تبلیغات
حنیف - گروه دانشجویان ایرانی

گروه دانشجویان ایرانی

نویسنده :حنیف
تاریخ:پنجشنبه 26 دی 1392-01:29 ق.ظ

مقدمه: قبلاً در مورد جلسه ی قرآن، انجمن دانشجویان مسلمان و گروه دانشجویان شیعه نوشته ام. در آن مطالب سعی شد نوع فعالیت ها و مخاطبین هر گروه مشخص شود. در این متن به گروه دانشجویان ایرانی می پردازم. 

در هر دانشگاه آمریکای شمالی که  دانشجویان ایرانی وجود دارند، یعنی تقریبا در تمامی دانشگاه های اصلی آمریکای شمالی، گروه دانشجویان ایرانی هم وجود دارد. این گروه ها عناوینی شبیه "انجمن دانشجویان ایرانی تحصیلات تکمیلی" یا Iranian graduate students association  دارند. مشابه این گروه ایرانی، دانشجویان سایر کشورها هم گروه هایی برای کشور خودشان دارند مثلا چینی ها، هندی ها، کره ای ها، مالزیایی ها، نیجریه ای ها و ... این نوع گروه ها دو وظیفه دارند: اولا جمع کردن دانشجویان آن کشور و برنامه های گروهی برای آن ها و ثانیا معرفی فرهنگ آن کشور به سایر دانشجویان. 

میزان فعالیت گروه دانشجویان ایرانی  تحصیلات تکمیلی در دانشگاه های مختلف متفاوت است. اما همه ی آن ها در چند برنامه مشترکند که عبارتند از: برنامه ی شب یلدا، برنامه ی عید نوروز و برنامه برای شروع سال تحصیلی و کمک به ورودی های جدید از دانشجویان ایرانی برای شروع زندگی در محیط جدید. این مورد اخیر برای دانشجویان تازه وارد به آمریکا معمولا غافلگیر کننده است و انتظار این همه همراهی و کمک را ندارند و در شروع زندگی در این محیط کمک بزرگی است. علتش هم آن است که همه ی دانشجویان یک بار این فرآیند را گذرانده اند و می دانند که این کمک ها در بدو ورود تا چه حد می تواند موثر باشد و بنابراین به صورت فرهنگ در میان دانشجویان ایرانی درآمده است که حتی بدون شناخت قبلی به دنبال فرد به فرودگاه بروند، او را برای مدتی در خانه ی خودشان جا بدهند تا خانه ای اجاره کند و بعد هم برای خرید و تهیه ی مایحتاج زندگی همراهی کنند.  به جز این فعالیت های حداقلی، در دانشگاه هایی که دانشجوی ایرانی زیاد دارد مانند دانشگاه تورنتو، این انجمن ها فعال ترند. برنامه هایی مانند جلسات نقد و بررسی کتاب یا حلقه های مطالعه یا دعوت از هنرمندان و اساتید ایرانی برای اجرای برنامه و سخنرانی، پخش فیلم و برنامه های تفریحی مانند ورزش و پارک و سینما هم تعریف می شوند. گروه ایمیل این انجمن ها این امکان را می دهد تا دانشجویان در مورد مسایل مختلف به هم کمک کنند مانند فروش وسایل خانه، ارسال پول به ایران، پیدا کردن هم خانه، خرید هفتگی و ... . یکی دیگر از برنامه هایی که دانشجویان ایرانی (مانند دانشجویان سایر کشورها) دارند شب فرهنگ ایرانی است. در این برنامه سعی می کنند فرهنگ و تاریخ و هنر ایرانی را به دیگران معرفی کنند. 

این گروه ها معمولاً به دور از مسایل مذهبی و سیاسی تعریف می شوند. یعنی چه به طور ضمنی و چه به طور مشخص در اساسنامه افراد قبول می کنند که در مورد مسایل مذهبی و سیاسی در این گروه ها صحبتی نکنند. اگر بهتر بخواهم بگویم باید این گروه ها را غیرمذهبی دانست. بنابراین اینکه در برنامه رقص و آهنگ باشد رایج است، یا گاهی نوشیدنی های الکی هم مصرف شود. خوانندگانی که متن جلسه قرآن را خوانده اند می توانند حدس بزنند که دانشجویان با گرایش های مذهبی بیشتر به سمت گروه های قرآن کشیده می شوند و افراد با تعلقات مذهبی کمتر در انجمن دانشجویان ایرانی فعالیت می کنند. این دوگانه در میان گروه های دانشجویی در دانشگاه های ایران هم وجود دارد. بنابراین اعضای هر کدام از این گروه ها در دوره ی کارشناسی در گروه های مشابهی فعالیت می کرده اند. مشاهده ی خود من آن بوده که بعضی افراد که در هیچ کدام از گروه های دانشجویی ایران امکان فعالیت نداشته اند، در محیط جدید توانسته اند در انجمن دانشجویان ایرانی فعال شوند. 

علی رغم آن که سختی ها و نیازها در محیط جدید خود به خود افراد را به یکدیگر نزدیک می کند، با این حال گاهی بین این دو دسته گروه تعارض پیش می آید، چیزی شبیه تعارضاتی که در گروه ها دانشجویی ایران پیش می آمد. مثلا در دانشگاه خود ما دو سال پیش عده ای برنامه ی حافظ خوانی را در انجمن دانشجویان ایرانی برگزار کرده بودند که به مشاجرات مفصلی انجامید. نهایتا قرار شد جدایی مذهب از برنامه های گروه، به هر شکل آن، در اساسنامه درج شود که جای هیچ شک و شبهه ای نباشد (1). این دوگانه در میان دانشجویان سایر کشورهای مسلمان هم کمابیش وجود دارد. مثلا در مورد دانشجویان ترک دو گروه وجود دارد. گروه دانشجویان ترک که مشابه انجمن دانشجویان ایرانی است و گروه حلقه ی رومی (لقب معروف مولوی در ترکیه). این دسته ی اخیر گرایش های مذهبی دارند و از برنامه هایشان خواندن متون مثنوی و یا کتب مذهبی دیگر است و یا برگزاری برنامه ی سماع صوفیانه برای معرفی مولوی به سایر دانشجویان (2).

آنچه تا به حال گفته شد، مربوط به دانشجویان ایرانی است که برای دکترا به خارج از کشور می آیند و بنابراین می توان حدس زد این گروه ها قدمتی به قدمت این دانشجویان در آمریکا دارند. با این حال به مرور زمان و مهاجرت ایرانیان به آمریکا، حلقه ی دیگری از دانشجویان ایرانی وارد دانشگاه های آمریکا شده اند که فرزندان نسل اول هستند و اکثرا در مقطع کارشناسی تحصیل می کنند. این افراد به جز اختلاف مقطع تحصیلی در فرهنگ هم با افراد دسته ی اول متفاوتند. شاید بتوان گفت دانشجویان ایرانی دکترا فرهنگ ایرانی-آمریکایی دارند و دانشجویان نسل دوم در مقطع کارشناسی فرهنگ آمریکایی-ایرانی. همین تفاوت ها باعث می شود تا دانشجویان نسل دوم گروه های دانشجویی دیگری را برای خودشان داشته باشند که به گروه دانشجویان پارسی یا "Persian Students Association" معروف است. این گروه هم بر روی نیاز های این دسته دانشجویان و معرفی فرهنگ ایرانی تمرکز دارد. برنامه ی شبی با فرهنگ ایرانی معمولا در عهده ی این گروه است. در این برنامه معمولا چیزی از فرهنگ مذهبی ایرانیان بیان نمی شود و در عوض بر روی لباس های ایرانی، آهنگ سنتی ایرانی، غذای ایرانی، ادبیات و اجرای رقص ایرانی تکیه می شود.

با این که گروه های دانشجویان ایرانی در آمریکا و کانادا گسترده اند اما فعالیت هایشان با هم ارتباطی ندارد. به بیان دیگر نتوانسته اند به صورت یک شبکه یا ارتباط ساختاری با هم فعالیت کنند. عین همین وضعیت در مورد دانشجویان مذهبی و جلسه های قرآن صادق است که صورت جداگانه شکل گرفته است و یک پارچه نشده اند.

در دانشگاه ما امسال گروه دانشجویان ایرانی تحصیلات تکمیلی و دانشجویان پارسی برنامه ی شب یلدا را به طور مشترک برگزار کردند. نوع برنامه ریزی به گونه ای بود که ابتدا تفال و ساز سنتی بود و میوه و بعد هم شام. بعد شام برنامه ی رقص برگزار می شد. من تصمیم گرفتم در قسمت اول برنامه شرکت کنم (3). دست برقضا استاد من هم در این برنامه شرکت کرده بود. بنابراین بیشتر وقتم به همراهی با استاد و صحبت با او گذشت. 

استاد من یونانی است و برای تحصیلات دکترا از یونان به آمریکا آمده است و تحصیلات دکترا را در دانشگاه ام آی تی در ایالت ماساچوست گذرانده است. بعد از چند سال از فارغ التحصیلی اش استاد دانشگاه شده است و الان 30 سال است که استاد است. احتمالا دانشجویان فعلی اش جزو آخرین دانشجویانی هستند که در طول عمر علمی اش پرورش می دهد. به دانشجویان ایرانی علاقه دارد و در طول عمر کاریش 5 ، 6 دانشجوی ایرانی داشته است. به جز توانایی های علمی دانشجویان ایرانی، او به فرهنگ ایرانی ها هم علاقه دارد. چند بار هم در صحبت هایش این علاقه را بیان کرده است و هر بار تاکید می کند که دانشجویان ایرانی گروه خوبی در کنار یکدیگر دارند. فکر می کنم روحیات شرقی اش در این قضاوت ها تاثیرگذار است.

فرصت شرکت در برنامه شب یلدا امکان صحبت های بیشتر در مورد ایران را فراهم کرد.

(در متن بعدی ادامه می دهم)

---------------------------------------------------------------------------------
1- اکثر دانشجویان ایرانی خارج از کشور در عین عقاید کلی مذهبی، تقید کامل به احکام شریعت ندارند. طبیعتاً بارزترین جلوه اش آن است که اکثر خانم ها بی حجاب هستند و آقایان هم اکثرا در روابطشان با خانم ها محدودیت ها را رعایت نمی کنند و عکس این موضوع گاهی عجیب جلوه می کند.

2- مشاهده ی ایرانیان خارج از کشور می تواند برای پیش بینی وضعیت جامعه ی ایران در یک حکومت سکولار مفید باشد. 

3- بخشی از انگیزه ام نوشتن این متن بود.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
How long does Achilles tendonitis last for?
پنجشنبه 16 شهریور 1396 08:56 ق.ظ
Do you have any video of that? I'd like to find out
more details.
http://mapbook.mihanblog.com/post/64
یکشنبه 11 تیر 1396 11:24 ق.ظ
Its such as you learn my thoughts! You seem to know so much
about this, like you wrote the book in it or something.
I feel that you simply could do with some % to force the message home a bit, however instead of that,
that is fantastic blog. A great read. I will definitely be back.
manicure
شنبه 19 فروردین 1396 03:45 ب.ظ
Hi there, I enjoy reading through your post. I wanted to write a
little comment to support you.
manicure
شنبه 12 فروردین 1396 08:48 ب.ظ
You need to be a part of a contest for one of the most
useful websites online. I most certainly will highly recommend this blog!
سه شنبه 8 بهمن 1392 10:00 ق.ظ
سلام. پیشنهاد خوبیه. اما نوشتنش وقتگیره. به تدریج باید نوشته شه تا جامع باشه.از آفتها میشه نوشت.در واقع همین چیزایی که آدم میبینه خودش حرص میخوره اما امروزه عادی شده. اما راهکار خاصی جز سخن امام صادق که گفتید ندارم.
پاسخ حنیف : سلام. باشه هر وقت فرصت کردین بنویسین.
دوشنبه 7 بهمن 1392 11:31 ق.ظ
متشکرم که دفعات بازدید از وبلاگ و جوابگویی به نظرات دیگران رو سرعت دادید.
این طور که معلومه، عربی تون هم مثل انگلیسی تون خوبه.
همیشه در حال خواندن کتب دینی هستید که هر موردی پیش میاد یک حدیث یا آیه از قرآن حاضر دارید یا اینکه برای هر بار دنبال مطلب میگردید؟
مخصوصا اینکه عربی هم مینویسید.
پیشنهادات برای نوشتن زیاد شد. لطفا مطلب بذارید.
البته بگم که دانشجوی امروز اگه دنبال روح حقیقت طلبی باشه دنبال الافی با این بگرد و اون رو ول کن نیست. دنبال 24 ساعت تو فیس بوک گشتن نیست.
روح حقیقت طلبی رو آلوده به روح تخیلات نگری نکنید.
والا وقتی دانشجو بودم (تو این شش سال گذشته) دائم سرمون تو کتاب بود و مغزمون درگیر مطالب و امتحانو نمره.بچه های دیگه دنبال صحبت با مزاحم تلفنی بودن ما جزوه به دست تو محوطه خوابگاه میگشتیم.وقت نداشتیم بریم بیرون کله مان باد بخوره.
گرچه، اون بین بعضی ها هم بودن که دنبال چیزای دیگه بودن.....
پاسخ حنیف : سلام، به عربی علاقه دارم هم از نظر اینکه متون دینی ما به این زبان است و هم از ساختار زبانی و استواری ادبیاتش. البته خیلی عربیم خوب نیست، مثل انگلیسیم.
شما چه رشته ای می خونید؟ یه پیشنهاد دارم، به نظرم یه متن بنویسید تا بذارم توی وبلاگ. به عنوان پیشنهاد میتونید راجع به دوران دانشجویی و آفتهای این دوران و راه بهتر پیمودن این مرحله بنویسید.
جمعه 4 بهمن 1392 10:13 ب.ظ

این طور که نوشتید توی خوابگاه زنگی میکنید. یکی از راه های زندگی دانشجوها تو امریکا در خانه ی خانواده های امریکایی است. میگن برای اینکه زبون رو خوب یاد بگیرید، این، فرصت خوبیه. مطلبی در این خصوص دارید، بنویسیسد؟
نظرتون چیه؟
مزایا و محدودیتهاشو برا ایرانیا میدونین؟
پاسخ حنیف : توی خوابگاه زندگی نمی کنم. خونه گرفتم. تجربه ای که گفتین از نظر یادگیری زبان و فرهنگ مردم تجربه ی خوبیه. کلا هر جایی که سفر می کنید اگر به جای اقامت در هتل با مردم اون منطقه زندگی کنین فرصت یادگیری فرهنگ اونجا رو کسب می کنین. البته برای زندگی بلند مدت محدودیت هایی داره و مخصوصا با محدودیت های مسلمانی کمی ممکنه سخت بشه. اگر خواستید این کار رو بکنید سعی کنید جایی برید که اتاق سرویس بهداشتی جدا داشته باشه.
جمعه 4 بهمن 1392 09:49 ب.ظ
ایشالا که هر جا هستید برای اطرافیانتون مفید باشید.چه ایران چه هر جای دیگه.
علمی و دینی و انسانی.
مطمئنم استاد خوبی میشید، آقای دکتر....
لطفا زود به زود مطلب خوب بذارید.
این جور حرفا خیلی ارزشمندند.
گرچه الان باید در اوایل شروع اجرای یک رساله خوب بشید و وقت ندارید....
پاسخ حنیف : شما هم همواره موفق باشید.

ممنون از تاییداتون. منتظر نظرات اصلاحی شما هم هستم.
جمعه 4 بهمن 1392 09:45 ب.ظ
اما اینو انکار نمیشه کرد که دخترای امروزه پاکند و بر پسرها پیشی گرفته. متاسفانه سطح تفکر دینی هم بین پسرها و هم دخترها در حال کمرنگ شدنه.
آلودگی همه رو گرفته.پاک ها مخفی اند .گاهی به چشم میان و بعد تحقیر میشن.
نمیدونم چکار میشه کرد.
فقط میشه گفت،این راه که میروند، به ترکستان است.
پاسخ حنیف : از امام صادق (ع) حدیث زیر نقل شده است:
كونوا دعاة الناس بغیر ألسنتكم لیروا منكم الاجتهاد والصدق والورع (بحارالانوار جلد 67 صفحه ی 309) که ترجمه اش تقریبا می شه: مردم را به غیر از زبانتان دعوت کنید، باید (تا) از شما تلاش و راستی و پرهیزگاری ببینند.

جمعه 4 بهمن 1392 09:42 ب.ظ
سلام. کلا از نوشته هاتون بر میاد که قبل تحصیل تو کشور دیگه، سفرهای زیادی به خارج از کشور داشتید. نگاه شما و سبک نوشتنتون اینو نشون میده.یا اینکه آدمای با تجربه تو سفرهای این جوری زیاد دورو برتون دارید.
اما بهتون تبریک میگم به خاطر این نوع طرز تفکرتون. پسرای 25 ساله امروز یا هنوز تو دنیای دوست دختر داشتن و چرخیدن با یک دخترن. یا دیگه این جور کارا براشون طبیعیه و اسم دوست دختر و دوست پسری براشون بی معنیه. یا از بس دنبال چیزای متفرقه و هوای نفس بودن که اعتقاداتشون رو از دست دادن. براشون مهم نیست دین یا غیر دین. فکر میکنن عقل محض خودشون درسته و بقیه چیزا و اعتقادات کشکه.
تو دانشگاه ما این جور پسرا اینقدر بودند و هستند که حقیقتا شک کردم که پسر معتقد به دین و اصولش وجود داشته باشه. میگفتم دنیای پاک پسران به سر اومده. میبینید جامعه رو دیگه......
پاسخ حنیف : سلام ممنون که مشاهداتون رو بیان کردین.
دوره ی دانشجویی از این نظر که دغدغه های مادی کمتره و آدمها روح حقیقت جو و ذهن فعالی دارند دوره ی خاصیه. اگر خودم به دوران سالهای اول دانشجویی برمی گشتم سعی می کردم بیشتر استفاده ببرم.
شنبه 28 دی 1392 09:26 ب.ظ
شما چند ساله اونجا دانشجو هستید؟یا نگاهتون به دورو بر قویه یا سالهای آخر دکترا باید باشید؟!
پاسخ حنیف : ترم 5 ام دکترا
شنبه 28 دی 1392 09:21 ب.ظ
شما قبل از رفتن، آیا اینا رو میدونستید؟یا اونجا متوجه این گروه ها شدید؟آیا قبل از رفتن مطالعات در خصوص فرهنگ و چیزای مختلف کشوری که میخواهید برید داشتید؟برای کسایی که قصد رفتن دارن چه پیشنهادی دارید که در برابر چیزای جدید شوکه نشن و در برابر تنهایی به هر گروه خوش آب و رنگی تن ندن؟ همون طور که گفتید، بدتون هم نمیاد که تو جشن شب یلدا باشید اما نه در بخشهایی که متضاد با فرهنگ و اعتقاداتونه.میدونید چیه؟آدم تو کشور خودش کمتر آدمایی میبینه که خیلی با ایرانیا متفاوت باشن و اگه آدمایی مخالف با عقایدش میبینه دیگه براش عادی شده آدم راه خودشو میره.اما وقتی تو کشور دیگه ای میره، آدما یا با ما خیلی فرق دارن یا ظاهرا شبیه ما هستن. یعنی ایرانین اما پای بندی به اصول دینی ندارن و یک جورایی آدم فریبن.در مورد این جور برخوردهاتون با آدمایی تو دیار غریب بگید. اولین بار که آشنا شدین و افکارتون و اینکه چی شد که راه خودتون رو قوی تر از قبل ادامه دادی؟
پاسخ حنیف : قبل از رفتن هم می شه تصور نسبی از محیط غرب داشت. فرهنگ غرب فرهنگ بیگانه ای برای ما نیست با توجه به این که کالاهای فرهنگیش رو استفاده می کنیم شامل فیلم ها و نوشته ها و غذا و لباس و نظام سیاسی اقتصادی و ... بنابراین در مقایسه با کشوری مثل ژاپن غرب برای ما ایرانی ها آشناتره. با این حال تغییر محیط بین ایران و غرب ساده نیست.
شنبه 28 دی 1392 09:21 ب.ظ
شما قبل از رفتن، آیا اینا رو میدونستید؟یا اونجا متوجه این گروه ها شدید؟آیا قبل از رفتن مطالعات در خصوص فرهنگ و چیزای مختلف کشوری که میخواهید برید داشتید؟برای کسایی که قصد رفتن دارن چه پیشنهادی دارید که در برابر چیزای جدید شوکه نشن و در برابر تنهایی به هر گروه خوش آب و رنگی تن ندن؟ همون طور که گفتید، بدتون هم نمیاد که تو جشن شب یلدا باشید اما نه در بخشهایی که متضاد با فرهنگ و اعتقاداتونه.میدونید چیه؟آدم تو کشور خودش کمتر آدمایی میبینه که خیلی با ایرانیا متفاوت باشن و اگه آدمایی مخالف با عقایدش میبینه دیگه براش عادی شده آدم راه خودشو میره.اما وقتی تو کشور دیگه ای میره، آدما یا با ما خیلی فرق دارن یا ظاهرا شبیه ما هستن. یعنی ایرانین اما پای بندی به اصول دینی ندارن و یک جورایی آدم فریبن.در مورد این جور برخوردهاتون با آدمایی تو دیار غریب بگید. اولین بار که آشنا شدین و افکارتون و اینکه چی شد که راه خودتون رو قوی تر از قبل ادامه دادی؟
پاسخ حنیف : تو ایران راحت تر می تونین افراد نزدیک به خودتون رو پیدا کنین ولی در غرب نیازها و محدودیت ها آدم ها رو به تعامل با هم وامی داره. طبیعتا افراد مجبور می شن سعه ی صدر بیشتری از خودشون نشون بدن و البته فرد با میزان تنوع بیشتری هم رو به رو می شه انسان که احساس می کنه افرادی که زمانی متفاوت از خودش می دیده چقدر با هم وجه مشترک دارن. با این وجود تفاوت عقاید مخصوصا در مورد مسایل مذهبی برای ما ایرانی ها، باقی می مونه. در مورد خودم مطمین نیستم. افرادی دیدم که تو این محیط مذهبی تر شدن به این معنی که عمق فکری و پایبندی عملی بیشتری نشون دادن. عکسش هم هست. هیچ وقت نباید به خود مطمئن بود. واقعیت من راه کار قطعی نمی شناسم. شاید بشه گفت در تمام مراحل و هر جایی هدایت از خداست. دعای مومنان هم می تونه کمک کنه. اگر مایل باشین می شه افراد نمونه ای رو انتخاب کنین و نوع تعاملاتشون در محیط های مشابه رو مطالعه کنین مثلا امام موسی صدر در لبنان.
شنبه 28 دی 1392 09:07 ب.ظ
آدم وقتی پاشو از کشورش بیرون نذاشته نمیتونه فکرشم بکنه که اونور چه خبره اما وقتی یکی تعریف میکنه آدم در حیرتش می مونه.چقدر چیزهای جدید میتونه وجود داشته باشه. و چقدر آدم باید به رشد عقلی و ایمان رسیده باشه.چقدر راه ها واسه گمراه کردن آدما وجود داره. چون آدم تنهاست ممکنه بدون اینکه بخواد به خیلی چیزها آلوده شه.یا بعدا خودش اینو میفهمه که تو چه منجلابی افتاده یا بعد از مرگ از خواب بیدار میشه. شما در برابر این همه افکار و عقاید، ادیان، فرهنگها وچیزای مختلف و متضاد با باورهاتون چطور تن بهشون ندادید و استوار بر ایمانتون باقی موندین؟
پاسخ حنیف : در مسافرت رفتن و دیدن مردم دیگه همین حسن هست که آدم افراد متفاوت رو می بینه. البته الان با رشد ارتباطات این مرزها در نوردیده شده و خیلی از فرهنگ هایی که در کشورهای دیگه وجود داره در کشور ما هم وارد شده و افرادی با عقاید مختلف رو می شه در کشور خودمون هم دید. این فرآیند آشنایی آدم ها با عقاید مختلف در آینده احتمالا سرعت می گیره. در مورد کشورهایی که مهاجرت پذیرند این تنوع فرهنگی بیشتره. حسن دیگه این که این محیط داره اینه که شما وقتی از محیط خودتون جدا می شین و وارد جایی با ارزش ها و هنجارهای مختلف می شین متوجه می شین که تا چه حد از عقایدتون برگرفته از محیط است و تا چه حد از ایمان و اعتقاد قلبی. تجربه ی خود من این بود که فشار هنجاری محیط خیلی بیشتر از اون چیزیه که فکر می کنین. به بیان دیگه آدم دوست داره شبیه بقیه باشه و راهی رو بره که بقیه می رن. به شخصه نمی تونم بگم اصلا تحت تاثیر محیط نبوده ام. به نظر اگر آدم به جای محیط و پیروی از دیگران پیرو عقلش باشه و نفس سالم خودش و نه نفس اماره به سوء می تونه تمیز بده بین عقاید. این هم جالب است که تحریفاتی که در ادیان رخ داده امکان تشخیص حق و باطل رو راحت کرده. تصورات واهی از خدا یکی از این دست تحریفاته.

دعای مومنان در حق هم دیگر هم اثر دارد.
مریم
پنجشنبه 26 دی 1392 11:08 ق.ظ
سلام عزیزم خوشحالم هر روز وبلاگتو به روز می کنی دلم می خواد هر روز بهت سربزنم بیا آدرس وبلاگتو تو سایت من ثبت کن تا آدرستو داشته باشم بهت سربزنم
پاسخ حنیف : سلام
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo