تبلیغات
حنیف - داستان یک فیلم

داستان یک فیلم

نویسنده :حنیف
تاریخ:دوشنبه 25 شهریور 1392-05:24 ب.ظ

مقدمه: 11 جولای 2012 فیلم 14 دقیقه ای به زبان انگلیسی روی شبکه ی یوتیوب  قرار گرفت که در آن به پیامبر اسلام اهانت شده بود. فیلم تولید یک شهروند آمریکایی مصری الاصل بود. اوایل سپتامبر ترجمه ی عربی آن روی همان سایت قرار می گیرد. شبکه ی تلویزیونی الناس (این شبکه مستقر در مصر است)، در تاریخ 9 سپتامبر بخش هایی از این فیلم را پخش می کند که به سرعت توجه مسلمانان را به خود جلب می کند و سرآغاز مجموعه ای از اعتراضات در میان مسلمانان می شود. در روز 11 سپتامبر، گروه های نظامی به کنسولگری آمریکا در بن غازی حمله می کنند که به کشته شدن 4 دیپلمات از جمله سفیر آمریکا منجر می شود. این حمله و تقارن آن با سالگرد حمله به برج های دوقلو زمینه ی انتقاد از مسلمانان و موج جدیدی از اسلام ستیزی و اسلام هراسی در کشورهای غربی را به وجود می آورد. 

در اکثر کشورهای مسلمان تظاهرات در اعتراض به این فیلم برگزار می شود. ایران و حزب الله فیلم را محکوم و سعی می کنند اعتراضات را به سمت اعتراض به کلیت سیاست های آمریکا سوق دهند. در سوی دیگر روحانیون سلفی این اعتراضات و تجمعات را مایه ی انحراف افکار مسلمین از وقایع سوریه می خوانند.

در این متن به اتفاقاتی که در همان برهه میان دانشجویان مسلمان دانشگاه رخ دادند می پردازم. بررسی موردی این فیلم از دو جهت قابل توجه است: اولاً وقایع مرتبط با این فیلم نمونه ای از تلاش های 5 میلیون مسلمان آمریکایی برای نقش آفرینی در جامعه ی 300 میلیونی این کشور است (1). ثانیاً داستان این فیلم با بحث آزادی بیان در آمریکا گره می خورد.

سال تحصیلی آمریکا از اول سپتامبر آغاز می شود یعنی 20 روزی زودتر از اول مهر. هفته های اول سال فرصتی مناسبی برای فعالیت های گروه های دانشجویی است. بعد از خبر پخش فیلم توهین آمیز به پیامبر و اعتراضات در کشورهای اسلامی، منتظر بودم که گروه های دانشجویی مسلمان در دانشگاه اقدامی بکنند. البته این اولین بار بود که در چنین شرایطی در سوی دیگر ماجرا یعنی داخل جامعه ی غرب بودم و حدسی نداشتم که دانشجویان مسلمان چه کاری خواهند کرد. اگر دانشگاه شریف بود احتمالاً چند بیانیه صادر می شد و تجمع بعد از نماز ظهر و عصر در صحن مسجد دانشگاه و  شرکت در تظاهرات های گسترده تر در سطح شهر. احتمالاً چند مقاله و تحلیل هم در نشریات دانشجویی به این مسأله می پرداخت. (گاهی فکر می کردم که در این شرایط جدید چه کاری باید کرد؟ خوب است شما هم قبل از خواندن بقیه ی متن فکر کنید که اگر شما یک مسلمان آمریکایی بودید و چنین مسأله ای رخ می داد چه می کردید؟)


با کمی تأخیر نسبت به مسلمانان دیگر کشورها، در تاریخ 20 سپتامبر اولین ایمیل به گروه دانشجویان مسلمان ارسال شد. ایمیل دعوت به مشارکت در تظاهراتی در 22 سپتامبر در شهر واشنگتن بود. تظاهرات را کنگره ی مسلمانان (Muslim Congress) که یک سازمان شیعی است هماهنگ کرده بود(2). خواسته ی اصلی تظاهرات حفظ احترام انبیای الهی بود. این ایمیل را یکی از دانشجویان شیعه به گروه ارسال کرده بود که مقدمه ی چند ایمیل دیگر شد که دو موضع مختلف را در این زمینه بیان می کرد.


در یک سوی طیف کسانی بودند که معتقد بودند این دست اقدامات به منظور بی تفاوت کردن تدریجی مسلمانان نسبت به توهین به مقدساتشان است. اتفاقی که در غرب نسبت به مسیحیت رخ داده است (3) . مشابه همین فرآیند بی تفاوت سازی برای تغییر سایر ارزش های جامعه در 50 سال اخیر صورت گرفته است از جمله تغییر پوشش. از طرفی در وضعیت به وجود آمده، حرکت ما مسلمانان برای دفاع از همه ی انبیای الهی که همراهی پیروان سایر ادیان از جمله مسیحیان را هم به دنبال خواهد داشت می تواند به شنیده شدن صدای ما بیانجامد و این چرخه تغییر ارزش ها را در جهت دیگر به حرکت در آورد. تظاهرات مسالمت آمیز در همین چهارچوب یکی از راهکارها است. دانشجویان شیعه بیشتر در این گروه قرار داشتند.


در سوی دیگر طیف دانشجویانی بودند که اعتقاد داشتند این دست توهین ها به منظور تحریک و تهییج مسلمانان و نشان دادن چهره ای عبوس از مسلمانان است. حرکت اعتراضی ما مسلمانان به این فیلم نه تنها حرکت کردن در راستای خواسته های مسببان این جریان است، بلکه چنین فعالیتهایی خلاف آموزه های دین اسلام است. من به طور موردی به چند نمونه از این استدلالات اشاره می کنم:

الف) در قرآن بیان شده که تمام پیامبران الهی مورد استهزاء و آزار مخالفان قرار می گرفتند و در مقابل این آزار دستور داده شده که صبر کنند (فاصبر علی ما یقولون) تا جایی که بیان شده "ادفع بالتی هی احسن السیئة".  سنت پیامبر و صحابه در برخورد با کسانی که ایشان را استهزاء می کرده اند، صبر کردن بوده است.

ب) این دست توهین ها به پیامبر صدمه ای نمی زند چون جایگاه پیامبر را خداوند به او اعطا کرده و فعالیت های این انسان های عادی نمی تواند به این جایگاه صدمه ای بزند.

پ) خود ما مسلمانان در مشهور شدن این فیلم مقصریم. الان هم در مسیر تعریف شده برای بی منطق نشان دادن مسمانان قرار داریم. در حالی که باید سعی کنیم با رویکرد مثبت پاسخ دهیم (البته مثالی برای این پاسخ مثبت بیان نشد).

ت) خداوند در قرآن وعده داده که از پیامبرش در مقابل استهزاء کنندگان حفاظت می کند (انا کفیناک المستهزئین) و لذا ما مسلمانان وظیفه ای در این شرایط نداریم.

گرایش دانشجویان سلفی و سپس اهل سنت به این نگاه بیشتر بود. مخصوصاً که در مورد این فیلم، اخبار جنگ سوریه را تحت تاثیر قرار داده بود.


خلاصه با این اختلاف رویکردی که بود انجمن دانشجویان مسلمان به عنون بزرگترین گروه دانشجویان مسلمان در این زمینه اقدامی انجام نداد. مجمع اسلامی اهل البیت که یک گروه شیعه است، در یکی از جلسات دعای کمیل این موضوع را به بحث گذاشت. احمد مسئول گروه بحث را آغاز کرد.


احمد: اخیرا فیلم اهانت آمیز به پیامبر اسلام پخش شده است. می خواهیم در مورد این فیلم و این که ما چه باید بکنیم صحبت کنیم. پیشنهاد خود من آن است که طوماری در اعتراض به این مطلب خطاب به دولت جمع کنیم. در واقع قبلاً عده ای متنی را تهیه کرده اند که ما هم به صورت فردی می توانیم آن را امضا کنیم. در این متن خواسته شده است که توهین به رسول اکرم (ص)، عیسی (ع) و موسی (ع) از نظر قانونی ممنوع شود (4). پیشنهادات دیگر را بیان کنید.


2: همین طور تظاهراتی در واشنگتن در نظر گرفته شده که ایمیلش به گروه ارسال شد. اتوبوس تهیه کردیم که هزینه ی رفت و آمد و اقامت را کم کنیم.


3: این دست تظاهرات ها چقدر مفیدند؟ ما هر سال یکی دو مورد از این وقایع داریم که به مقدسات ما مسلمانان توهین می شود. هر بار هم ما تظاهرات می کنیم. چه چیزی از این تظاهرات حاصل می شود؟


4: بله، من هم فکر می کنم ساختن یک فیلم یا کشیدن یک کاریکاتور یا نوشتن یک مقاله هزینه ای ندارد اما این واکنش ها و تظاهرات ها هزینه ی زیادی برای ما دارد و اگر بخواهیم هر بار واکنش نشان بدهیم، نقطه ضعفی را نشان داده ایم و خود به خود چنین افرادی را تشویق کرده ایم که باز ما را تحریک کنند که البته برایشان هزینه ای ندارد. در نهایت هم تظاهرات هایی که مسلمانان در خاورمیانه برگزار می کنند که معمولا با آتش زدن پرچم آمریکا همراه است بهانه دست رسانه ها می شود که بگویند مسلمانان افرادی تندخو و بدون منطق هستند که آمریکایی ها را تهدید می کنند. همین الان هم تصور رایج یک آمریکایی در مورد یک مسلمان یک فرد بی منطق و خشن است.


5: من هم فکر می کنم حرف درستی است. ما مسلمانان منتظریم تا کسی کاری بکند یا مثلا به ما توهین بشود تا واکنش نشان بدهیم. ما باید پیشرو باشیم و خودمان فعالیت های هدفمندی را برنامه ریزی کنیم.


6: بهترین راه این است که هر کدام از ما به عنوان یک فرد صحبت کند. مثلا وقتی در کلاس می شنویم کسی در مورد اسلام یا مسلمانان حرف اشتباهی می زند نباید ساکت باشیم. باید فرد فردمان فعال باشیم نه فقط در غالب تجمعات و تظاهرات.


7: درست است، اما تجمعات اثر خودش را دارد. ما می توانیم در سطح دانشگاه تجمعاتی را برگزار کنیم. می توانیم  مقاله ای هم در روزنامه ی شهر بنویسیم.


حنیف: تجربه ی من از این چنین شرایطی بیشتر از ایران است. در ایران و به طور کلی مردم در خاور میانه در چنین شرایطی خیلی متأثر می شوند و کارهای مختلفی انجام می دهند. اما هیچ کدام از این کارها نمی تواند به اندازه ی فعالیت های مسلمانان در خود آمریکا موثر باشد. این مسأله، مشکلی در غرب است و باید توسط مسلمانانی که در همین جامعه زندگی می کنند حل شود. به نظر می رسد ریشه ی این مسأله تفسیر غلط از آزادی بیان است به عنوان آزادی از اخلاق و آزادی برای توهین به سایرین (5). راهکاری که احمد بیان کرد به ریشه ی این مسأله می پردازد. البته خیلی بعید است که با یک طومار به دولت چنین قانونی تصویب شود اما به این شکل ما در مسیر درست قرار داریم و می توان امیدوار بود که با پیگیری این هدف، ظرف چند سال به این هدف برسیم.


برایم جالب بود که کل بحث ها حدود 10 دقیقه طول کشید در حالی که جلسات مشابه در دانشگاه شریف کمتر از یک ساعت طول نخواهد کشید. هیچ وقت از فرآیند پیچیده ی تصمیم گیری در این گروه سر درنیاورده ام!  فکر کنم بعد از شنیدن صحبت ها احمد و باقی مسئولین گروه تصمیم می گیرند.


بعد از آن جلسه احمد میلی به گروه زد که قرار شده مجمع اهل البیت در سطح دانشگاه گل های رز با احادیثی از پیامبر پخش کند. بنا بود بعد از جلسه ی دعای کمیل در مورد هماهنگی ها صحبت شود. دوباره کل صحبت 5 دقیقه طول کشید که در آن احمد گفت گل ها ساعت 12 تا 1:30 پخش می شوند، یک جدول آنلاین هست که اسامیتان را بنویسید که چه زمانی می توانید بیایید و بعد هم امشب باید گل ها را بپیچیم. بنیاد امام المنتظر (6) گل ها را تهیه می کرد و مجمع اهل البیت هم قرار بود پخش کند. ظاهرا ایده ی مشابهی در انگلیس توسط دانشجویان انجام شده بود. پیشنهاد خوبی بود. تصمیم گرفتم بروم.


فردا حدود ظهر به حیاط اصلی دانشگاه رسیدم. تا رسیدن من پخش گل ها شروع شده بود. وقتی رسیدم احمد خودش در حال پخش گل ها بود. کمی صبر کردم و به اطراف نگاه کردم. حیاط دانشگاه دو پیاده رو به صورت قطری دارد که در ابتدای هر قطر آن یکی از افراد در حال پخش گل بود. کمی آن سو تر و رو به روی پله های کتابخانه ی دانشگاه گروه دانشجویی هم جنس بازان برنامه داشت. 40، 50 نفری جمع شده بودند و این طور که به نظر می رسید افراد به ترتیب پشت بلند گو می رفتند و برای بقیه صحبت می کردند. حالا هر کدام ممکن بود از عقایدش بگوید یا تجربیاتش یا هر چیزی که به نحوی به آرمان های گروه مربوط شود. ظاهرا هدفشان آوردن این بحث ها به سطح جامعه است. به شوخی به احمد گفتم:" چه حسن تصادفی". گفت: " بله، متاسفانه".


خم شدم، یک بسته از گل ها را برداشتم، 30 تا 50 تایی گل بود. هر کدام هم یک حدیث رویش. چند تایش را خواندم، در موضوعات اخلاقی و فضیلت کسب علم بود. به محیط دانشگاه می خورد. گوشه ی دیگری از حیاط را پیدا کردم که در مسیر مشترک با سایر اعضا نباشد و شروع کردم به پخش گل ها. اول به آنها که قبلا آنجا نشسته بودند. بعد هم به کسانی که رد می شدند. برخوردها هم جالب بود. با توجه به انتخاب گل رز، بیشتر مخاطبین را خانم ها تشکیل می دادند. تصورش را هم نمی کردم که روزی بیایم آمریکا و گل رز پخش کنم (و مسلمان در راه دینش هر کاری می کند!).  شیوه ی کار به این شکل بود که وقتی کسی رد می شد و احساس می کردم کمی کنجکاو است، جلو می رفتم و گفتگوی کمابیش یکسانی رد و بدل می شد:


- سلام، مایلید یکی از این گل ها را دریافت کنید.

- اوه بله، این چیست؟

- این گل به همراه حدیثی از حضرت محمد (ص) است.

- ممنون.

- خواهش می کنم، روز خوبی داشته باشید.


چند مورد پیش آمد که وقتی متوجه می شدند در مورد اسلام است، گل را نمی گرفتند. بعدتر متوجه شدم بعضی گرفته اند و کمی جلوتر در سطل آشغال انداخته اند. ولی به نظرم اکثر افراد از گرفتن این گل ها خوشحال شده بودند. بر خلاف انتظارم کسی وارد بحث های عقیدتی نشد. من هم عجله داشتم به وقت دکتر برسم.


در یک نوبت دیگر هم مجمع اهل البیت اقدام به پخش گل در دانشگاه کرد که این نوبت حدود 1500 گل را پخش کردند (7). ظاهرا انجمن اسلامی دانشجویان همکاری مشترک در این زمینه نداشت.


بعد از مدتی میل دیگری ارسال شد که مجمع اهل البیت با همکاری انجمن دانشجویان مسلمان جلسه ای با عنوان "محمد: میراث یک پیامبر" برگزار می کند. سخنران جلسه آقای سید حسن قزوینی بود. آقای قزوینی امام و مسئول مرکز اسلامی آمریکای شمالی است. قبلا یک بار به این مرکز رفته بودم. مسجد شیعه ی بزرگی است در 30 دقیقه ای شهر ما (8). تصمیم گرفتم در برنامه شرکت کنم. برنامه 8 شب شروع می شد و من کمی دیر رسیدم. حدود 150 نفر که اکثرا دانشجو بودند در سالن بودند. امام قزوینی در صحبت هایش در مورد پیامبر اسلام صحبت کرد و بعد هم به مسأله فیلم اخیر پرداخت و پیشنهاد داد که انجمن دانشجویان مسلمان کنفرانسی در مورد پیامبر اسلام در دانشگاه برگزار کند و مخصوصا از سخنرانان غیر مسلمان نیز دعوت کند که در این کنفرانس در مورد تاریخ اسلام و زندگی پیامبر صحبت کنند. همچنین بیان کرد که ما مسلمانان باید در جامعه ی آمریکا عقایدمان را بیان کنیم و هویت مان را نشان دهیم. جالب بود که می گفت بعضی از مسلمانان که اسمشان محمد است، بعد از وارد شدن آمریکا اسمشان را عوض می کنند مثلا به مایکل. ظاهرا همین که اسمت محمد باشد عملا با معرفی خودت دینت را هم معرفی کرده ای که بعدا زندگی را با مشکلاتی مواجه می کند.


سخنران ضمن صحبت هایش در مورد عدم اعتبار بعضی احادیث صحاح سته صحبت کرد. از طرح این بحث تعجب کردم. نه فقط این بحث به موضوع سخنرانی ربطی نداشت، بلکه با شناختی که از او داشتم سعی می کند به اختلافات دامن نزند. طرح همین بحث حدیثی کافی بود تا به کلی جلسه از روال خارج شود. بعد از صحبت ها نوبت به پرسش و پاسخ شد. سوالات حول همین بحث مطرح می شدند که بیشتر و بیشتر مایه ی اختلاف دانشجویان می شد. جای تأسف است که ما مسلمانان حتی در چنین شرایطی که به پیامبرمان اهانت شده است، اختلافات را رها نمی کنیم (9). به نظرم رسید شاید پرسیدن سوالی در موضوع اصلی بتواند کمک کند از این بحث خارج شویم. دست بلند کردم تا احمد نوبت پرسش را به من بدهد: " سلام، سوالی بین ما دانشجویان در مورد وظیفه ی مان در قبال فیلم اخیر مطرح شده است. در قرآن خداوند صراحتا بیان می کند که از پیامبرش در مقابل مردم حفاظت می کند مانند "انا کفیناک المستهزئین" یا "والله یعصمک من الناس". اگر این طور است، پس ما دیگر وظیفه ی دینی برای حفاظت از پیامبر در چنین شرایطی نداریم." فکر کنم درست منظورم را بیان نکردم چون در پاسخ در مورد لزوم فعالیت ما در جامعه ی غرب و اثرات مفید آن صحبت کرد. بعد از اتمام جلسه سریع آمدم تا به خانه برگردم. روی برف پاک کن ماشین یک برگ جریمه گذاشته بودند. از میان آن همه جای پارک، درست جای مخصوص پارک ماشین های آتش نشانی پارک کرده بودم. این اولین جریمه از سلسله جریمه هایی بود که از پلیس آمریکا دریافت کرده ام (و مسلمان در راه دینش هر هزینه ای می دهد!).


مسئول انجمن دانشجویان مسلمان مقاله ای را برای روزنامه ی شهر در ارتباط با وقایع مرتبط با فیلم توهین آمیز نوشت که می توانید متن آن را اینجا بخوانید: http://michigandaily.com/opinion/13-viewpoint-looking-beyond-labels-11


داستان این فیلم به این ترتیب در دانشگاه ما تمام شد و بعد از آن دیگر خبری نشد. این فیلم اولین مورد از اهانت به مقدسات مسلمانان در غرب نبود و آخرین آن نیز نخواهد بود. اگرچه به نظر نمی رسد در مورد این فیلم به طور خاص  برنامه ریزی های سازمان یافته وجود داشته باشد، اما اسلام ستیزی و اسلام هراسی در غرب به طور سازمان یافته توسط بعضی رسانه ها و سازمان ها دنبال می شود. در مقابل این جریان مسلمانان به این جمع بندی مشترک رسیده اند که برای دفاع از حقوقشان باید در این محیط فعال باشند و در این راه باید شیوه های فعالیت های مدنی جامعه ی آمریکا را به کار گیرند. در این مسیر چالش هایی متوجه مسلمانان است. مهمترین این موارد اختلافات موجود بین مسلمانان و نداشتن رهبری واحد است. در حالی که مسلمانان با جمعیت اندکی که در آمریکا دارند بیش از هر چیز نیاز به هماهنگی در عمل و اتحاد دارند (10).


مسلمانان نیاز به سازمان دهی واحد در آمریکا دارند و باید بتوانند اهداف مشخصی را تعریف کنند که ظرف چند سال بتوانند به آن برسند. مثلاً در همین مورد اخیر تصویب قانون منع اهانت به انبیای الهی می توانست یک هدف باشد. در صورت داشتن اهداف مشخص، فعالیت ها و تظاهرات های پراکنده همگی در یک راستا قرار می گیرند و می توان امیدوار بود که بعد از چندین سال این قانون تصویب شود (11). نبود اهداف مشخص باعث می شود که فعالیت ها مقطعی و به صورت واکنشی باشد. در مثال همین فیلم اخیر، عملاً پس از مدتی که جریان فروکش کرد فعالیت های مسلمانان هم متوقف شد.


در نهایت یک پای هر فعالیت اجتماعی در آمریکا رسانه است که متأسفانه مسلمانان رسانه ی موثری در خود آمریکا ندارند. برای مثال همین پخش کردن گل رز در دانشگاه اگر پوشش رسانه ای داده می شد می توانست به مراتب موثرتر باشد. همین طور تظاهرات هایی که مسلمانان برگزار می کنند. در صورت نبود رسانه این دست فعالیت ها بازدهی کمی دارند.


در نهایت اقلیت مسلمان در آمریکا نقش مهمی برای مسلمانان دارند. این اقلیت آمریکایی بیش از هر گروه خارج از آمریکا می توانند در راستای منافع  مسلمانان و معرفی اسلام در این کشور موثر باشند. البته این افراد راه سختی در این مسیر در پیش دارند که سختی های زندگی به عنوان یک مسلمان در جامعه ی غرب را هم باید به آن اضافه کرد.


-------------------------------------------------

1- در مورد جمعیت مسلمانان در آمریکا آمارها بین 2.5 تا 10 میلیون  متفاوت است.


2- در مورد کنگره ی مسلمانان ببینید: http://muslimcongress.org/wp/


3- متاسفانه در غرب توهین به حضرت مسیح (علیه السلام) تا جایی عادی شده است که حتی در جامعه ی مذهبی مانند آمریکا به راحتی در فیلم ها و کارتون های طنز زندگی  و آموزه های آن حضرت مورد استهزاء قرار می گیرد. حتی من یک بار در شهر تورنتو دیدم که در مراسم روز هالووین با پوشیدن لباس راهبه ها و روحانیون مسیحی به مقدسات این دین الهی توهین می کردند.


4- متن این اعتراض نامه و پاسخ دولت به آن را اینجا ببینید:

https://petitions.whitehouse.gov/petition/outlaw-offending-prophets-major-religions/94kL1tsN

در سال 2011 دولت اوباما سامانه ای با عنوان we the people راه اندازی کرد که در آن می توان خواسته ای را از دولت مطرح کرد و در صورتی که تعداد امضا کنندگان به حد نصاب برسد، دولت آن را بررسی می کند و پاسخ می دهد. ایده ی اصلی این سامانه نیز در ارتباط بودن مستقیم با مردم و بررسی خواسته های آنها است. اطلاعات بیشتر در مورد این سامانه و انتقادات مطرح به آن را اینجا ببینید:

http://en.wikipedia.org/wiki/We_the_People_(petitioning_system)


5- دادگاه عالی آمریکا بر اساس متمم اول قانون اساسی این کشور، در سال 1952 اهانت به مقدسات ادیان را جزو موارد آزادی بیان شمرده است و به دولت اجازه ی ممنوع کردن آن را نمی دهد.


6- ببینید http://awaitedone.org


7- عکس های مربوط به پخش گل ها را اینجا ببینید https://maizepages.umich.edu/organization/ahlulbayt/Gallery/Album/33532


8- از این مسجد به عنوان بزرگترین مسجد در آمریکای شمالی هم نام برده می شود. مسئولین آن عراقی هستند. برای اطلاعات بیشتر ببینید:

http://www.icofa.com/index.php/


http://www.icofa.com/index.php/qazwini


9-  این در حالی است مراجع شیعه از زمان آقای بروجردی بر وحدت بین شیعه و اهل سنت تاکید می کنند و الان هم با همه ی حملاتی که به شیعیان در عراق و لبنان و پاکستان می شود، باز تاکید مراجع بر عدم مقابله به مثل و حفظ وحدت مسلمانان است.


10- یهودیان با جمعیتی مشابه مسلمانان در آمریکا توانسته اند با حرکت سازمان یافته در عرصه های اقتصادی-سیاسی آمریکا اثر گذار باشند. یهودیان 12 نماینده در سنا و 22 نماینده در مجلس نمایندگان دارند و تقریبا در هر شهر و هر دانشگاه آمریکا موزه، یابود یا مراسمی برای هلوکاست پیدا می شود. فعالیت آنان می تواند برای مسلمانان الگو باشد.


11- در جامعه ای که هم جنس بازان با فعالیت های هدفمند توانسته اند بعد از چند دهه به نتیجه برسند و قوانین را به نفع خود تغییر دهند، مسلمانان هم باید بتوانند چنین کنند. حال آن که عمل هم جنس بازان خلاف اخلاق و مقبوح اکثریت جامعه ی مذهبی آمریکا است و خواسته های مسلمانان اخلاقی و مورد قبول اکثریت جامعه.





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
redundanttradit3.jimdo.com
دوشنبه 9 مرداد 1396 05:49 ق.ظ
There is definately a great deal to learn about this issue.
I like all of the points you've made.
BHW
جمعه 25 فروردین 1396 10:46 ب.ظ
Wow, that's what I was looking for, what a stuff!
existing here at this webpage, thanks admin of this site.
BHW
جمعه 11 فروردین 1396 01:04 ب.ظ
Hi there! This article couldn't be written any better!
Going through this article reminds me of my previous roommate!
He constantly kept preaching about this. I'll forward
this information to him. Pretty sure he will have a good
read. Thanks for sharing!
دوشنبه 30 دی 1392 11:34 ب.ظ
یک حرف دیگه اینکه، شما بگید ته این دنیای رنگاوارنگ به کجا میرسه؟یک عده متقید به دین و یک عده بی تفاوت و یک عده پایمال کننده دین.آدمها باید در برابر توهینات چه کنن؟
با مسیحیان و غیره کاری ندارم چون از دستورات دقیق شون تو کتب مقدسشون نمیدونم. اما تو قرآن و کتب شیعه به قول شما تفسیر های مختلف و روایات مختلف آمده.چطور باید از بین اونها تفسیر واقعی رو در آورد و راه رو درست انتخاب کرد؟چون مسیر چند گانه هست به جایی نرسیدیم. چون هر کی واسه خودش یا با مطالعه یا بدون اون نظر میده، قاطع میشه، عمل میکنه و بعد با رفتارش دیگرانو هم دعوت میکنه. مثلا کسی که میگه خوردن یک بار گوشت خوک آدمو جهنم نمیبره. واسه خودشون تفسیرات میکنن. قاطع هم میشن و با این ساده گرفتنشون دیگرانو هم منحرف میکنن.دنیا پر از هیاهوست. این طور نیست؟کاش زودتر امام مهدی ظهور کند.مطمئنم دریچه جدیدی از دین به روی مردمان باز میکند. بر عقلانیت و منطق نه پیروی از هوس ظاهرا منطقی.
پاسخ حنیف : در مورد ادیان متفاوت این آیه از قرآن شاید مربوط باشه:

كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللَّـهُ النَّبِیِّینَ مُبَشِّرِینَ وَمُنذِرِینَ وَأَنزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِیَحْكُمَ بَیْنَ النَّاسِ فِیمَا اخْتَلَفُوا فِیهِ ۚ وَمَا اخْتَلَفَ فِیهِ إِلَّا الَّذِینَ أُوتُوهُ مِن بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَیِّنَاتُ بَغْیًا بَیْنَهُمْ ۖ فَهَدَى اللَّـهُ الَّذِینَ آمَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فِیهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ ۗ وَاللَّـهُ یَهْدِی مَن یَشَاءُ إِلَىٰ صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ ﴿٢١٣﴾

ظاهرا عمل به دانسته ها مقدمه ی هدایت در مورد ندانسته هاست. امیدوارم باشیم روزی رو ببینیم که بتونیم با امام عصر و واسطه ی هدایت خلق، بی حجاب غیبت در ارتباط باشیم.
دوشنبه 30 دی 1392 11:25 ب.ظ
البته خیلیا میگن هر چی شد که شد، جانم فدای دینم. اما شاید بهتره چشممونو وا کنیم و ببینیم تو دوره پیغمبر نیستیم. یک دنیا آدم داریم و بی رهبر واقعی مثل پیامبر که اگه رفتیم دنبالش واقعا میدونیم تهش به خدا میرسه. امروزه رهبر نما زیاده. از پیروان خودشون واسه رسیدن به منافع خودشون استفاده میکنن. باید با احتیاط عمل کرد.نه سیخ بسوزه نه کباب. حالا! شما بگید؟؟؟این چه نوع آتیشیه؟
پاسخ حنیف : امروز هم امام عصر در بین ما هستن و باید هدایت رو از امام عصر خواست. پیروی از علمای ربانی می تونه مانع از گمراهی باشه. شاید انسان در بسیاری از موارد شک داشته باشه، اما در بسیاری از موارد هم یقین داره. انجام اعمالی که یقین در موردشون هست رو نباید به خاطر شک در مورد بقیه کنار گذاشت بلکه یقینیات راه رفع شک و شبهه در سایر مواردند.
دوشنبه 30 دی 1392 11:21 ب.ظ
آدم از سیاست بازی خبر نداره. اول شاخه گل نشون میدن بعدا دم حوض ، مخفیانه،سر میبرن!!!!!!
نه خانی اومد نه خانی رفت!!!
دوشنبه 30 دی 1392 11:19 ب.ظ
دیگران توصیه هایی میکنن که رفتی دانشگاه خصوصا کشور غریب، آسه برو و آسه بیا. واسه خودت دردسر درست نکن. درست رو بخوان.یک موقع هایی آدم بدونه اینکه بخواد قاطی چیزای ناخواسته میشه و خودش هم از اول خبر نداشته. شاید این گروه ها بعدا کارهای دیگه ای انجام بدن و شما رو بعدا برای اینکه با اونا همکاری داشتید بازداشت کنن. اینقدر از این توهین ها و زد و خورد پلیس با مردم عادی تو تلویزیون پخش میکنن که آدم درگیر میشه با خودش. زندگی آسوده کنه یا قلبش برای دینش بتپه. خیلی ها دلشون می تپه اما ترس از گرفتاری های بعدی دارن. شاید این یکی از دلایل عدم اتحاد واقعی مسلمین خصوصا در آمریکا باشه. چون اکثرا بومی نیستن و نگران آینده شان.
پاسخ حنیف : مسأله ای که اشاره کردین وجود داره. گروه های دانشجویی با مجوز دانشگاه فعالیت می کنن و این دست فعالیت ها شامل گردهمایی های با مجوز رسمی و تبلیغات عقیده تا وقتی مخل نظم اجتماعی نشه مشکلی از نظر قانونی در آمریکا نداره.
دوشنبه 30 دی 1392 11:15 ب.ظ
سلام. یک سایتی هست که در رابطه با راهنمایی ایرانیانی است که میخوان برای تحصیل به امریکا سفر کنن. این سایت اساسا به مدیریت امریکایی هاست و فیلم های آموزشی رو موضوعات مختلف مثل چه طور خودمون رو برای سفر حاضر کنیم و غیره وجود داره. در یکی از فیلمها گفته بود که دانشجوهای ایرانی که برای تحصیل به امریکا سفر میکنن خیلی مورد نظرن مسئولین دانشگاه هستند که ببینن کارای مشکوک انجام ندن. وقتی تو جلسات مربوط به بررسی این فیلم شرکت میکردید یا وقتی تو محوطه دانشگاه گل به مردم میدادید فکر نکردید یک وقت بیان و بگن کارتون خلاف دولته و ببرنتون.کلا درس و مشق بی درس و مشق؟؟؟
پاسخ حنیف : سلام،
تا حدودی فعالیت های مسلمانان و بالاخص ایرانیان تحت نظر هست. شرکت در برنامه های قانونی مشکلی نداره. سعی می کنم در آینده چیزهایی بنویسم. ظبیعتا درس و مشق هم در جای خودش مهمه.
مه
دوشنبه 1 مهر 1392 09:12 ب.ظ
لطفا با فونت درشت تر بنویسید
پاسخ حنیف : چشم. اگر مشکلی تو خوندن متن های قبلی دارین می تونین فونت صفحه ی ویرایشگرتون رو درشت تر کنید (تو اکثر ویرایشگر ها دو کلید cntrl و + رو هم زمان بزنین).
مه
یکشنبه 31 شهریور 1392 08:20 ب.ظ
بسیار جالب بود هم نوشتتون هم عکس ها چرا اسم ها رو روی عکس ها ننوشته؟راستی شما کدومید؟
پاسخ حنیف : ممنون. ایده ی اسم گذاشتن روی عکس ها جالبه. من توی این عکس ها نیستم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo