تبلیغات
حنیف - زمینی به وسعت یک ایدئولوژی: چرا نمی خواهم به ایران برگردم؟

زمینی به وسعت یک ایدئولوژی: چرا نمی خواهم به ایران برگردم؟

نویسنده :حنیف
تاریخ:یکشنبه 12 آبان 1392-12:53 ق.ظ

مقدمه: در متن ملیت در جهان بی هویت به مفهوم ملیت و تاثیر آن بر مسأله ی انتخاب محل زندگی اشاره شد. در این متن، با اشاره به نظرات دو تن از دوستان در متن قبلی، به نقش ایدئولوژی در این زمینه می پردازم.

برای بعضی از افراد انتخاب محل زندگی نه بر مبنای سود و زیان مادی، بلکه بر مبنای اعتقادات و ایدئولوژی تعریف می شود. یکی از دوستان در ذیل متن قبلی این بحث را در قالب چند سوال مطرح کردند که در ادامه برای طرح بحث، اول نظر ایشان را می آورم:

" کلاً ملیت و این دست مسائل رو بذار کنار. اگر می خواهی جواب سوالت رو پیدا کنی سعی کن اول به این سوال ها جواب بدی (سوال ها خیلی ابتدایی طرح شدن)

1- نون پختن برای مومن و غیر مومن فرقی دارد یا نه؟

2- تو یک دهی که یک کدخدای ظالمی هست، دوختن لباس برای اون کدخدا اشکالی دارد یا نه؟

3- وضع خودت قبل از رفتن (با همه مشکلات و مزایایی که داشتی) رو تصور کن. وضع یک فرد هم سن و سال خودت توی امریکا رو هم تصور کن. حالا به این سوال جواب بده که کدوم رو ترجیح می دهی. وضع خودت قبل از رفتن یا یک جوان امریکایی؟ ماندن در آنجا به معنی انست که تو وضع امریکایی رو ترجیح دادی. چون چه بخوای چه نخوای نوه ها که چه عرض کنم بچه های خودت هم تقریباً به همون وضع در می آیند. نسل های بعدی هم کاملاً. 

4-این آدم هایی که در گوشه و کنار دنیا طی چند دهه اخیر و در این سالها در افغانستان، پاکستان، احیاناً سوریه و ... توسط هواپیماها و موشک های امریکایی کشته شدند، خونش گردن کیه؟ چه کسی روز قیامت باید جواب گو باشه؟ کسی که شلیک کرده؟ کسی که ساخته؟ رئیس جمهور؟ یا ...؟"

برای پاسخ به این سوالات اول باید یک پیش فرض مشترک آدم های اعتقادگرا را بیان کرد. از نظر انسان های اعتقادگرا که محل زندگی باید جایی باشد که انسان در خدمت ایدئولوژی یا اصول اخلاقی اش قرار بگیرد. در مورد خاص ما یعنی اسلام، این فرض بدین معنا می شود که باید جایی زیست که بتوان به اسلام خدمت کرد و به اصول اخلاقی اعتقادی آن از جمله عدم همکاری با ظالم، یاری مومن و تربیت صحیح فرزند و حفظ اعتقادات شخصی پایند بود (1).

حال با این پیش فرض سوالات فوق را این طور می توان تعبیر کرد که زندگی در آمریکا برابر است با یاری ظالمی که مظلومش مردم مسلمان هستند از یک سو و پرورش فرزندان غیر مسلمان از سوی دیگر. در طرف مقابل حاصل زندگی در ایران می تواند همراهی و کمک به مومنان باشد و تربیت فرزندان صالح.

صحت و سقم این تعبیرها بستگی به شناخت ما از محیط ایران و آمریکا دارد. در متن های انجمن دانشجویان مسلمان، گروه دانشجویان شیعه، داستان یک فیلم به نمونه هایی از وضعیت مسلمانان در آمریکا و فعالیت هایشان البته بیشتر در چهارچوب دانشجویی اشاره شد. این که این دست فعالیت ها چقدر مفید است محل سوال است. اما حضور تعدادی مسلمان در جامعه ی کشوری مانند آمریکا به شرط انجام اقدامات مناسب، می تواند اولاً در سیاست گذاری های این کشور و تعامل آن با مسلمانان تاثیرگذار باشد و ثانیا به رشد و ترویج اسلام کمک کند. به عبارت دیگر این تحلیل که کشور آمریکا مانند دهکده ای است که در آن حاکم ظالمی حکومت می کند و باقی در خدمت این حکومت جور هستند تعبیری ابتدایی از وضعیت دولت آمریکا است و پاسخ به این سوال نیاز به درک عمیق تری از فرآیندهای حاکمیتی و فرهنگی-اجتماعی این کشور دارد. 

به طور مختصر، در حال حاضر دولت و جامعه ی آمریکا اسلامی نیست و منافع و استراتژی های آن در خلاف منافع ملل مسلمان قرار گرفته است. بلکه حتی اصول اعتقادی مندرج در اساسنامه ی آن نیز بر خلاف اصول اسلامی می باشند که در نهایت این کشور مبلغ لیبرال دموکراسی ای شده است که در تضاد با اعتقادات اسلامی قرار می گیرد (2). اما اینها به این معنی نیست که حضور مسلمانان در این کشور نمی تواند در سیاست های آن تاثیرگذار به نفع مسلمانان باشد. حتی در مثال حاکم مطلقه ی ظالمی که بر کشوری حکومت می کند هم مثال های تاریخی می توان یافت که مسلمانان در دربار چنین حاکمانی بوده اند به این امید که بتوانند با تاثیرگذاری بر آن خدمتی به مسلمانان بکنند. در شرایطی امروزی هم گاهی که بحث حمله به کشورهای مسلمان مطرح می شود و یا در شرایط تحریم فعلی، آرزو می کنیم که ای کاش اقلیت منسجمی از مسلمانان در داخل جامعه ی آمریکا وجود داشت تا در درون بر رد این سیاست ها اثر می گذاشت، حال آن که لازمه ی وجود چنین اقلیتی نگاه های بلند مدت و عمیق تر به بحث مهاجرت است. جالب این که درست در خلاف این کوتاه نگری و غفلت سیاسی ما، سیاست مداران غربی به خوبی فهمیده اند که برای اثر گذاری در جوامع نیاز به سرمایه گذاری بر روی اقشاری از درون جوامع دارند که در راستای سیاست های مد نظر آن ها بر روی کل جامعه اثر بگذراند.

در مورد ترویج اسلام هم، یکی از شیوه های ترویج و تبلیغ اسلام مانند هر دین دیگری حضور در میان یک جامعه و زندگی با آن ها است. در طول تاریخ مردم زیادی به این طریق و با مهاجرت مسلمانان به آن کشورها مسلمان شده اند مانند مسلمانان چین، مالزی و اندونزی که جمعیت قابل توجهی هستند. حال این که این امکان در جامعه ای مانند آمریکا وجود دارد یا خیر باز محل سوال است و نیاز به شناخت بهتری از این جامعه دارد. مختصراً اصل اساسی آزادی بیان در این کشور که برگرفته از اساسنامه ی آن نیز می باشد در تسهیل این فرآیند نقش مهمی دارد. برای همین استعداد جامعه ی آمریکا در تبلیغ دین اسلام، متفاوت از کشوری مانند چین است. شناخت دقیق تر این مسأله نیاز به نگاهی به روند تغییرات فرهنگی جامعه ی آمریکا و نقش اسلام در آینده ی این کشور دارد (3). در نهایت به این نکته باید توجه کرد که ترویج اسلام در کشوری که اثرگذاری فرهنگی گسترده ای در سطح جهان دارد می تواند تاثیری مضاعف نسبت به سایر جوامع دارد.

حالا برویم سراغ مسأله تربیت فرزند. دوست داشتم قبل از اینکه در مورد این مسأله می نوشتم در چند متن به تجربه هایی از مسلمانان مقیم آمریکا اشاره کنم تا بتوانم در اینجا به آن ها استناد کنم. در اینجا نتیجه را بدون ذکر شاهد مثال بیان می کنم با این وعده به خوانندگان که در فرصت دیگری در مورد این تجربه ها بنویسم. این برداشت که تربیت اسلامی فرزند در آمریکا سخت تر است تا ایران بر این مبنا استوار است که در ایران تعداد زیادی مسلمان هستند که کودک در کنار آن ها بزرگ می شود و بنابراین می توان تا حد خوبی بار تربیت فرزند را بر دوش جامعه گذاشت حال آن که در آمریکا این امکان فراهم نیست بلکه کودک از جامعه ی آمریکایی تاثیر پذیرفته مانند آن ها می شود. این برداشت کمی نیاز به اصلاح دارد. در آمریکا هم می توان در نقاطی که مسلمانان متمرکز هستند زیست و از این طریق نقش جامعه ی اسلامی را شبیه سازی را کرد. با گسترش تعداد مسلمانان در آمریکا این امکان حتی در آینده تسهیل هم می شود. می توان کودک را با کالاهای فرهنگی اسلامی تغذیه کرد که به لطف اینترنت و گسترش محصولات فرهنگی این کار نسبت به 10 یا 20 سال پیش ساده تر شده است. در طرف مقابل، این تصور که اگر کودک در ایران باشد در معرض تاثیر فرهنگ غربی نیست یا مثلا دسترسی به مشروبات الکلی ندارد نیز تصوری بسیار ابتدایی و اشتباه است. یک اشتباه اساسی خانواده های مذهبی در ایران همین تکیه ی بیش از حد بر نقش جامعه و نظام آموزش و پرورش بر تربیت فرزند است. معمولا هم خانواده های مذهبی وقتی متوجه این اشتباه شان می شوند که دیگر کار از کار گذشته است و فرزندشان در محیط هایی قرار گرفته که جدا کردنش از آن ها دشوار است. حال آن که حداقل در آمریکا ترس از تاثیرات جامعه خانواده را به ایفای نقش فعال و پرداخت هزینه برای تربیت فرزند وامی دارد که نتایج خوبی به بار می دهد. تفاوت های دیگری هم هست که در اینجا فرصت بیان شان نیست. واقعا دوست دارم در فرصتی در این باره بنویسم. در نهایت همین قدر بیان کنم که بسیاری از ایرانیان مذهبی ساکن آمریکا معتقدند تربیت فرزند در آمریکا راحت تر است تا ایران و از این بابت که کودکان شان در آمریکا بزرگ می شوند خوشحالند. (4) 

مسأله ی مسئولیت در قبال فرزند را می توان تعبیری فراتر از صرف تربیت دانست، مثلاً آموزش فرزند یا آینده ی شغلی او. خوب طبیعتاً مسلمانی که دغدغه ی مسئولیتش در مقابل فرزندش را دارد که حاضر است برای آن سختی ها به جان بخرد، به این هم باید فکر کند که این فرزند چطور قرار است آموزش ببیند یا چه آینده شغلی در انتظارش است؟ به شخصه ایرانیان مذهبی زیادی را می شناسم که همین مسأله علت ماندن شان در آمریکا بوده است و به خاطر مزایای آموزشی آمریکا شامل مدارس رایگان با امکانات آموزشی مناسب و تحصیلات عالی در دانشگاه های معتبر جهان اینجا مانده اند.

یکی دیگر از رفقا در ادامه ی متن "ملیت در جهان بی هویت" نقطه نظرات دیگری را مطرح کرده است که در ادامه می آورم:

"روایت داریم که حب الوطن من الایمان. به نظرم مسئله اصلی وطن هم دو چیز (با فکر کوتاهی که در حین خودن متن شما کردم) یکی همون قرارداد مشترکی که گفتی و تو اسلام این قول و قرار و قرارداد دارای اهمیت زیادیه و اسلامی که نگاه کنی آدمای یه کشور چه دلشون بخواد چه دلشون نخواد حقوقی به گردن هم پیدا میکنن مثلا ما از نفت زیر پای جنوبیا مصرف میکنیم و ... . لذا کسی که تو یه کشور به دنیا میاد و بزرگ میشه خود بخود وظایف اسلامیی به گردنش میفته در مورد اون کشور. چیزی شبیه پدر و مادر که اتفاقا انتخابی هم نیست. دومیش که مهمتره هم به همون حکومت اسلام برمیگرده که دایره حکومت اسلامی رو مهم میکنه. و شاید یه سومی رو هم بشه متصور شد که اسلام با هوشمندی از این حب فطری و ذاتی میخواد بهره برداری کنه، تو سرزمین اسلام که برای اسلامه و تو سرزمینه کفر هم اگه به دنیا اومده باشی تشویقت میکنه به اثر گذاری در همون سرزمین. باز هم چیزی شبیه استفاده ای که اسلام از پدر و مادر میکنه. شاید بشه در این جمله خلاصه کرد که پدر و مادر و وطن جزء غیر قابل تفکیکی از زندگی این دنیایی و طراحش طوری طراحی کرده که اینها مهم میشن و احترام به این طبیعت و بهره بردن درست از اون به صلاح نزدیکتره تا مقابله با اون... "

در اینجا اولا تعریف معناداری از وطن از نگاه دینی ارایه کرده اند که جای تامل دارد. ثانیا به بحث حکومت اسلامی اشاره کرده اند. 

ابتدا در مورد تکالیف منبعث از رابطه ی هم وطنی از نقطه نظر اسلام. سوال اولی این است که این رابطه ی هم وطنی که اشاره شده چه پشتوانه ای از قرآن یا سنت دارد؟ این حدیث مذکور منبعش کجاست و اگر هست تا چه حد معتبر است؟ اگر کسی بتواند دراین زمینه کمک کند بسیار ممنون می شوم. بالعکس آیاتی از قرآن هست که مهاجرت و ترک وطن را لازم می داند و تعصب بیهوده به محل زندگی را رد می کند (مثلا ببینید انفال 72).

سوال دوم آن است که این مراد از "وطن" تا چه حد قابل تطبیق با مفهوم جدید "ملیت" است؟ ظاهرا احکامی در مورد وطن وجود دارد مانند کیفیت نماز و روزه در وطن، اما تعریفی که در آنجا از وطن ارایه می شود مربوط به شهر محل تولد یا شهر محل سکنی است که متفاوت از تعریف رایج در عرف فعلی از وطن است. فرض کنیم با اغماض توصیه ی اسلام به حفظ رابطه ی با خویشاوندان و همسایگان را تعمیم دهیم به قراردادی مانند "ملیت". به این شکل که ما افرادی هستیم که با یکدیگر از مزایایی بهره مندیم و حق همجواری بر گردن هم داریم. این تعریف عقلاً هم معنی می دهد و در متن قبلی هم به همین تعریف اشاره شد. حال بحث این است که این حق تا کجاست؟ مثال بزنم. به شخصه خودم را به خاطر این که در ایران بزرگ شده ام و از امکانات این کشور بهره برده ام نسبت به ایرانیان مکلف می دانم. حال این تکلیف تا کجاست؟ آیا حد این تکلیف به اقامت دایم در ایران می انجامد؟ مسلماً تکلیفی از نظر قانونی در حال حاضر در این زمینه وجود ندارد. مثلا گفته نشده که شما اگر در ایران از خدمات آموزش و پرورش استفاده کردید مکلفید بعدا این مجموعه کارها را انجام دهید. معنی این حرف این است که خود ما ایرانی ها برای استفاده ی مشترکمان از منابع، قانونی ثبت نکرده ایم که تکلیف آور باشد. البته موارد جزیی وجود دارد، مثلا دانشجویانی که برای تحصیل به خارج اعزام می شدند، معمولا به این شرط بود که ما به ازای آن چند سال در دانشگاه های ایران تدریس کنند. طبیعتا اگر کسی از این کار سرباز بزند وظیفه اش را نسبت به ملتش انجام نداده است. حال وقتی در موارد دیگر چنین قانونی نیست بدین معناست که ما تصمیم گرفته ایم منابعمان را به این شکل بین خود تقسیم کنیم. نهایتا مقایسه وطن با پدر و مادر کمی محل مداقه است. اگر چه در حال حاضر هر دو در بدو تولد جبری و خارج از انتخاب فرد است، اما ملیت قراردادی و پدر و مادر یک رابطه ی حقیقی است. ثانیا  پدر و مادر را نمی شود عوض کرد اما می توان قانونا از شهروندی یک سرزمین سرباز زد و به شهروندی کشوری دیگر درآمد.

بحث حکومت اسلامی، تعریف خوبی است که مطرح کردند. "حکومت اسلامی" در مقابل مفهوم "کشور" و "امت اسلامی" در مقابل "ملیت" می تواند مطرح شود و تعاریف معتبری به دست دهد. حالا این نتیجه گیری که لزوم تعهد به حکومت اسلامی، زندگی در آن است برمی گردد به مطالبی که قبلا بیان شد.

بازگشت به ایران دلایل دیگری نیز می تواند داشته باشد مانند بودن در کنار خانواده یا دلایل عاطفی با علقه ی فرهنگی به فرهنگ ایرانی. بعضی از این دلایل فاقد تعریف درست و ارزش هستند و بعضی نیز اگر چه فی نفسه دارای ارزشند اما باید دقت کرد که آیا  زندگی در ایران لزوماً در راستای این ارزش ها و زندگی در آمریکا خلاف جهت این ارزش ها خواهد بود؟ مسأله ی اصلی اینجا تبدیل می شود به "اثرگذاری". یعنی با فرض این که آنچه شما می خواهید برای آن زندگی کنید تعریف شود (دین باشد یا وطن یا خانواده و فرزند و ... ) باید ببینید که کجا بیشترین اثر را در راستای آن ارزش دارید. 

در این دو متن به مقایسه ی ایران و آمریکا پرداخته شد اما می توان محدود به این موارد نبود و مصادیق دیگری را هم بررسی کرد، مثلا زندگی در عراق، آفریقا، یا لبنان و سایر کشورهایی که می توان در آن بالقوه زمینه ی اثرگذاری را دید. به شخصه تا الان احساسم آن است که در ایران بیشتر از جایی مثل آمریکا است (5).

پینوشت:  بیشتر این قیل و قال ها و فلسفه چینی ها تا قبل از دریافت 100 هزار دلار حقوق سال اول است. بعد از آن است که آقای نخبه که چند سال با آمال بازگشت به وطن زمین را متر می کرد، به این نتیجه می رسد که چه "تاثیرگذاری" شگرفی در آمریکا دارد!


اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا اَباعَبْدِاللهِ ، اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یَابْنَ رَسُولِ اللهِ ، اَلسَّلاٰمُ عَلَیْكَ یَا بْنَ اَمیرِالْمُؤْمِنین ، وَ ابْنَ سَیِّدِ الْوَصِیّینَ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یَا بْنَ فاطِمَةَ سَیِّدَةِ نِسٰاءِ الْعٰالَمینَ ، اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا ثارَاللهِ وَابْنَ ثارِەِ ، وَالْوِتْرَ الْمَوْتُورَ


---------------------------------------------------
1- این پیش فرض در قرآن اشاره شده است. ببینید: نساء 97، عنکبوت 56، زمر 10. ظاهرا این پیش فرض تنها معیاری است که در قرآن در مورد انتخاب سرزمین محل اقامت به آن اشاره شده است. در استفتائاتی هم که از مراجع شده است تا همین حد کفایت کرده اند.

2- تفصیل این بحث متن دیگری می خواهد.

3- در متن آمریکایی ها به چه رای می دهند؟ در مورد نظام فرهنگی جامعه ی آمریکا اشاره مختصری شد. امیدوارم در آینده بتوانم در این مورد چیزهایی بنویسم.

4- دلم نمی آید از این مطلب بگذرم و حق مطلب را بیان نکنم. دوره ی دانشجویی در دانشگاه شریف هر چه نداشت این حسن را داشت که با دانشجویان خداجویی آشنا بشوم که چنان جمعی را در دانشگاه های آمریکا ندیده ام. البته بحث این افراد قابل تعمیم به مقایسه خروجی های دو محیط به طور کلی نیست.

5- امیدوارم اقامت چند ساله در این کشور شرایط را به گونه ای دیگر رقم نزند.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
cam4 hack apk
دوشنبه 6 آذر 1396 05:41 ب.ظ
من با تمام ایده هایی که در پست شما ارائه می دهم، درست می پذیرم.
آنها واقعا قانع کننده هستند و قطعا می توانند کار کنند.
با این وجود پستها برای تازه کارها خیلی سریع هستند.
آیا می توانید آنها را کمی از زمان بعد از آن طولانی تر نگه دارید؟

از پستتان ممنونم.
foot pain
شنبه 18 شهریور 1396 05:35 ق.ظ
I don't even know the way I ended up here, but I thought this submit was once
great. I do not know who you're but definitely you are going to a
famous blogger in the event you are not already. Cheers!
foot pain during pregnancy
شنبه 3 تیر 1396 07:57 ب.ظ
First off I would like to say awesome blog!
I had a quick question which I'd like to ask if you don't mind.
I was interested to find out how you center yourself and clear your
head prior to writing. I've had difficulty clearing my thoughts in getting my ideas out there.
I truly do take pleasure in writing but it
just seems like the first 10 to 15 minutes are lost simply just
trying to figure out how to begin. Any suggestions or hints?
Kudos!
Shay
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 05:50 ب.ظ
What a stuff of un-ambiguity and preserveness of valuable familiarity about unpredicted feelings.
https://chasehiuctkdzou.wordpress.com
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 01:21 ب.ظ
I know this website offers quality based content and other stuff, is there any other site which provides such data in quality?
BHW
پنجشنبه 24 فروردین 1396 09:30 ب.ظ
Thanks for the marvelous posting! I actually enjoyed reading it, you're a great author.I
will make certain to bookmark your blog and will come back at some point.
I want to encourage that you continue your great job, have a nice
weekend!
manicure
سه شنبه 15 فروردین 1396 10:03 ب.ظ
I read this article completely about the resemblance
of latest and previous technologies, it's remarkable article.
یلدا ایرانی
جمعه 13 دی 1392 02:27 ب.ظ
سلام. واقعا خدا رو شکر میکنم که با وبلاگتون آشنا شدم. من هم پای بند به اصول مذهبی هستم و فکر میکنم که بهتره یک آدم در جایی غیر اسلامی مسلمان باشه تا در جایی اسلامی، مدعی مسلمان. متاسفانه آدمایی که پایبندی به اصول دینی رو قبول دارن خیلی کمند و متاسفانه اینقدر تو سایتها دیدم و خواندم که دچار افسردگی شدم. خدا رو صد هزار بار شکر میکنم که با شما و مطالبتون آشنا شدم و این احساس رو پیدا کردم که برای تحقق عقایدم، تنها نیستم.خواهش میکنم از زندگی در دانشگاه بنویسید که تهیه غذای حلال و نگرش دانشگاه و دانشگاهیان به چه صورت است. من یک سوال بی جواب هم دارم و اینه که برای شرکت در کنفرانسها و مجامع علمی بین المللی که هدف زندگی منه، چقدر دچار محدودیتهای اجرای فرایض دینی (نماز و خوردن غذای حلال) میشم.متاسفانه این مسئله مهمترین دغدغه زندگیم شده.
پاسخ حنیف : سلام
ممنون که وقت می ذارین و متن ها رو می خونین. سعی می کنم در مورد مطالبی که گفتین یعنی دانشگاه و محدودیت های مذهبی در محیط های علمی خارج از کشور بنویسم و امیدوارم مفید باشه.

در مورد غذای حلال جای نگرانی نداره. اولا در اکثر کنفرانس های مطرح مسلمانان دیگری هم هستندو برای همین در برنامه ریزی ها لحاظ می کنند این مسأله رو. به جز مسلمانان هندی ها هم به خوردن غذاهای فقط سبزی (vegeterian) محدودند و در کنفرانس ها این محدودیت ها رو لحاظ می کنن. در سطح شهر هم در اکثر مغازه ها غذای فقط سبزی هست. حتی می تونین با جستجوی ساده رستوران های ایرانی یا مصری یا عرب یا لبنانی پیدا کنیدو غذای حلال صرف کنید. خیلی از جاها می تونین درخواست بدین که غذاتون رو خالی از گوشت و فراورده های گوشتی بپزن یا فقط فراورده های دریایی مثل ماهی بخورین. تن ماهی و تخم مرغ و این چیزها هم که انتخاب های آخر هستند! پس نگرانی نداره.

در مورد حجاب و نماز کمی سختی بیشتره. مسأله ی حجاب در آمریکا و اروپا کاملا حل شده و به صورت خرده فرهنگ در این جوامع تعریف شده بنابراین نگران نباشین. در کشورهای شرق آسیا این مشکلات بیشتره. نماز خواندن رو باید کمی دقت کنید که از قبل جای مناسب پیدا کنید و ترجیحا جانماز، مهر و قبله نما داشته باشید.

به طور کلی از ویژگی های دین اسلام اینه که در احکامش حرجی نیست و هر فرد عادی می تونه تمام احکام رو پیاده کنه و این رو با زندگی در جوامع غیر مسلمان بهتر می شه فهمید.

امیدوارم در تمامی مراحل زندگی موفق باشین.
چهارشنبه 22 آبان 1392 07:55 ب.ظ
سلام با عرض تسلیت ایام محرم منظور از اموزش تنها آموزش نیست بلکه انجام بسیاری رفتارهای جنسی و بهنجار شمرده شدن ان توسط نوجوانان و جوانان است تنها در مورد چگونگی این رفتار اموزش داده میشود که مثلا منجر به بارداری نشود و این در سطح جامعه شیوع دارد نه فقط محیط مدرسه.همونطور که میدونید نوجوان بیش از اینکه به بلوغ فکری برسد به بلوغ جنسی میرسد
پاسخ حنیف : سلام

ایام عزاداری بر شما هم تسلیت.
هنجارهای اجتماعی نقش مهمی دارند. خیلی از اعتقادات و رفتارهای ما عملا در اثر هنجارهای اجتماعی است. به طور خاص مسأله ای که گفتید در کشوری مانند آمریکا خودش رو نشون میده و عدم پایبندی به اون ضدهنجار محسوب میشه. کاری که افراد مذهبی می کنن اینه که در محیط های بسته تری مثلا جامعه ی ایرانیان مهاجر روابطشان را تعریف می کنند که به عنوان یک زیرگروه جامعه ی آمریکا هنجارهای خودشان را دارند. ولی به هر حال این به معنی نوعی متفاوت بودن از اکثریت جامعه است. دوگانگی ای که تقریبا تمام مسلمانان پایبند به شریعت دچارش هستن.
جمعه 17 آبان 1392 12:46 ب.ظ
سلام
تصور کنید دختر 12 -13 ساله دارید میخواید بفرستید به مدرسه و باید به او رفتارهای جنسی امن اموزش داده بشه
البته شما به فضای اونجا آشناترید و بهتر میدونید
هرجا هستید و خواهید بود خدا نگه دارتون(جسم-ایمان-روح)
پاسخ حنیف : سلام
ممنون شما هم در پناه حق باشید

به نکته ی بسیار خوبی اشاره کردید. یکی از بارزترین تفاوت های فرهنگی غربی با فرهنگ اسلامی مسایل جنسی و به طور کلی روابط بین دختر و پسر است. البته بحث آموزش که گفتین که به نظرم خیلی مشکل نیست! الان هم یکی از مشکلات ما به طور کلی اینه که این مباحث ها رو نداریم تو فرآیند آموزش همگانی ایران.

در مورد مدرسه می تونید کلا بچه رو به مدرسه ی اسلامی بفرستین و یا اینکه هماهنگ کنین که سر اون دسته کلاس هایی که می خاین شامل کلاس هایی که با عقیده و فرهنگتون فرق داره نره.
حسین
سه شنبه 14 آبان 1392 09:33 ق.ظ
بسم الله
سلام

امیدوارم که هر جا که هستید بتونید به اسلام خدمت کنید.
البته به این هم باید فکر کرد که کمک کردن به امام حسینی که تحت فشاره اولویت داره یا خودسازی و تلاش توی جبهۀ ظلم به این امید که ...
پاسخ حنیف : سلام
ممنون. شما هم همینطور

بحث سر تشخیص مصداقه. از نظر مسلمونای اینجا هم کارهایی که انجام میدن مفیده و در عین حال دشوار. به بیان دیگه حرف دلشون رو بگم: "اینکه تو ایران مسلمونی کنید و احساس کنید که تو جبهه ی اسلام کار می کنید خیلی سخت نیست، هنر اینه که بیاین اینجا، از وطن و خونوادتون جدا بشنین و جایی که تو اقلیتین و مسلمونی براتون هزینه داره مسلمونی تونو نشون بدین و کاری که باید بکنین."

تو این نوشته خاستم شرایط اینجا رو مشخص تر کنم و گفتم که سعی کردم از یه زاویه ی دیگه نگاه کنم، که نقطه نگاه بعضی مسلمونای اینجاست.

در مورد خودم به نظرم در ایران تاثیرگذاری بیشتره و تصمیم به موندن اینجا ندارم. اما اگر روزی مجبور شم اینجا بمونم به نظرم موندن تو جبهه ی امام حسین و استحاله نشدن اینجا برام سختتره. امیدوارم در اثر اقامت چند ساله ی اینجا تکلیف طور دیگه ای نشه.
امیر
یکشنبه 12 آبان 1392 02:57 ب.ظ
سلام خوبی؟ وبلاگ خیلی خوبی داری.خوشحالم وبلاگ تو را پیدا کردم.من هم یه سایت دارم و براش دنبال مدیر میگردم.همچنین اگه تو سایت فعال باشی جایزه هم میدیم. اگه خواستی به سایتم یه سر بزن.همچنین اگه دوست داشتی میتونیم با هم تبادل لینک کنیم http://www.forumbax.com
armin shams
یکشنبه 12 آبان 1392 01:08 ب.ظ
سلام دوست عزیز خوبی؟ از وبلاگت خیلی خوشم اومد.میخواستم بگم که سایت نوشیدنی افتتاح شد.انواع نوشیدنی،پنیر، میوه، نان ،سبزیجات ،دسر و پاستا برای فروش آماده شده.اگه به سایتم سر بزنی خیلی خوشحال میشم
بانو
یکشنبه 12 آبان 1392 09:03 ق.ظ
سلام این مطالب وبلاگت رو خودت مینویسی؟ خوشحال میشم باهات تبادل لینک داشته باشم . این میتونه آغاز یه همکاری جدید باشه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo