تبلیغات
حنیف - مذاکرات هسته ای

مذاکرات هسته ای

نویسنده :حنیف
تاریخ:یکشنبه 10 آذر 1392-08:39 ب.ظ

مقدمه: مذاکرات هسته ای اخیر برهه ی مهمی از تاریخ ماست. با توجه به هزینه هایی که مسأله ی هسته ای داشته است، باید در مورد آن تبادل نظر کنیم تا از تجربه های آن برای آینده بهره ببریم.

همان طور که در توافق هسته ای اخیر بیان شده، این توافق گامی در جهت راه حلی جامع است. ایران به عنوان هدف نهایی به دنبال حق غنی سازی و حذف تحریم ها است. و آن طور که در بیانیه آمده است این غنی سازی باید پاسخگوی نیازهای عملی ایران باشد.

طرف دیگر مذاکره (که در واقع متشکل از 6 کشور با تنوع خواسته هاست) می خواهد پتانسیل ساخت بمب هسته ای در ایران را به حداقل ممکن برساند به نحوی که اگر فرض کنیم روزی ایران بخواهد بمب اتم بسازد، بیشترین بازه ی زمانی را نیاز داشته باشد. در این میان چیزی که می تواند این پتانسیل را کاهش دهد اولاً محدود کردن امکان ذخیره سازی اورانیوم است و ثانیاً محدود کردن خط تولید اورانیوم غنی شده و ثالثاً بازرسی های هرچه گسترده تر به منظور کاهش احتمال تخلف (1).

با یک نگاه به این خواسته ها مشخص می شود که کشمکش اصلی برسر همین غنی سازی و میزان آن است. ایران از همین گام اول محدودیت هایی را روی حجم ذخیره ی اورانیوم 20 درصد، غنی سازی محدود به 5 درصد و عدم گسترش خط تولید پذیرفته است و طبیعتاً در گام های بعدی باید شاهد محدودیت های بیشتر روی این موارد باشیم اگر که به حذف کلی (عدم حق غنی سازی) منجر نشود. این که در مورد حق غنی سازی هم برداشت های متفاوتی شده بود به همین مورد برمی گردد. از نظر طرف ایرانی در دوجای این بیانیه بیان شده که ایران باید در راه حل نهایی فعالیت های غنی سازی داشته باشد، و از سوی دیگر هم بیان شده که ایران باید مانند هر کشور دیگر عضو پیمان عدم اشاعه باشد و این یعنی باید حق غنی سازی را هم داشته باشد. 

اما از نظر طرف آمریکایی اولاً غنی سازی جزوی از حقوق الزامی کشورهای عضو ان پی تی نیست و حتی اگر هم باشد می توان برای ایران یک قید اضافه گذاشت  (در همین بیانیه ی فعلی هم ایران قرار شده است در گام نهایی پروتکل الحاقی را به عنوان یک قید خاص به اجرا درآورد، پس ایران باز هم مانند یک کشور عادی عضو نخواهد بود). ثانیاً هر گونه فعالیت غنی سازی هم اگر باشد باید محدود باشد. حال حد این محدودیت کجاست؟ تنها اشاره ای که در بیانیه فعلی شده پاسخگویی به "نیازهای عملی" ایران است. یک سویش امکان غنی سازی 20 درصد برای راکتور تهران است و سر دیگرش حذف هرگونه غنی سازی مشروط به حق خرید اورانیوم غنی شده به مقدار مورد نیاز از کشورهای طرف مذاکره (2).

نکته ی دیگری هم وجود دارد که حتی قدم نهایی مذاکرات هم توافق برای یک بازه ی بلند مدت است که مدت بازه باید مشخص شود مثلا ً 10 سال. بنابراین بعد از آن دوباره مسأله ی هسته ای می تواند بالقوه چالش مجددی باشد.
 
این که توافقنامه ی اخیر تا چه حد موفق بوده است بستگی به قدم های بعدی دارد. اولا باید توجه کرد که تعبیر صحیح از آنچه ما به دست آورده ایم عدم گسترش تحریم ها است تا لغو تحریم ها. اصل تحریم ها که تحریم بانک مرکزی و نفت هستند برقرارند و به صورت عددی هم ما تنها به 7 میلیارد از 100 میلیارد دلار فریز شده دسترسی داریم و امکان گسترش فروش نفت را نداریم. اما این که ادعا می شود سازمان تحریم ها شکننده است و همین ضربه ی کوچک مقدمه ی فروریختن کل آن خواهد شد، بستگی به آینده دارد. تحریم ها به صورت کاملا حرفه ای به اجرا درآمد و به تدریج کشورهای مختلف را با خود همراه کرد. بنابراین امکان این که چند مورد لغو تحریم بتواند چرخه ی خروج از تحریم ها را به طور شتابنده ای به جریان بیاندازد وجود دارد، اما این امر نیاز به فعالیت های حقوقی و دیپلماسی فعال دارد. 

از طرف دیگر، محدودیت هایی که در حال حاضر پذیرفته ایم با اصل نیازهای هسته ای ما منافاتی ندارد، بلکه می توان گفت ما با محدودیت فعلی امکان تولید مقدار مورد نیاز برای نیروگاه ها و برنامه های تحقیقاتی را داریم. بنابراین اگر واقع گرایانه نگاه کنیم که برنامه ی هسته ای را برای چه مزایایی احتیاج داشتیم تا به اینجا از این مزایا منصرف نشده ایم. اما مسأله این است که خنثی سازی غنی سازی 20 درصد اهرم چانه زنی را از دست ایران در مرحله ی بعدی بگیرد و عملاً اهرم چانه زنی ایران محدود به قبول پروتکل الحاقی باشد برای حذف تحریم هایی که فعلا بهتر است بگوییم دست نخورده اند و حذف تحریم های طرف آمریکایی هم در راه حل جامع هم منوط شده به اقدام کنگره (البته قبول پروتکل الحاقی هم منوط به تصمیم مجلس ایران است اما تفاوتش آن است که مجلس ایران و طرف مذاکره تقریبا هم راستا هستند، اما در طرف آمریکایی دولت در دست دموکرات ها و کنگره تحت نفوذ مشترک جمهوری خواه ها و دموکرات ها است و نفوذ لابی ها در کنگره بیشتر از دولت است).

به صورت دیگری هم می توان توافق فعلی را ارزیابی کرد و آن هزینه های هر کدام از طرفین در صورت خروج از آن است. در خود بیانیه بیان شده است که این گام ها برگشت پذیر است، اما باید دید هر کدام از طرفین چه هزینه ای برای برگشت خواهد پرداخت. تجربه ی بیانیه ی سعدآباد می تواند برای ارزیابی هزینه ی تخطی ایران مورد استفاده قرار گیرد. در آن مورد هم تیم ایرانی اصرار داشت که بیانیه ی سعدآباد تنها یک بیانیه بوده و گام نخستی برای اعتمادسازی و رسیدن به یک توافقنامه ی نهایی (3). با این حال خروج ایران از آن موج تبلیغاتی بر ضد ایران ایجاد کرد که زمینه را برای اجماع جهانی بر سر برنامه ی ایران فراهم نمود. با توجه به ضعف رسانه ای ما می توان انتظار وضعیت مشابهی را در مورد بیانیه ی اخیر داشت.

در نهایت تیم مذاکره کننده ی ایرانی کار بسیار مشکلی در پیش دارد. بندی که در راه حل جامع نامشخص و محل تفسیرهای متعدد است، گستره ی غنی سازی و حجم ذخیره اورانیوم غنی شده است. می توان پیش بینی کرد که در توافق نهایی در قبال حفظ بخشی از چرخه ی غنی سازی موجود و سانتریفیوژها، ایران متعهد شود آن ها را به طور نامحدود به کار نگیرد و نیازهایش را به صورت خرید از خارج و تحویل پسماند تهیه کند (4) و در عوض طرف دیگر متعهد شود که تا سقف مشخصی نیازهای ایران به اورانیوم غنی شده را پاسخگو باشد. در مورد تحریم ها هم می توان حدس زد تحریم های بانکی و نفتی برداشته شود اما تحریم های سابق مربوط به حقوق بشر و تروریسم و حمله به سفارت آمریکا باقی بماند.

در این میان فعالیت های تیم مذاکره کننده ی ایرانی و دولت به طور کلی تا این مرحله جای تشکر و تقدیر دارد. به جز تحرک دیپلماتیک و استقاده ی بهتر از این ابزارها، تیم مذاکره کننده توانسته مسأله ی هسته ای را ورای جناح بندی های سیاسی تعریف کند و به بیان دیگر توانسته اجماع و پشتیبانی داخلی را بر سر این مسأله به دست آورد. دولت نیز سعی کرده در این مدتی که کار را دست گرفته به این اجماع کمک  کند به این شکل که  تا حدی از پرداختن به مسایلی که به اختلافات داخلی منجر می شود خودداری نماید و در هر مرحله هماهنگی ها را با رهبری انجام دهد.

مجموعه ده ساله ی برنامه ی هسته ایران درس های مهمی دارد. بی شباهت نیست اگر این 10 سال را با 8 سال جنگ تحمیلی مقایسه کنیم. این 10 سال را، حداقل 8 سال اخیرش را می توان مقابله ی ایران و غرب با محوریت آمریکا در حوزه ی اقتصاد و سیاست دانست. از نظر قوانین آمریکا اختلال در نظام مالی-اقتصادی این کشور به منزله ی اعلان جنگ علیه آن بوده و این کشور در عوض می تواند از ابزارهای نظامی برای برخورد استفاده کند. بنابراین فکر می کنم استفاده از تعبیر جنگ برای مسأله ی هسته ای تعبیر مناسبی است. در این نبرد نامتوازن ایران یک طرف قرار گرفت و تقریبا تمامی کشورها در سوی دیگر.

(در نوشته ی بعدی ادامه می دهم.)

پینوشت:

1- ایرانیان خارج از کشور با حساسیت مذاکرات هسته ای را پیگیری می کردند. معمولاً هم اخبار را از وب سایت بی بی سی فارسی دنبال می کنند و در فیسبوک نظرات را به اشتراک می گذارند. گسترش نفوذ بی بی سی فارسی در میان ایرانیان خارج از کشور به این رسانه توانایی جهت دهی افکار را می دهد. جالب این که اکثراً هم به این رسانه ی انگلیسی سوء ظن دارند اما این رسانه توانسته طوری نقشش را تعریف کند که عملاً نخبگان ما را در دست خود نگه داشته است.

2- درست در لحظه ای که خبر توافق اعلام شد، عده ای از دوستان پیام تبریک ارسال کردند. قبول دارم که در این مرحله پیشرفت در مذاکرات برای ما ایرانی ها حساس بود، مذاکرات نفس گیر شده بود و بیشترین فشارها از سوی اسرائیل و عربستان برای جلوگیری از تفاهم صورت می گرفت. ولی باز نمی توانم درک کنم که چطور بدون دانستن متن یک تفاهم نامه می توان پیغام تبریک فرستاد و شادی کرد. این دوستان فردا بعد از اعلام جزییات تفاهم در یک شک نسبی به سر می بردند. احتمالا انتظار داشته اند که در این مرحله تحریم های زیادی لغو شود. از این به بعد هم همین است، تا رسیدن به گام نهایی باید با چشمان باز و شک و تردید به طرف غربی نگاه کرد.

3- پنج شنبه ی گذشته عید شکرگزاری (Thanksgiving) بود. این روز تعطیل رسمی است. خانواده ها دور یکدیگر جمع می شوند و غذای مخصوص این روز هم بوقلمون است. تاریخ این روز ریشه ی مذهبی ندارد و قراردادی است. این روز مقدمه ی تعطیلات کریسمس و سال نو در ماه دسامبر می شود. کلا این بازه حال و هوای روزهای آخر اسفند و تعطیلات عید نوروزی در ایران را دارد.

جمعه ی بعد از شکرگزاری به Black Friday مشهور است که روز ارزان شدن کالاها مخصوصا کالاهای الکترونیک و فروشگاه های زنجیره ای است. گاهی مردم از ساعت ها قبل از شروع فروش پشت در فروشگاه ها صف می بندند. جالب است که هر سال ویدئوهایی پخش می شود که مردم در فروشگاه های زنجیره ای بزرگ برای برداشتن کالاهایی که تخفیف بالایی خورده اند هجوم می آورند و سروکله می زنند. من هم از این تخفیفات این روز بی نصیب نموندم البته به صورت خرید از فروشگاه های مجازی!

-----------------------------------------------------------------
1- تجربه ی عدم تحویل اورانیوم 20 درصد به مقدار مورد نیاز برای راکتور تهران می تواند بیان کند که واقعاً تا چه حد می توان به این گزینه اطمینان کرد.

2- دغدغه ی دیگر طرف غربی جلوگیری از گسترش سلاح های اتمی در خاورمیانه است. یعنی اگر حتی ایران خودش هم نخواهد سلاح اتمی بسازد، نفس وجود این تاسیسات و دانش در منطقه ی بی ثبات خاورمیانه امکان دستیابی دیگران به آن را مهیا می کند. شبیه اتفاقی که اخیرا در مورد سلاح های شیمیایی سوریه افتاد. البته ایران در حال حاضر از نظر تکنولوژی و دانش به مرحله ی غیرقابل بازگشت در این زمینه رسیده و برای همین هم دیگر کشورهای 5+1 بر خلاف مذاکرات سعدآباد بر گزینه ی منع تحقیقات تاکید نمی کنند. البته در مورد گسترش سلاح های هسته ای در منطقه طرف غربی باید بیشترین نگرانی اش در مورد پاکستان هسته ای باشد، کشوری که ثبات سیاسی ندارد، از فقر رنج می برد و گروه های سلفی در آن نفوذ دارند. در همین مذاکرات اخیر هم اعلام شد که پاکستان می خواهد با عربستان برای فعالیت های هسته ای همکاری کند.

3- بیانیه ی اخیر یک تفاوت با بیانیه سعدآباد دارد. بیانیه ی سعدآباد جلوتر از مطلوبات ایران در توافق نهایی بود. یعنی عملا ایران محدودیت هایی را پذیرفته بود که انتظار داشت بعدا در گام های بعدی حذف شود، در حالی که فرآیند چانه زنی فرایند قابل بازگشت نیست! تجربه ی همان بیانیه ظاهرا این بار به کمک تیم ایرانی آمده تا قدم اولیه اش را جلوتر از قدم نهایی برندارد.

4- غنی سازی 20 درصد که الان متوقف شده و ذخایرش هم در حال خنثی سازی است. واضح است که در توافق نهایی هم اجازه ی غنی سازی 20 درصدی داده نمی شود. امیدوارم تیم مذاکره کننده در بیانیه ی نهایی تضمین تحویل نیاز 20 درصد کشور را بگنجاند.





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
Can exercise increase your height?
سه شنبه 17 مرداد 1396 04:43 ق.ظ
Thank you for every other wonderful post.
Where else could anybody get that type of info in such a
perfect way of writing? I've a presentation subsequent week, and I'm at the look for
such info.
BHW
جمعه 25 فروردین 1396 10:32 ق.ظ
I think that what you published made a ton of sense.
However, think about this, what if you were to create a awesome headline?
I ain't saying your information isn't solid, however suppose you added a post title that makes
people want more? I mean حنیف - مذاکرات هسته ای is a little vanilla.
You should glance at Yahoo's front page and watch how they create news titles to
grab viewers to click. You might add a related video or a related pic or two to get readers interested about everything've got to say.
In my opinion, it might bring your posts a little bit more interesting.
دانشجو
چهارشنبه 27 آذر 1392 11:01 ب.ظ
با اینکه نمی تونیم حرفای رهبری را توش تشکیک ایجاد کنیم یا قید و بند بذاریم موافقم این رویه ایجاد بشه تفسیر کردن حرف رهبری میشه شغل
اما واقعیت را هم باید دید
در ضمن اقتصاد دولتی یا خصوصی ربطی به شوروی نداره این از متون دینی هم بر میاد میدونم که حضرت علی حدیث راجع به این موضوع دارند
ببین همونجوری که گفتم دنیا موضوعات مختلفی را پیش رو داره که داره رو میشه آهسته آهسته
داستان اکراین جدیدترینشه
داستان اقتصاد چین
داستان نقص روسیه در مصر
رابطه آمریکا با اعراب
داستان سوریه
تحولات ترکیه و نقش ایران در خاورمیانه
البته اگر کسی بود که میتونست تحولات آفریقا را مطالعه میکرد خیلی چیزا معلوم تر میشد چون آینده آفریقا آینده دنیاست
ببین تقسیم دنیا مهمترین نکتست بعدا بازم مینویسم راستی یکم دی دارم میرم یزد سربازی آموزشی دعا کن برام

پاسخ حنیف : منتنظر شنیدن نظرات بعدیت هستم. اگر فرصت کردی یه متنی بنویس می ذارم تو وبلاگ. به طور خاص با یک حرفت مخالفم و با یک حرفت موافق: این که بخای تیوری های اقتصادی رو حمل به قرآن و نهج البلاغه بکنی و براشون دنبال مصداق قرآنی باشی مسیر اشتباهه! درستش اینه که برعکس از اسلام شروع کنی و ببینی چی حاصل می شه. (فرصت کردی سخنرانی امام خمینی (ره) درجمع نمایندگان مجلس در سال 61 رو ببین.)


در مورد آینده نگری و مخصوصا نقش آفریقا در اقتصاد آینده ی دنیا موافقم. الان هم چین داره سرمایه گذاری می کنه توی قاره ی سیاه و ما هم می تونیم برنامه ریزی کنیم برای حضور در آنجا.

پس سرباز شدی! حالا کجا اعزام شدی؟ مواظب خودت باش، منتظرم از تجربیاتت بشنوم.
دانشجو
جمعه 15 آذر 1392 05:05 ب.ظ
حضرت علی هم حرفهایی داشت که به عموم نمی تونست بزنه
فقط به افراد خاصی میزدند تازه همون ها را هم جدا جدا بعضی ها را به کمیل بعضی ها به سلمان و ...
اگه انتظار داشته باشی که رهبری همه چیزش را بیاد عیان بگه انتظار اشتباهی است
از سیاس بودن رهبری به دوره دروغ نمی گن اما راستش را هم نمی گن
ببین افکار عمومی زسانه ها جو سازی و ... این ها مسائل دنیای امروزه بش فکر کن
همه دنبال جهت دهی به افکار عمومی هستند فرهنگی اقتصادی و سیاسی رهبری فضای این روند را مدیریت می کنه
ببین مردمان دنیا چشمشون به دهن رسانه هاست پس اگر آقا بخواد تو تیم رسانه ها بازی کنه که رهبر نیست
اون مدیریت رسانه ها را دست میگیره دروغ نمی گه اما قرارم نیست همه موضوعات را توضیح بده تو از تحولات این را بفهم
پاسخ حنیف : حرف من هم این نیست که همه ی مسایل رو رهبری در علن می گه، اما اگر حرفی رو در جمع گفت دروغ نمی گه. وقتی می گن که موضوع مذاکرات فقط هسته ایه، دیگه چه فرضی می کنید که موضوعات دیگه ای هم هست. ظاهرا موضوعات دیگه مثل سوریه هم در ردیف مذاکرات برای آینده هستند اما در این سری مذاکرات بحث نمی شه راجع بهشون. باز شما اگر دلیلی دیدین جایی بگین. ضمنا دروغ گفتن به ملت اگر اسمش رو سیاس بودن هم بشه گذاشت، تعریف اسلام از سیاست نیست.
دانشجو
جمعه 15 آذر 1392 04:59 ب.ظ
حنیف جان به تاریخ 30 ساله انقلاب نگاه کن ببین تحولاتش به چه سمتی بوده
اقتصادش نمونه واقعی تحولاتش است
اجتماعش ابزاری بود واسه اقتصادش که تئوری های ریس جمهور چهارم ایران اون را شکل میداد
ببین هر دولتی به چه سمتی رفت می تونی بفهمی آینده به چه سمتیه
این را باید قبول کنیم ما تئوری مدیریتی اسلامی نداریم که جامع باشه تاحالاش هم آقا این کشور را نگه داشته اما امید هست
پی ما داریم با تئوری های موجود حرکت می کنیم
با تئوری های اقتصاد سرمایه داری
البته دستو پایی هم میزنیم اما راه همونه
پس مدل حرکتی ما تو دنیا تک نیست می تونی آینده ما را پیش بینی کنی براساس حرکت دیگران به سمت پیشرفت البته موقعیت و واقعیت های خلقت ایران را در نظر بگیر مشخص میشه که این دولت و دولت بعدی دنبال چی خواهند بود می تونی کلیت حرکت ایران را بشناسی
حنیفم ما در این دنیا زندگی می کنیم با همه بدی ها و خوبی هاش
ما به سمت اسلام در حرکتیم
پاسخ حنیف : اول انقلاب مسأله ی اصلی این بود که اقتصاد باید دولتی باشه یا خصوصی، بعد با نابودی شوروی خود به خود مسأله حل شدو قرار شد اقتصاد خصوصی باشه. قبول دارم که ما هنوز خیلی مسایل رو نمی دونیم و زمان می بره تا یاد بگیریم یا تولید کنیم.
دانشجو
جمعه 15 آذر 1392 04:53 ب.ظ
این دروغ نبوده ایشون گفتن تو کدوم اتاق تو کدوم شهر تو کدوم ساعت تو کدوم .... با چه کسی و ....
ایران میشه ژاندارم اما نه ژاندارم آمریکا کشوری که آمریکا به اون احتیاج داره مثه چین مثه ژاپن مثه انگلیس و از اونا هم بالاتر
ببین چرا به قول خودت آمریکا اومد پای میزه مزاکره اگه ایران اینقدر ضعیفه و بی اهمیت چرا با تحریم ها نابودش نکرد چرا با جنگ نابودش نکرد چرا سوریه را تحدید کرد ناو جنگی هم برد اما جنگ نکرد چرا بعد از مذاکرات قطر ، انگلیس و خود آمریکا در نحوه ارتباطشون با ایران و موضوع سوره تجدید نظر کردند چرا ارتش آزادی بخش سوره پیغام داده که ممکنه به اسد بپیونده
اروپا داره دم از تندروی های طالبان در سوره میگه کلا بحث داره عوض میشه
یادمه روزگاری در مجله شهروند امروز می خوندم که امام(ره) شهید بهشتی را فرستادم با امریکایی ها صحبت کنند که امام ما می دونه نمی شه در کشور را روی دنیا بست اون می خواد با امریکا رابطه داشته باشه اما نوکر نباشه مثه دو کشور رابطه برد برد
ببین حنیف جان دنیا دنیای جدیدیه این را بدون که باید تکلیف این دنیا معلوم بشه روزگار حضرت مهدی(ع) هم دنیا بابا داره باباش حضرت مهدی(ع)تئوریش اسلامه
الان باباش کیه؟ تئوریش چیه؟ راه تحول این تئوری و این بابا تا اون روز چیه؟
قبلنا باباش انگلیس بود تئوریش استعمار کهن
بعدش باباش شوروی شد با تئوری مارک و آمریکا با تئوری بازار آزاد
آینده باباش امام مهدی (ع) است و تئوریش اسلامه
این راه چجوری طی میشه
روند تحول چجوریه
این اجبار تاریخه مثل اجبار از بین رفتن حاکمان ظالم مثل به حاکمیت رسیدن مظلومان تاریخ
ما در دنیایی هستیم که نه جبر توش حکم فرماست نه اختیار اما این را باید بدونیم که در بودن در این دنیا با قوانین مخصوص خلقتش مثل بدنیا اومدن مثل مردن مثل جاذبه و مثل اینکه هرکی پول داره قدرت داره و هرکی تئوری داره ماندگاری داره جبر داریم و نمی تونیم باش مقابله کنیم

پاسخ حنیف : خیلی ممنون از پیغامی که گذاشتین و ببخشید که مدتی طول کشید تا جواب بدم، مشغول امتحانات و کارهای آخر نیمسال بودم. من چند مورد رو می گم:

1- این تفسیر از صحبت رهبری که چون قیود رو مشخص نکردن پس دروغ نبوده رو اصلا قبول ندارم. اگر معیار راست و دروغ رو همین بذارین که تو زندگی عادی هم کلی دروغ می شه گفت یا بگو راست نمایی! بعد هم اگر ببخای اینجوری حرفهای آقای خامنه ای رو تحلیل کنی که هر صحبت دیگشون رو هم می تونی بگی منظور واقعی چیز دیگه ای بوده. وقتی خود رهبری داره می گه من پیچیده با شما بازی نمی کنم، روراست حرفم رو می زنم دیگه چه جای این حرفهاست. مگر اینکه بگین همین حرف هم از سر راست نمایی بوده و مثلا نگفته کجا و تو کدوم مجالس چنین کاری می کنن!

2- حالا در مورد مذاکرات اخیر یعنی شما می گی سر موضوع دیگه ای مذاکره شده؟ مثلا چه موضوعی؟ باز هم که آقای ظریف تاکید کرده که تماس ها و صحبت ها فقط محدود به هسته ای است؟

3- نمی دونم از کجای حرف من تحلیل کردین که ایران ضعیفه و بی اهمیت! همین که شما با توان محدود مادی که داری بتونی تاثیرگذار باشی و استقامت کنی و پای میز مذاکره بکشونی 5+1 رو می تونه نشونه ی قدرت باشه. بحث اینه که نباید نقاط ضعف رو نبینیم و باید هر مرحله از انقلاب رو می گذرونیم خوب فکر کنیم و ازش درس بگیریم، هم از کارهای مثبت و هم کارها منفی. به شخصه باید این درس ها رو نسل به نسل انتقال بدیم و در جامعه نهادینه کنیم. یکی از راهاش هم اینه که در این موضوعات بحث و گفتگو کنیم.

4- در مورد تحلیلتون از تاریخ و سیر تاریخ به طور کلی موافقم. 30 سال پیش کسی فکر نمی کرد شوروی به این سرعت فرو بپاشه و تفکرشون هم به زباله دان تاریخ بره. امیدوارم باشیم ببینیم اون روزی که ملت ها به پوچی لیبرال دموکراسی غربی هم که در پایه ی حسی گرایی با مارکسیسم مشترکه پی ببرند.

5- در مورد رابطه با آمریکا هم ظاهرا سیاست ایران از اول همین طور بوده که دنبال یه رابطه ی متقابل بر پای نفع مشترک و احترامه، نه رابطه ی گرگ و میش.
حنیف (پاسخ به دانشجو)
پنجشنبه 14 آذر 1392 08:03 ب.ظ
با مورد 7 مخالفم. خود رهبری گفتن دروغ مصلحتی نمی گن. اون وقت شما چطور ادعا می کنین وقتی گفته شده مذاکرات فقط برای هسته ای است، مسایل دیگه ای وجود داره که به مصلحتی گفته نمی شه؟ بعد هم چه مسایلی مدنظرتونه ؟ اینکه ایران بشه ژاندارم امریکا در منطقه؟
دانشجو
سه شنبه 12 آذر 1392 09:49 ب.ظ
حنیفم یه سری موضوع می گم نظرت چیه؟

1- دنیا به هم پیوستست و جدا جدا تحلیلش کنیم اشتباهی بیش نیست. البته دلایل همه چیز به هم ربط نداره و ترکیبی از دو موضوعه

2- بعضی مسایل واقعیت خلقت هستند مثل جغرافیای ایران، ایدئولوژی ایران، تاریخ و فرهنگ ایران، پیانسیل ایران برای مدیریت منطقه

3- در حین مذاکرات بود که روسیه به شریک بی چون و چرای آمریکا اسلحه فروخت مصر رو می گم

4- تحولات اقتصادی در چین آغاز شد تحولاتی که بیشترین دغدغه ی آمریکا بود

5- فرانسه از مذاکرات ناراضی بود

6- اخضر ابراهیمی به هتل مذاکرات اومد

7- درسته اقا گفتند که در مذاکرات هسته ای به جز مذاکرات هسته ای چیز دیگه ای نبوده اما این نمی تونه به مصلحتی باشه که نمی شه راجع بهش حرف زد

8- نظرت جیه که آمریکا دیگه نمی تونه دنیا رو تک و تنها مدیریت کنه و احتیاج به تنفیذ اختیار داره و در هر منطقه دنبال یه قدرتی می گرده که منطقه رو بچرخونه

9- دنیا می دونه که بمب اتمی دیگه تاثیر گذار نیست و این افکار عمومی هستند که ازون می ترسند و سیاستمدارها می دونن که این چیز دیگه ایه که باید مهار شه.

حرف آخر دنیا رو در روی دوران جدیدیه که در اون تقسیمات استعماری پوست می ندازه تولیدات فکری جای تولیدات فیزیکی را می گیره و فقر می شه مسأله ی اصلی آمریکا و ...

به این فکر کن که در دنیای جدید ایران نقشش چیه. پس مطمین باش که در مذاکرات این بوده که بحث اصلی بوده نه انرژی هسته ای
پاسخ حنیف : سعی می کنم راجع به موضوعاتی که گفتین مطلبی بنویسم. اینکه باید مسایل رو در ارتباط با هم دید درسته. بدون شک اینکه طرف دیگه هم پای میز مذاکره اومده دلایلی داشته، که می شه تحولات بین المللی از جمله مسأله ی سوریه رو لحاظ کرد.

در این متن تمرکز من روی متن تفاهم نامه ی جدید و ارزیابی اون بود.
نقی
دوشنبه 11 آذر 1392 12:18 ب.ظ
نقی نامی که فخر آسمان است / تلفظ کردنش عطر دهان است -- اهانت به امام نقی علیه السلام را محکوم کنید ...! / http://imam-naghi.blogsky.com/1392/09/10/post-4
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo