ویژه بچه های مهد کودکی. دختر 5 سالش در حالی که مامانش داشت لباساشو میپوشاندتش گفت:
مامان، امروز محسن یگانه قراره بیاد...
پاسخ حنیف : از بچه تو اون سن نمی شه انتظاری داشت تشخیص بده. بچه ها تو اون سن معمولا تحت تاثیر مستقیم پدر و مادر و محیط خانواده اند. باید از مادرش سوال کرد که چرا چنین حرفی زده.
بی نام
شنبه 26 بهمن 1392 11:45 ق.ظ
سلام. فکر میکنید اگه قرار باشه ایرانی ها هم از افتخارات و آدمای اسطوره ای و تاریخی شون، از سنتهاشون و چیزای دیگه که جزو فرهنگشونه، مجسمه بسازند و فرهنگشون رو نشون بدن، چقدر همه چیز عوض میشه. حیف که ایرانی بودنمون فدای مسلمان بودن ظاهریمان شده.حقیقتا که ما از هر دو یعنی ایرانی بودن و مسلمان بودن فرسنگها فاصله گرفتیم و همه چیز را فدای چیزاهای ظاهری و مادی کرده ایم.
خیلی از کشورها که دارن زبونشون رو با فیلمو و نوشته به مردم جهان آموزش میدن. حالا ما نه تنها زبونمون بلکه فرهنگمون از خودمون هم داره دور میشه.
فکر میکنید اگه از یک جوون امروزی ایرانی بپرسن که هفت خوان رستم چی بود یا حتی میرزا کوچک خان جنگلی چه کرد، یا چرا امام حسین با یزید جنگید چه جواب میدن؟؟؟
شاید بگن،
اینها رو ولش، چه میدونم. اما،
دیشب برنامه آکادمی گوگوشو دیدی؟
پاسخ حنیف : سلام.
با بخش اول حرفتون موافقم که ما مشاهیرمون رو درست نمی شناسیم.
با بخش دوم خیلی موافق نیستم. اینجا هم همینطوره. خواننده ها و هنرپیشه ها و بازکنای فوتبال بیشتر شناخته شده اند و طرفدار دارند تا دانشمندان و فعالان مدنی. مثلا اخبار مربوط به یه خواننده نوجوان به نام جاستین بیبر رو جستجو کنین، آدم تعجب می کنه چطور به این سرعت مشهور می شن و می تونن این تعداد مخاطب یا پیرو پیدا کنن!در حالی که قاعدتا هنرشون مربوط به صدا یا ورزش یا هنرپیشگیه و منطقی نیست توی مسایل مختلف نظراتشون رو مرجع قرار داد. به نظر شما دلیلش چیه؟

تو ایران به خاطر مدارس و فضای جامعه شناخت مذهبی بالاتری وجود داره و من فکر نمی کنم کسی باشه که در مورد زندگی امام حسین و داستان کربلا ندونه.
لیلا
دوشنبه 21 بهمن 1392 11:13 ق.ظ
سلام خوبی؟از لحاظ مطلب وبلاگت خیلی خوبه ولی چرا وبلاگت را به دیگران معرفی نمی کنی؟من یه آدرس بهت معرفی می کنم که همه وبلاگ نویس های ایرانی در آن هستند و همه وبلاگ هاشون را به یکدیگر معرفی می کنند بیا وبلاگ را به این آدرس ثبت کن تا بقیه وبلاگ نویس ها هم بهت سر بزنند.
پاسخ حنیف : سلام
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo