تبلیغات
حنیف - مذاکرات هسته ای: درسی برای انقلاب

مذاکرات هسته ای: درسی برای انقلاب

نویسنده :حنیف
تاریخ:چهارشنبه 27 آذر 1392-08:43 ب.ظ

مقدمه: در متن قبلی به شباهت مسأله ی هسته ای با جنگ تحمیلی اشاره شد. بررسی و تبادل نظر در مورد مسأله ی هسته ای به ما کمک می کند که تجربیات آن را برای آینده به کار بگیریم.

سیاست سرمایه گذاری بر روی فناوری هسته ای احتمالا با هدف دستیابی به مزایای اقتصادی این صنعت و همین طور نگاه استراتژیک به این فناوری بوده است. به این ترتیب این دانش به عنوان دانش پیشرو  و تاثیرگذار انتخاب شده است که هم از نظر اقتصادی بازدهی بالایی خواهد داشت و هم به خاطر حساسیت های این فناوری، تجارت و دستیابی آزاد ایران به آن میسر نخواهد بود و به عنوان یک فناوری استراتژیک باید بر روی آن سرمایه گذاری کرد (1). رسیدن به فناوری غنی سازی اورانیوم به عنوان یک عضو آژانس اتمی و تحت نظارت های آن حق ماست و ایران هم خارج از محدوده ی قوانین آژانس اقدامی نکرده است. با این حال این فناوری به دلیل امکان دستیابی به سلاح اتمی موجب حساسیت کشورهای غربی قرار گرفت، و آن ها خواهان محدود شدن این فعالیت ها خارج از محدوده ی مقرر برای سایر کشورها در مورد ایران شدند. البته مسأله ی هسته ای از شکل یک مسأله ی فنی خارج شد و به صورت تقابلی کلی تر درآمد. در این شکل جدید مسأله ی هسته ای اهرمی برای فشار بر ایران تعریف شد و سنگر مقدمی شد که کوتاه آمدن از آن به معنی قبولی عقب نشینی در مقابل زیاده خواهی های غرب و کوتاه آمدن از حقوق کشور است. بنابراین مسأله ی هسته ای از مسأله ی اختلاف بر سر یک موضوع خاص به شکل نزاع کلی تری تعریف شد که پیروزی هر کدام از طرفین در آن مفهومی ورای مسأله ی هسته ای پیدا می کرد. 
 
پیش بینی پایان مسأله ی هسته ای کار دشواری است. (مخصوصا که همان طور که آقای دانشجو در نظرات متن قبلی نوشتند، این مسأله در کنار سایر تحولات در سطح منطقه و دنیا تعریف می شود.) با این حال فرض می کنیم رویکرد جدید تیم مذاکراتی ایران برای رسیدن به یک توافقنامه ی بینابینی به پایان این مسأله بیانجامد. این توافق نامه را می توان حالتی نه برد و باخت برای طرفین تعریف کرد، حالتی شبیه آتش بس که حکمیت را به آژانس ارجاع می دهد. 

جنگ هم در شرایطی شروع شد که ما مورد حمله و مظلوم بودیم و باید از حق تمامیت ارضی خود دفاع می کردیم. جنگ هم خیلی سریع به موضوعی ورای مسأله ی ایران و عراق تبدیل شد و پیروزی ایران در جنگ می توانست در شرایط منطقه و جهان تاثیرگذار باشد. پایان جنگ توافقنامه آتش بسی بود که در آن متجاوز مشخص نشد و مسأله ی تعیین متجاوز به شورای ملل ارجاع داده شد.

ما چه استراتژی را دنبال کردیم؟

اولین استراتژی ایران تکیه بر توان فنی داخلی بود. فناوری غنی سازی ایران حاصل زحمت و دستاوردهای شهدای هسته ای است. تصورش را بکنید اگر ما این توان داخلی را نداشتیم و می خواستیم مثلا بر روسیه یا چین برای چنین فناوری تکیه کنیم. با این کارشکنی هایی که این کشورها در قراردادهایشان نشان داده اند نتیجه معلوم بود. در جنگ هم اولین استراتژی ما تکیه بر توان داخلی بود، یعنی تکیه بر فرماندهان جنگ و شهدای خودمان تا تکیه بر سلاح ها، پشتیبانی نظامی یا نقشه های مستشاران نظامی کشورهای دیگر (2). 

نتیجه ی این تکیه بر توان داخلی چه بود؟ دستاوردهای علمی و فناوری ما در حوزه ی هسته ای ورای تصور کشورهای غربی است. احتمالا اگر آن ها می توانستند چنین دستاوردهایی را پیشبینی کنند، همان زمانی که ما به این نتایج نرسیده بودیم نیاز 20 درصد کشور را تامین می کردند و حق داشتن همان چند صد سانتریفیوژ را می پذیرفتند. آقای کری اخیرا گفته بود که نتیجه ی تقابل ما در این چند سال با ایران عملا به گسترش چرخه ی غنی سازی تبدیل شده و آقای اوباما هم گفته بود که فناوری هسته ای ایران به مرحله ای رسیده که برچیده شدن آن فرض غیرواقعی است. این که در مرحله ای ترور دانشمندان هسته ای در برنامه قرار گرفت بیانگر همین نگرانی هایشان است، وگرنه تا وقتی که احتمال نداده اند که ایران به معنی واقعی توان توسعه ی این فناوری را داشته باشد اقدام به چنین کاری که آن ها را بی وجهه می کند، نمی کنند. نمونه ی دیگر این اتکا به توان داخلی در مقابله با حمله ی سایبری استاکس نت است که بزرگترین حمله ی سایبری تاریخ بر ضد یک دولت بوده است.

در جنگ ما از تکیه بر توان داخلی چه کسب کردیم؟ پرورش فرماندهانی مانند صیاد شیرازی، باقری، همت، خرازی، باکری و تشکیل نهاد سپاه و سازماندهی ارتش و تجربه های جنگ فیزیکی و شروع ساخت سلاح های جنگی در داخل نتایج تکیه بر توان داخلی بود. احتمالا اگر چنین توان داخلی برای صدام قابل پیش بینی بود اقدام به حمله نمی کرد. ما در جنگ فهمیدیم که توان داخلی ما بیش از آن چیزی است که به ما القا می کنند و چه نتایجی به بار می آورد.

دومین استراتژی ما در مسأله ی هسته ای مقاومت بود. تحریم ها اثر گذاشته اند، آثارش را داریم می بینیم. اما بی انصافی است اگر وسعت تحریم ها را در نظر نگیریم و قضاوت کنیم. نفت ما تحریم شد، آن را هم می توانستیم بفروشیم پولش را نمی توانستیم بگیریم. غذا و دارو را هم تحریم کردند. به تعبیر وزیر خزانه داری آمریکا این تحریم ها سخت ترین تحریم ها در طول تاریخ هستند. تحریم ها قرار بود فلج کننده باشند. تحریم ها مستقیم مردم را هدف گرفته بودند و بهترین توجیه برای آنان تنبیه دسته جمعی یک ملت است (3). مقاومت چه در جنگ و چه در مسأله ی هسته ای نقشی بود که همه ی مردم در آن شریک بودند نه فقط کسانی که در جبهه یا دولت و سایر ارکان ها درگیر مستقیم بودند. نظرسنجی ها نشان می دهد که مردم ایران نظرشان نسبت حقشان در مسأله ی هسته ای علی رغم  فشارها ایستاده اند. غربی ها این مسأله را خوب درک می کنند و این مورد در تصمیم گیری هایشان تاثیر اساسی دارد، تا وقتی به تغییر از درون امید دارند پای میز مذاکره نمی آیند. بنابراین مقاومت را می توان تکیه بر صبر و تحمل مردم کشور دانست. 

عنصر ایمان هم در مسأله ی هسته ای و هم در مورد جنگ عامل اصلی مقاومت ما بود. اگر ایمان نبود معادلات ظاهری در جنگ و مسأله ی هسته ای نتیجه ی دیگری را نشان می دهد. ایمان به غیب و ایمان به خداست که به استقامت معنا می دهد و اعتماد به نفس ایجاد می کند. اما اگر ایمان و اعتماد به نفسمان را از دست دادیم، آن وقت دیگر مرعوب پیشرفت های دیگران می شویم، رعب و وحشتی که سایرین را سربه راه کرده است و در مقابل ظلم ساکت.

در نهایت دستاوردهای ما هم در جنگ و هم در مذاکرات هسته ای اخیر حاصل اجماع مردم و نیروهای مختلف است. از نخبگان و نیروهای سیاسی مختلف تا مردم عادی هر کسی به نحوی خودش را در کمک به جبهه های جنگ سهیم می دانست و نقشی ایفا می کرد. قبلا هم اشاره شد که در مسأله ی مذاکرات اخیر یکی از کارهای تحسین برانگیز دولت و تیم مذاکره کننده به دست آوردن اجماع داخلی بوده است. البته این به معنی انتقاد نکردن نیست، بلکه به معنی داشتن هدف مشترک، همراهی کردن در مسیر، کارشکنی نکردن و متعهد بودن به نتیجه است. 

ما کجا اشتباه کردیم؟

مهمترین چالش جبهه های جنگ در جنوب، اختلافات سیاسی در تهران بود. چیزی که کمر جبهه های جنگ را می شکست دودستگی ها و اختلافاتی بود که از اختلافات نخبگان و گروه های سیاسی شروع می شد و در بدنه ی جامعه پخش می شد. این مسأله ی مهمی است که ضمن حفظ رقابت سیاسی و برگزاری انتخابات حتی در شرایط جنگی، رقابت ها به اختلافات تبدیل نشود. این جمله ی امام، مستقل از مصداق، باید نصب العین نخبگان سیاسی ما باشد که 

"در زمانی که مردم حزب الله برای یاری اسلام، فرزندان خود را به قربانگاه می برند، چه وقت گله و استعفا است؟"

"ما و شما نباید خودمان را بازی بدهیم. اختلاف ریشه اش از حب نفس است. هر کس خیال می کند که من برای خدا این آقا را باهاش اختلاف می کنم یک  وقت درست ببیند در نفس خودش فکر کند ببیند ریشه کجاست. حسن ظن به خودش نداشته باشد."

در مسأله ی هسته ای هم بزرگترین ضربه اول با حوادث بعد از انتخابات 88 وارد شد و بعد از آن هم اختلافات و چنددستگی ها در دوره ی دولت دهم بود که تحت شرایط سنگین تحریم، بعضی گروه ها به دنبال تسویه حساب های سیاسی و جایگاه شان در قدرت بودند تا جایی که رهبری هم اشاره کردند که این افراد مگر نمی بینند در چه شرایطی قرار داریم؟

ما در مسأله ی هسته ای کمبودهای تخصصی هم داشتیم که باید درس بگیریم و برای آینده اصلاح کنیم. برای مثال، مشکل توافق نامه ی سعدآباد را در متن قبلی اشاره کردم. همین طور می توان از عدم پیش بینی صحیح تحریم ها در دور جدید مثال زد. زمانی که تحریم بانک مرکزی مطرح شد، رییس بانک مرکزی ایران مصاحبه کرد و این کار را غیرمحتمل دانست، در حالی که با رای بالا در کنگره ی آمریکا رای آورد. همین طور وقتی بحث تحریم نفتی مطرح شد، باید می فهمیدیم که عربستان قصد همراهی با تحریم ها را دارد و از این جهت تحریم نفتی نزدیک است. مثال دیگر از ضعف فنی ما، ضعف دیپلماسی است. فعالیت های آقای ظریف نگاه همراهان و منتقدان ایشان را در مورد دیپلماسی به عنوان یک تخصص عوض کرده است. (اگر با انصاف باشیم، خود تحرک دیپلماتیک ایشان و تلاش های خستگی ناپذیرشان جای تقدیر دارد، مانند پرتحرکی دولت سابق) دیپلماسی یک ابزار است که به تنهایی معجزه نمی کند، بلکه مانند ابزاری است که اگر درست استفاده شود در کنار سایر ابزارها، در راستای استراتژی های و اهداف مشخص می تواند کمک کند. مثلا در مورد هسته ای اخیر، اگر ما به فناوری و ذخیره ی غنی سازی بیست درصد دست نیافته بودیم، با دیپلماسی و لبخند و یا با منطق و فلسفه نمی شد پای میز مذاکره از حق کشور دفاع کرد. بنابراین دیپلماسی در کنار بقیه ی موارد معنی پیدا می کند و می تواند تاثیرگذار باشد. مورد دیگر آن که اخیرا تعدادی از تحریم های اروپا با پیگیری حقوقی و شکایت به دادگاه های اروپایی به نفع ایران رفع شده اند. این کار زودتر هم می توانست صورت بگیرد، در صورتی که دولت برای این امر آمادگی حاصل کرده بود.


چه به دست آوردیم؟

ما در مذاکرات هسته ای .و جنگ دشمنانمان را شناختیم. ما فهمیدیم که نظام جهانی و در راس آن غرب برای زورگویی هایش غذا و دارو را تحریم می کند، ترور می کند، حمله سایبری و تهدید به حمله ی نظامی می کند. ما در جنگ فهمیدیم که اگر لازم باشد در جبهه ها از سلاح شیمیایی استفاده می کنند، هواپیمای مسافربری هدف قرار می گیرد، تهدید به حمله ی شیمیایی به شهرها می کنند، حمایت نظامی می کنند و اگر لازم باشد خود آمریکا هم وارد جنگ می شود. ما فهمیدیم که بعضی کشورهای همسایه تا آخر از صدام حمایت می کنند و اگر لازم باشد برای فشار بر ما شیرهای نفتی را باز می کنند و بر تیم مذاکره ی 5+1 فشار می آورند. ما اثر لابی صهیونیستی را بر سیاست های قدرت های بزرگ جهانی شناختیم.

هم جنگ و هم عرصه ی کشمکش هسته ای، ما با نقاط ضعف و قوت خودمان آشنا شدیم و خودمان را بهتر شناختیم. ما فهمیدیم که اقتصاد تک محصولی وابسته به نقت چه معنی ای دارد. ما فهمیدیم که اهرم عرضه ی نفت تا کجا موثر است وقتی که سایر تولید کنندگان آماده ی افزودن عرضه یشان باشند. ما ضعف دیپلماتیک خودمان  و ضعف تخصصی خودمان را شناختیم. ما به نقاط قوت علمی و فناوری خودمان پی بردیم.

جنگ برای ما مصونیت نظامی آورد. به جز تجربه ی نظامی، خود مقاومت هشت ساله ما نشان داد که هزینه های جنگ فیزیکی با ایران برای متجاوز تا چه حد می تواند باشد. تجربه ی هسته ای می تواند برای ما مصونیت در مقابل تحریم ها را به دست دهد. برعکس آن کوتاه آمدن از حق کشور در مسأله ی هسته ای، زمینه را برای فشارهای بعدی از جمله برنامه ی فضایی و صنایع موشکی را فراهم می کند.


چه باید کرد؟

سوالات مهمی هست که باید پاسخ به آنها را بیابیم. چه الگوی اقتصادی ای برای کشور توصیه می کنیم؟ اگر کشور ما در نظام اقتصادی در هم تنیده شود، و آن طور که سال ها دولت پیگیر بوده وارد سازمان تجارت جهانی بشود، آیا می تواند در مقابل تحریم ها مصونیت داشته باشد؟ در سال های اخیر اقتصاد مقاومتی مطرح شده است که اقتصاد درون زا را توصیه می کند. در این صورت کالاهایی که بازدهی اقتصادی ندارند را هم می خواهیم در کشور تولید کنیم؟ نحوه ی تعاملمان با سایر کشورها چه طور خواهد بود؟ همین طور چه طور می خواهیم کشور را از اقتصاد نفتی و وابسته به واردات رها کنیم؟ در این که چه راهی را برای آینده باید در پیش بگیریم، باید تجربه ی این سال ها را لحاظ کنیم. 

قبل از انتخابات ایران، به دعوت یک دوست خبرنگار از نیویورک به واشنگتن رفتم. واشنگتن شهر سیاستمداران آمریکا است. سرفرصتی باید در مورد آن بنویسم. دوست خبرنگار می گفت مسأله ی اصلی محافل سیاسی آمریکا الان این است که تحریم ها واقعا چقدر در ایران اثر داشته است (به نظرم میزان حضور در انتخابات ریاست جمهوری در ایران مهمترین سیگنالی است که سیاستمداران غربی از تاثیر تحریم ها و فشار بر مردم دریافت می کنند). به او گفتم تحریم ها از نظر اقتصادی تاثیراتی داشته اند که حدودش هنوز مشخص نیست، اما تاثیر بلند مدت تری نیز دارند.  هنوز بعد از 60 سال ایرانی ها خاطره ی کودتای نظامی آمریکا بر علیه دولت مصدق را فراموش نکرده اند. به همین شکل نقش آمریکا و این تحریم ها در حافظه ی جمعی ایرانی ها خواهند ماند. 

باید دقت کنیم که سیاست اولیه ی ایران تخاصم با غرب و آمریکا نیست. بلکه هدف داشتن رابطه ای مبتنی بر احترام متقابل و با حفظ استقلال کشور است، نه رابطه ی گرگ و بره، یا دولت استعماری و مستعمره. نتیجه ی رابطه ی دوم همان است که بر سر دولت مصدق آمد یا کودتای نظامی اخیر در مصر. استقلال یعنی شما بتوانید در چهارچوب حقوقتان اقدام کنید و خودتان برای خودتان تصمیم بگیرید. در هر حال به عنوان کشوری که زمانی زیر نفوذ آمریکا و ژاندارم آن در منطقه بوده، راه دستیابی به استقلال بی هزینه نیست. استقلال چیزی نیست که تقدیم کنند، بلکه باید با پافشاری بر حق خود و تقویت کشور آن را کسب کرد.  بنابراین در حالت کلی ما با آمریکا دشمن همیشگی نیستیم بلکه آمریکا هم می تواند مانند هر کشور دیگری برای ما باشد.

ما با غرب در اصل در حوزه ی فرهنگی اختلاف داریم. هر چه پیشتر می رویم، این اختلاف بیشتر خودش را نشان می دهد. عرصه ی بعدی بارز چالش ما با غرب در حوزه ی فرهنگ خواهد بود. بحث ابزارهای جدید فرهنگی مانند رسانه های اجتماعی مثل فیس بوک و تویترو یوتیوب و سیاست های ما در این زمینه یک نمونه است. غفلت و عدم اتخاذ سیاست های صحیح، یا سیاست های تدافعی به جای سیاست های فعال در حوزه ی فرهنگی می تواند نتایج نامطلوبی به بار آورد. برعکس تحرک فعال در عرصه ی فرهنگ می تواند ما را در سایر زمینه ها نیز پیش بیاندازد. امیدوارم در آینده بتوانم در این مورد چیزهایی بنویسم.

زمانی که قطعنامه 598 را پذیرفتیم، کسی فکر نمی کرد که چند سال بعد با کمترین هزینه ها صدام سرنگون شود و دولتی هم راستا با جمهوری اسلامی سرکار بیاید. امیدوارم استقامت هسته ای هم نتایجش را در سال های آینده به بار دهد. ما در جنگ انقلابمان را تثبیت کردیم، اما صدام به معنی واقعی بازنده ی جنگ بود که بار همین شکست حمله ی او به کویت را منجر شد. با این حال پذیرش قطع نامه نوشیدن جام زهر بود (4).


پینوشت:

1- اخیرا نقل قولی از آقای ظریف شده است که محل بحث های مختلف شده است. از ایشان تعجب می کنم که با تاکیدی که می کنند بر بار معنایی کلمات و استفاده از ادبیات مناسب، چطور چنین حرفی زده اند. البته باز با توجه به حجم سخنرانی ها و صحبت های ایشان می توان از این مورد به یک مورد اشتباه اغماض کرد. واقعا گاهی یک جمله اشتباه می تواند تا مدت ها ذهن ها را مشغول کند و توان کشور را به هدر بدهد. همگی باید در صحبت ها و کلمات دقت کنیم. مخصوصا که این امر توصیه ی قرآنی هم هست: 
 وَقُل لِّعِبَادِی یَقُولُوا الَّتِی هِیَ أَحْسَنُ ۚ إِنَّ الشَّیْطَانَ یَنزَغُ بَیْنَهُمْ ۚ إِنَّ الشَّیْطَانَ كَانَ لِلْإِنسَانِ عَدُوًّا مُّبِینًا (اسراء 53)
2- (جامعه ی ایدولوژیک) داشتم اتفاقی به رادیوی ایالتی گوش می کردم. مجری داشت حامیان مالی رادیو را اعلام می کرد. چیزی شبیه این جملات: "سوپرمارکتی مایرسون از حامیان مالی ماست. سوپرمارکتی مایرسون متعهد به اصل دموکراسی و آزادی های شهروندی است." فکرش را بکنید در رادیوی ایران اعلام کنند: "فروشگاه شهروند از حامیان ماست، این فروشگاه متعهد به ارزش های مهدویت و جامعه ی توحیدیست!". 

یک مورد دیگرش هم جالب بود: "گروه یهودیان بین الملل از حامیان ماست. این گروه متعهد به حقوق هم جنس بازان می باشد." مثل آن است که مثلا در رادیوی ما بگویند :"فلان مسجد از حامیان ماست. این مسجد متعهد به گسترش کاباره ها و می خانه ها در جامعه است!"

3- (دولت انقلابی) اصلاح و به روز رسانی نظام اداری ایران از جمله اصلاحات ضروری است. انصافا در آمریکا درگیری کمی با امور اداری دارید و روال کارها تا حد خوبی تعریف شده است. امیدوارم دولت بتواند همت کند، نظام اداری را سروسامان بدهد.

یکی از تفاوت ها آن است که آبدارچی در ادارات وجود ندارد. اگر کسی چایی یا پذیرایی نیاز داشته باشد خودش از خانه می آورد یا در یک اتاقی که شبیه آبدارخانه های ادارات ایران است، هر کسی برای خودش تهیه می کند. به نظرم پدیده ی آبدارچی هم از ویژگی های ادارات قبل انقلاب بوده است که باید حذف شود.

4- این چند روز مشغول امتحانات پایان ترم بودم. ترم زودتر از ایران شروع و تمام می شود. هفته ی بعد کریسمس است یعنی سالروز تولد میلاد مسیح (ع). چند روز بعد از آن هم سال نو می شود. این بازه تعطیل رسمی است. بعد از سال تحویل یعنی از دو ژانویه تعطیلات تمام می شود. برعکس ایران که اول سال تحویل می شود بعد تعطیلات شروع می شود.

5- پیشاپیش فرارسیدن اربعین حسینی را تسلیت می گویم و محتاج دعای خیر خوانندگان هستم.


----------------------------------------------------------------
1- برای کشور ما شناخت درست علوم تاثیرگذار در آینده و سرمایه گذاری بر روی آنها در پیمودن مسیر توسعه نقش مهمی دارد. البته سرعت تغییرات و توسعه ی فناوری به شکلی است که پیش بینی آینده را دشوار می کند. اگر دو دهه ی پیش یعنی زمانی که تمرکز بر دانش و فناوری هسته ای در دستور کار قرار گرفت را به نظر آوریم، می بینیم که تصور رشد پر سرعت صنایعی مانند فناوری ارتباطات، الکترونیک و انرژی های پاک دشوار بود.

2-  ما در طول تاریخ 200 ساله ی گذشته جنگیدن به پشتوانه ی انگلیس و فرانسه با روسیه را تجربه کرده ایم، ارتش سازماندهی شده مستشاران آمریکایی را هم. درست است که بدنه و سلاح های ارتش بعد انقلاب همان ارتش زمان شاه بود، اما تحول نگاه به ارتش نقش آفرینی آن را متمایز کرد. به این شکل که به جای "تکیه اصلی" بر تغذیه سلاح های خارجی و نظریات و هدایت مستشاران آن ها، تکیه بر توان امثال صیاد شیرازی ها قرار گرفت. سپاه هم که بعد از انقلاب شکل گرفت.

3- واقعاً تعجب می کنم از آقای اوباما و وزیران خارجه ی اش که با وضع چنین تحریم هایی باز سر سال نو برای مردم ایران پیام می فرستند و ابراز همراهی با مردم می کنند! عجیب تر آن که بعضی این پیام ها را باور می کنند. جالب است که تحریم های فلج کننده در دولت دموکرات آقای اوباما شکل گرفته اند که بیان می شود از دولت جمهوری خواه بوش بهتر است.

4- بخشی از نامه ی امام در مورد پذیرش قطعنامه: 
"و اما در مورد قبول قطعنامه كه حقیقتا مسئله بسیار تلخ و ناگوارى براى همه و خصوصا براى من بود، این است كه من تا چند روز قبل معتقد به همان شیوه دفاع و مواضع اعلام شده در جنگ بودم و مصلحت نظام و كشور و انقلاب را در اجراى آن مى دیدم، ولى به واسطه حوادث و عواملى كه از ذكر آن فعلا خوددارى مى كنم، و به امید خداوند در آینده روشن خواهد شد و با توجه به نظر تمامى كارشناسان سیاسى و نظامى سطح بالاى كشور، كه من به تعهد و دلسوزى و صداقت آنان اعتماد دارم، با قبول قطعنامه و آتش بس موافقت نمودم، و در مقطع كنونى آن را به مصلحت انقلاب و نظام مى دانم. و خدا مى داند كه اگر نبود انگیزه اى كه همه ما و عزت و اعتبار ما باید در مسیر مصلحت اسلام و مسلمین قربانى شود، هرگز راضى به این عمل نمى بودم و مرگ و شهادت برایم گواراتر بود. اما چاره چیست كه همه باید به رضایت حق تعالى گردن نهیم. و مسلم ملت قهرمان و دلاور ایران نیز چنین بوده و خواهد بود. من در اینجا از همه فرزندان عزیزم در جبهه هاى آتش و خون كه از اول جنگ تا امروز به نحوى در ارتباط با جنگ تلاش و كوشش نموده اند، تشكر و قدردانى مى كنم. و همه ملت ایران را به هوشیارى و صبر و مقاومت دعوت مى كنم. در آینده ممكن است افرادى آگاهانه یا از روى ناآگاهى در میان مردم این مسئله را مطرح نمایند كه ثمره خونها و شهادتها و ایثارها چه شد. اینها یقینا از عوالم غیب و از فلسفه شهادت بیخبرند و نمى دانند كسى كه فقط براى رضاى خدا به جهاد رفته است و سر در طبق اخلاص و بندگى نهاده است حوادث زمان به جاودانگى و بقا و جایگاه رفیع آن لطمه اى وارد نمى سازد. و ما براى درك كامل ارزش و راه شهیدانمان فاصله طولانى را باید بپیماییم و در گذر زمان و تاریخ انقلاب و آیندگان آن را جستجو نماییم."



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
foot pain big toe joint
شنبه 17 تیر 1396 12:05 ق.ظ
You can certainly see your enthusiasm in the work you write.
The world hopes for more passionate writers such as you
who aren't afraid to mention how they believe. Always
follow your heart.
foot pain cancer
چهارشنبه 14 تیر 1396 11:14 ب.ظ
Hello my loved one! I want to say that this post is amazing, great written and include approximately all important infos.
I would like to look more posts like this.
martivanderkooi.blogas.lt
شنبه 23 اردیبهشت 1396 02:45 ب.ظ
Its like you learn my mind! You appear to know a lot about this, such as you wrote the guide in it or something.
I think that you simply could do with some % to drive the message house a little bit, however other than that, this is
magnificent blog. An excellent read. I will definitely be back.
سیدحسین
سه شنبه 3 دی 1392 12:02 ب.ظ
سلام برادر حنیف عزیز
متنت فیل افكن بود (آخه خیلی طولانی بود وكاش در دو سه پست میگذاشتیش تا حلال شود)
ولی با این حال قسمت عمدش رو خوندم واستفاده كردم خصوصا اون قسمت پیام امام به مناسبت پذیرش قطعنامه رو انگار تا الان ندیده بودم كه واقعا در خور درنگ بود....
موفق باشی و در پناه حق
یا علی
پاسخ حنیف : سلام برادر سید حسین عزیز
متن که طولانی نبود، ولی فکر کنم به موضوعات مختلفی اشاره شده بود. ممنون از وقتی که میذاری و می خونی متن ها رو. از نظرات اصلاحی شما استقبال می شه.
شما هم موفق و در پناه حق باشی
دانشجو
پنجشنبه 28 آذر 1392 08:27 ب.ظ
بنظر من امام میخواست ریشه را درست کنه توانش را گذاشت تو اصلاح ریشه وگرنه امام میتونست مثل هر روحانی دیگه ای بشه یک مرجع تقلید بزرگ که تو زمان خودش پادشاهی حکومت میکنه مثل بزرگانی چون آیت ا... خویی و ....
ببین پیشنهاد من اینه که بیا راجع به ریشه مشکلات اسلام فکر کنیم
نظرت چیه؟ مشکل جوامع اسلامی بصورت اجرایی چیه؟
الان تو رییس جمهور بودی برای اسلام چی کار میکردی؟
یا اگه یکی بت میگفت هرچی بخوای پول داری واسه اسلام چی کار میکردی؟
اگه آقا ظهور کنه اولین اصلاحش چیه؟
بنظرم دنبال حل مفاهیم فکری مردمه دنبال اصلاح فلسفه سیاست هاست دنبال چیه بنظرت؟
پاسخ حنیف : در مورد سیره ی امام مخالفم. امام از جوانی هم توی مسایل اجتماعی حضور داشت اما به امر درس خودش هم توجه می کرد. حالا امام که مورد خاصه ما که قرار نیست همه همین کار رو بکنیم. هر کسی یه توانایی و شرایط محیطی داره بر اساس اون باید یه کاری بکنه. یه پیشنهادی دارم. یه متن بنویس و نظراتت رو تو این زمینه سوالاتی که گفتی بگو. من متن رو می ذارم توی وبلاگ و ایشالا اگر نظر تکمیلی داشتم توی یه متن دیگه می نویسم. (یه مقدار کامنتی سخته این بحث).
دانشجو
پنجشنبه 28 آذر 1392 08:22 ب.ظ
راجع به اینکه هم میگی هرکسی تو جامعه تاثیر گذاره قبول اما آیا من که میتونم بنویسم وقتم را بزارم به روزنامه نگاری یا کتاب نوشتن یا فیلم نامه نویسی
وقت انسانها محدوده تو حنیف من وقتت را ری کدوم مطلب بزاری بیشترین فایده را برای اسلام داری؟
الان احتیاج اسلام به چیه؟
پس این طور نیست کسی که خاص راهی را انتخاب کنه بگه خوب اسلام به همه این ها احتیاج داره.
الان امریکایی ها به این نتیجه رسیدن اگه نرم افزارهاشون را هندیا یا صنعتشون را سنگاپوریا یا چینیا بسازن بجاش خودشون روی فکر جوامع کار کنن بهره بهتری از توانشون می برن
پاسخ حنیف : وقتی امکانات محدوده باید کارها رو اولویت بندی کرد تا با امکانات مخدودمون به نتیجه ی بهتر برسیم. مثلا در شرایط جنگ کارها بیشتر اولویت پیدا می کنند، و جنگ می شه در راس امور. به نظرم ما توی تولید اقتصادی و فرهنگی مشکل داریم. یعنی نتونستیم نیروی فنی مون رو به تولید اقتصادی بسونیم. حلقه ی مفقوده ظاهرا مدیران فنی هستند. توی حوزه فرهنگ بحث عقبتره، یعنی ما نیروهای نخبه ی تربیت شده هم کم داریم چه برسه به تولید فرهنگی. نظر تو چیه؟

این آمریکایی ها انقدرها هم که تو می گی فکر نکردند که صنایعشون رو بدن بقیه بسازن، اتفاق طبیعیه که افتاده. وقتی دستمزد کارگر کمتره تو چین و الان دستمزد نیروی متخصص فنی تو هند کمتره طبیعتا تو شرایط اقتصاد باز این مشاغل کوچ می کنند به اون کشورها. یکی از دغدعه های اقای اوباما همینه که این مشاغل رو برگردونه به کشور. از جمله حمایتش از صنعت خوردو سازی یا قرار دادن مالیات برای شرکت هایی که بخشی از تولیدشون در خارج از کشوره و کم کردن شرکت هایی که تولید فنیشون در داخل انجام میشه. ولی راهی ندارند برای جلوگیری از این پدیده برای همین به فکرشون رسیده که لااقل تولید فکر رو نگه دارند همین جا. این هم تا الان اتفاقی بوده یعنی مراکز تحقیقاتی و دانشگاهی و نیروی خلاق به آمریکا جذب می شن به خارج شرایط دانشگاه هاشون، بعد هم برنمی گردن کشورشون، برای همین این کارها اینجا مونده . دولت هم الان بدش نمیاد این طور ادامه پیدا کنه و از این سیاست دانشگاهی حمایت می کنه مثل بودجه های تحقیقاتی بنیاد ملی دانش آمریکا.

باید تواناییت رو در نظر بگیری.
دانشجو
پنجشنبه 28 آذر 1392 08:19 ب.ظ
سلام حنیف جان
ببین من حرفم اینه
انسان زمانی را برای آموزش و زمانی را برای استفاده از آموزش هایش قرار خواهد داد مثلا باید تا سن خاصی تمرکزش بر آموزش باشد و از سن خاصی تمرکزش بر استفاده از اموزه ها
همیشه فضای آموزش باز نیست
میشه این مثال را برای حضرت امام زد زمانی که به فعالیت های جدی اجتماعی رو آوردند حدود 70 سال عمر داشتند یعنی زمانی بود که حس کردند آموزش خوبی دیده اند البته آموزش و جوا پس دادن همیشگی است اما غلظت هر کدام متفاوت است
اگر گفتم زمان را از دست نده بخاطر این بود که آفت حرکت های دانشجویی اینه که حواسمون از آموزش خودمون پرت میشه و در آموزش تخصص گرایی مسئله مهمیه
راجع به اقتصاد هم که هم نظریم تو راست میگی الان مجبوریم
اونی که گفتی درسته مصرف عامل تولیده اما چه مصرفی
آیا دیدن فیلم های پورنو یک مصرف نیست پس باید عامل تولید فیلم های پورنو باشه؟
آیا مصرف بی رویه گوشت یا برنج یا .... در قشر خاصی عامل تولیده؟ آیا نمیشه این مصرف پخش بشه بین همه جوامع من با ایت تئوری موافقم اما می گم بنظرم اسلام میگه یک کیلو گوشت تو ماه بسه بقیش رابده همسایت که احتیاج داره
پاسخ حنیف : من هم موافق مصرف گرایی فعلی نیستم، این شکل مصرف گرایی ریشه در فزون خواهی آدم ها داره که با تبلیغات بهشون القا می شه و متاسفانه تمرکز زیادی هم روی بازار هوا و هوس های جنسی می شه.

گفتم مصرف بدون تولید هم متناقضه. شاید بشه گفت مصرف حلال هر چه بیشتر باشه اشکالی نداره مادامی که فقرایی در جامعه نباشند که محتاج حداقل های زندگیشون باشند. به نظرم جامعه ی ما در این شرایطه. بنابراین تو این شرایط تولید حداکثری و مصرف حداقلی که تو گفتی الان درست به نظر میرسه. نظر تو چیه؟
دانشجو
پنجشنبه 28 آذر 1392 04:01 ب.ظ
حنیف جان بازم تذکر شماره یکم را روش فکر کن دوست دارم نظرت را بدونم
اینم میخوام بدونی و نظر بدی
به نظر من انسان دارای دو وجهه برای رشد است بر اساس فلسفه خلقت که رشد انسان است
یکی وجهه شخصی و دیگری مجهه اجتماعی یعنی انسان در برابر نفس خود و نفس جامعه وظیفه دارد که البته به نظر میرسد وظیفه اش در برابر نفس خود اولی بر وظیفه در برابر نفس جامعه است
و البته یک همراهی را نیز در بر دارد اما احتیاج به متخصص است تا وسعت و چگونگی این همراهی را مشخص کند
در رابطه با رشد نفس نظرات مشخص است انجام واجبات ترک محرمات
در رابطه با رشد نفس جامعه به نظر من دو روش مطرح است
1- رشد نفس جامعه بوسیله فعالیت های بنیادی در جامعه یعنی هدف کل جامعه باشد
2- رشد نفس جامعه بوسیله توجه به تک تک انسانها و شروع از جوامع کوچک تر
مثال اول مانند روزنامه نگاری یا نویسندگی یا فیلم سازی و ....
مثال دوم ساخت انسان است مثلا توجه به رشد فامیل یا همسایه یا دوست یا خانواده هر انسانی اگر یک انسان بسازد جامعه در عرض مدتی کوتاه کامل ساخته خواهد شد
البته هنوز نمی دانم کدام ارجح است این یک نظر خام است که باید گسترش یابد
روش فعالیت امام بنظرت چگونه بود؟
البته باید به روز هم بشود.
منتظر نظریاتت در رابطه با تک تک تک تک نکاتم هستم
مواظب خودت باش
پاسخ حنیف : سلام، هر کسی اولا در مقابل خودش مسووله کارهایی هم که برای جامعه می کنید با هدف ارتقای خود آدمه. در مورد جامعه هر دو مورد که می گی موثرند. بستگی به توانایی ها داره. اگر کسی بتونه یه معلم خوبی باشه و بتونه آدمها رو تربیت کنه خوبه. اگر بتونه یه فیلم ساز یا روزنامه نگار یا اقتصاددان خوبی باشه یا یه مهندس کارآفرین هم خوبه. نمی شه گفت کدوم بهتره یا مهمتره. امام به نظرم مهمترین کارش تغییر نگاه انسان ها و تربیت مستقیم و غیرمستقیم شاگردان بود. نظر تو چیه؟
دانشجو
پنجشنبه 28 آذر 1392 03:54 ب.ظ
5- حنیف جان همه جوامع دنیا تابع رسانه هستند دین هم یک نوع رسانه است توفاوت آن این است که دین رسانه ای سازنده برای خود شنونده است اما رسانه های این روز رسانه ای سودگرا هستند این جزیی از قوانین اقتصادی غرب که حاکم بر همه جوامع دنیاست می باشد
راستی آموزشیم افتادم یزد اصلیمم امریه شدم شهرداری تهران البته احتمالا معاف میشم نمی دونم چی کار کنم حالا توکل بخدا
پاسخ حنیف : نقش رسانه ها در دنیای امروز بسیار مهمه. با این حال رسانه های اجتماعی مثل فیس بوک در انتقال اطلاعات نقششون مهمتر شده، مخصوصا که مولد این اطلاعات و تحلیل ها مردم هستند نه دولت ها و یا بنگاه های خبرپراکنی. این می تونه یه مزیت بهره برداری از این رسانه ها برای ما هم باشه. البته باید باز دقیقتر به جوانب قضیه نگاه کرد.
دانشجو
پنجشنبه 28 آذر 1392 02:25 ب.ظ
سلام حنیف جان متنت را خوندم چنتا نکته به ذهنم میرسه بت میگم
1- احساس می کنم هنوز از فضای دانشجویی بیرون نیومدی بخاطر این برداشت کردم که احساس میکنم از نوشته هات هدف خاصی بیرون نمیاد و بنا به روز مینویسی این باعث میشه که دوران دانشجوییت تموم بشه و تهش از این زمانهات نتیجه ی مشخصی نگیری
حنیف جان اگه تو دانشگاه از سال اول نه سال دوم دنبال موضوع خاصی بودیم حالا تو اون موضوع متخصص شده بودیم و نظراتمون مبنی بود
2- بنظرم بیا یک یا چند موضوع محدود را مشخص کن تا اونجایی زاجع بش تحقیق کن ببین این فرصت دوباره تو زندگیت تکرار نمیشه ببین چه چیزی میتونی از اونجا بدست بیاری اگه اینجا بودی نمی تونستی
3- حنیف جان از متون دینی نظریه های اقتصادی بیرون میاد اقتصاد دولتی یا بازار آزاد حنیف جان یکی از مهمترین ستون های یک جامعه تفکر و روح اقتصادی اون جامعه است اگر روح جامعه سرمایه داری باشه هرچقدر هم کار فرهنگی انجام بشه باز اون جامعه به سمت سرمایه داری میره
جامعه ما از دوران ریاست جمهوری آقای هاشمی رسما این تئوری را پذیرفت البته مجبور بود از نگاهی اما اون با کله رفت به این سمت
حنیف جان هرچقدر برای یک جامعه مصرف گرا دم از مقاومت بزنی موقعی که نتونه مثل قبل مصرف کنه توانش را ازدست میده
4- پیشنهاد دو موضوع را دارم که روش کار کنی خودم هم میخوام کار کنم اما همراه ندارم
اول: شناخت دقیق تعرف انسان از دو دیدگاه غرب و اسلام و بررسی نتایج این تعارف در برنامه ریزی های سیاسی ٰ اقتصادی و فرهنگی و قانون گذاری
دوم: شناخت دقیق دو دیدگاه اقتصادی غرب و اسلام و بررسی نتایج این تعاریف تا اجرا
ببین اقتصاد غرب بر اساس یک جمله ساده استواره
تا میتونی تلاش کن پول در بیار تا میتونی مصرف کن
اما اقتصاد اسلامی بر اساس این جملس
تا میتونی تلاش کن پول در بیار (البته با توجه به دیگر تلاشهات برای ارتقا روحت )به اندازه نیازت واقعیت مصرف کن بقیش را برای اسلام خرج کن(کمک به دیگران و ارتقا انسان)
پاسخ حنیف : سلام

1- وبلاگ رو با هدف تخصصی شروع نکردم. بیشتر شرح احوالات و دیده ها و شنیده ها است. در موارد خاصی هم که موضوع روز مهمی پیش میاد مثل مسأله ی هسته ای در موردش می نویسم.

2- هدفم از این وبلاگ این نیست که رو یه موضوع تخصصی بنویسم. اما دغدغه ها حول و حوش مذهب و جامعه و اسلام دور می زنه. این موضوعاتی که می گی نیاز به تخصص داره، از جمله فلسفه ی اسلامی و دروس حوزوی و علوم اجتماعی که خارج از تخصص منه. با این حال به نظرم همین سطح از تبادل نظر ها هم می تونه در ارتقای فهم و بینش ما نسبت به این مسایل مهم باشه. حالا اگر موضوع فنی تری باشه شاید من هم بتونم روش کار کنم.

3- در مورد اقتصاد موافقم. حالا اگر نمی پذیرفتیم چه می خاستیم بکنیم؟ وقتی راه دیگه ای نمی دونیم جز کنترل نقدینگی با نرخ بهره، چطور می خایم اقتصاد بدون ربا داشته باشیم؟

4- این تحلیل اقتصادی که می گی متناقضه، اگر مصرف نباشه که تولید به کار نمیاد! اگر توی اسلام بنابر تولید حداکثری و مصرف حداقلی باشه دچار اضافه تولید می شیم. مصرف موتور مولد تولید است. شاید بهتره بگیم در جامعه ای که اختلاف طبقاتی و فقر در نیازهای اولیه است این قانون درسته اما بعد از اون اشکالی نیست در حد امکان از طبیعت بهره ببریم. حالا نمونه های قرآنی هم می شه پیدا کرد برای اجازه ی بهره برداری از طیبات نعمات.
رزیتا
پنجشنبه 28 آذر 1392 10:39 ق.ظ
سلام وبلاگ زیبایی داری و ممنون از مطالب زیبایی که ارسال می کنی .راستی خیلی بازدیدت کمه من یه سایت بهت معرفی می کنم بیا وبلاگت را در این سایت ثبت کن تا بازدید وبلاگت بره بالا
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo