تبلیغات
حنیف - انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا

انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا

نویسنده :حنیف
تاریخ:شنبه 14 اردیبهشت 1392-05:19 ب.ظ

فرآیند انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، مهمترین فرآیند در تعیین سازوکار قدرت اجرایی و جهت گیری های دولت آمریکا می باشد. این فرآیند از دو زاویه قابل بحث است: قانون انتخابات و فرآیند رقابت انتخاباتی. هر کدام از این دو مورد به نحوی افرادی را از دست یابی به قدرت سیاسی منع می کنند و افراد دیگری را برای این کار پیش می اندازند.

از نظر قانون اساسی آمریکا مدون 1787، در آمریکا تفکیک قوا بر پایه ی سه قوه ی مجریه، قضائیه و مقننه است که رئیس قوه ی مجریه با انتخابات ریاست جمهوری انتخاب می شود. از نظر این قانون، ریاست جمهور با رای الکترال انتخاب می گردد به این معنی که به هر ایالت تعدادی حق رای داده می شود و فردی که بیش از نیمی از رای های الکترال را به دست آورد انتخاب می گردد. البته ایالت ها در این که چطور می خواهند رای الکترالشان را مشخص کنند مختارند.این فرآیند انتخاباتی حاصل دو رویکرد در تدوین قانون اساسی امریکا بوده است: ایالت گرایی (فدرالیسم) و جمهوری خواهی. ایالت گرایی از آنجا حاصل شده است که آمریکا از ابتدا با اتحاد ایالات مختلف شکل گرفته و به هر ایالت تعدادی حق رای در انتخاب دولت مرکزی داده شده است. جمهوری خواهی نیز زاییده ی دوره ی استقلال ایالات تحت استعمار انگلیس  و تشکیل هسته ی اولیه ی آمریکا است که در آن برهه انقلابیون به دنبال دوری از شیوه ی سلطنتی انگلیس بوده اند و لذا برای انتخاب دولت، فرآیند انتخاباتی جداگانه ای در نظر گرفته شده است. فردی که می خواهد ریاست جمهور آمریکا شود باید به طور طبیعی در خاک آمریکا متولد شده باشد، حداقل 35 سال داشته باشد و حداقل 14 سال در آمریکا زندگی کرده باشد. بعدتر در متمم قانون اساسی سال 1951، ریاست جمهوری هر فردی به دو دور محدود شده است.

درکنار این قانون اساسی، به مرور زمان شیوه ی انتخاب ریاست جمهوری تغییراتی کرده و شکل حال حاضر آن را گرفته است. اولاً اگرچه ایالت ها در نحوه ی انتصاب رای الکترال خود مختارند، به مرور زمان همه ی ایالت ها به سمت رای مستقیم برای این منظور رفته اند به این معنی که در سطح  ایالت انتخابات برای رای دادن مستقیم به نامزدهای ریاست جمهوری برگزار می شود و فردی که بیشترین آرا را به دست می آورد تمام آرای الکترال آن ایالت را به دست می آورد. بنابراین پیروزی در رای الکترال لزوماً به معنی کسب بیشترین تعداد رای در کل رای دهندگان سراسر کشور نیست، اما در شرایط فعلی که تمامی ایالات به سمت رای مستقیم برای انتخاب کاندیدای الکترال رفته اند، حاصل رای الکترال و شمارش سرجمع کل آرا در اکثر موارد یکسان می شود. به طور تاریخی نیز در حدود 90 درصد موارد این رییس جمهور رای اکثریت جمعیت آمریکا را داشته است. 

ویژگی بارز دیگر انتخابات آمریکا دو حزبی بودن آن است که رقابت اصلی در ریاست جمهوری بین دو حزب جمهوری خواه و دموکرات است و آخرین فردی که از احزاب دیگری به این پست دست یافته است به سال 1850 برمی گردد. از نظر قانونی برای نامزدی ریاست جمهوری ارایه ی 5000 دلار پشتوانه ی مالی به کمیته ی برگزاری انتخابات ریاست جمهوری آمریکا کافی است، اما در عمل پیروزی در این کارزار ویژگی هایی می طلبد که آن را محدود به دو حزب فعلی می کند. این ویژگی ها عبارتند از داشتن پایگاه هایی در تمامی ایالات به منظور فعالیت انتخاباتی، تامین هزینه های کلان تبلیغات، دست رسی به رسانه های عمومی و نفوذ در میان افراد و گروه های صاحب نفوذ. از آنجا که این شرایط در حال حاضر فقط در دو حزب جمهوری خواه و دموکرات جمع است، امکان انتخاب ریاست جمهور خارج از این احزاب وجود ندارد. حتی در  سطح نمایندگان کنگره ی آمریکا تنها 2 نماینده از 100 نماینده ی مجلس سنا خارج از دو حزب می باشند (که نمایندگان مستقلند) و تمامی 435 نماینده ی مجلس نمایندگان در اختیار این دو حزب است. در این شرایط انتخاب فردی خارج از این دو حزب عملاً فعالیتی زمان بر است به این معنی که گستردگی دو حزب فعلی و جا افتادن شیوه ی فعالیت حزبی در اذهان مردم به گونه ای است که فرد سوم ناچار باید برای رقابت از چهارچوب حزبی استفاده کند (1). ثانیاً کار حزبی کار بلند مدت است و قدرت گرفتن آن به طور تدریجی و با موفقیت در انتخابات محلی و سپس نمایندگان کنگره شروع می شود و لذا تصور اینکه در آینده ی نزدیک فردی از خارج از این دو حزب رییس جمهور شود بعید می نماید.

نقدهایی به شیوه ی ریاست جمهوری و حزب سالاری وارد است. اولا شیوه ی انتخاب دولت با ریاست جمهوری می تواند به محدود کردن رای اقلیت ها بیانجامد به این معنی که عملاً تمامی قدرت دولت در دست حزب پیروز در انتخابات قرار می گیرد. در مقابل این شیوه، شیوه ی انتخاب پارلمانی دولت می تواند به اقلیت ها به میزان تعداد رایشان قدرت نفوذ در دولت (مثلا سهم مشخصی از اعضای کابینه) بدهد. از سوی دیگر ترکیب نظام ریاست جمهوری با نظام حزبی می تواند به محدود کردن رای اکثریت منجر شود به این معنی که اکثریت محصور در میان رسانه های احزاب و انتخاب از میان نمایندگان آنها می باشند و نفوذ مالی-رسانه ای این احزاب مانع از شکل گیری رقیب های جدید می گردد. در نظام سیاسی آمریکا، راه کار مهار انحصار قدرت سیاسی هم مانند مهار انحصار اقتصادی در رقابتی بودن محیط تعریف می شود، حال آن که دو حزبی بودن سیاست آن را از شرایط رقابت کامل دور نگه می دارد. می توان در مقابل قائل به این بود که از وظایف نظام حاکم وارد شدن در شرایط انحصار سیاسی و امکان ایجاد رقابت است. مصداق این امر در اختیار قرار دادن مساوی رسانه های دولتی به نامزدهای انتخاباتی است. معایبی که اشاره شد البته نیمه ی خالی لیوان نظام ریاست جمهوری و حزبی است. از سوی دیگر نظام ریاست جمهوری موجب مشارکت بالای سیاسی به خاطر تاثیر مستقیم رای مردم می شوند و نظام حزبی کارآمدی دولت و ثبات سیاسی کشور را به همراه می آورد.

شیوه ی انتخاب نمایندگان احزاب برای ریاست جمهوری نیز به مرور زمان شکل خاصی به خود گرفته است. اولاً در داخل خود دو حزب افراد مختلفی برای نمایندگی حزب نامزد می شوند. سپس این افراد به ترتیب به ایالت های مختلف می روند و در میان اعضای حزب در آنجا تبلیغات می کنند و نهایتاً با رای بدنه ی مردمی حزب در هر ایالت، رای آن ایالت برای نامزد حزب مشخص می گردد. این فرآیند به تدریج به تعیین نامزد حزب منجر می شود. پس از آن نماینده ی حزب رسماً در گردهمایی حزبی خود را به عنوان نماینده معرفی می کند و از آنجا رقابت با کاندیدای حزب رقیب آغاز می شود. این فرآیند معمولاً از یک سال قبل و گاهی تا دو سال قبل از انتخاب ریاست جمهوری آغاز می شود. حسن این امر آن است که فرصت کافی برای تحلیل و شناخت نامزدها را به دست می دهد و مهمتر از آن خود نامزدها فرصت می کنند برنامه ها و تیم شان را برای ریاست جمهوری آمده کنند. لذا شروع کار دولت احتمالی از مدتی قبل آغاز می شود. در مرحله ی رقابت داخل حزبی، نامزدها برای پیروزی رقابت می کنند و احتمالاً اتهاماتی را به هم وارد می کنند، اما بعد از مشخص شدن نامزد حزب، نظام حزبی و فرهنگ سیاسی عملاً همه ی آنها را در تقابل با نامزد رقیب در کنار هم قرار می دهد (2).

رقابت نامزدهای دو حزب معمولاً بیش از دو ماه طول می کشد. در مرحله ی رقابت بین نامزد دو حزب، یکی از مسایل تأثیرگذار مناظرات انتخاباتی است. این مناظرات به مرور زمان تکامل یافته اند و به طور مرتب از 1976 برگزار شده اند. این مناظرات در انتخابات اخیر سه مرحله بین دو نامزد رییس جمهور و یک مرتبه بین معاونین اول برگزار می شود. این مناظرات یک میدان مبارزه ی کامل هستند. هر کدام از دو طرف برای پاسخ گویی به سوالات، نحوه ی حمله به فرد مقابل و حتی حرکات دست و صورت توسط مشاورانشان آماده می شوند. در حین مناظره هر کدام سعی می کنند با فشار بر مجری فرد دیگر را محدود و وقت خود را بیشتر کنند. یک اشتباه کوچک می تواند منجر شود که یک طرف نمایش را ببازد (3). بنابراین این مناظرات یک نمایش کامل است که نامزدها اجرا می کنند. به جز نفس مسایل مطرح شده در مناظرات، خود این مناظرات یک نوع رد صلاحیت ضمنی برای نامزدهای ریاست جمهوری می باشند به این معنی که نامزد ریاست جمهوری آمریکا باید فردی توانمند در مناظره و سخنرانی باشد.

این مناظرات به خوبی چهارچوب اخلاق سیاسی در جامعه ی آمریکا را نشان می دهند. در نظام ارزش های اخلاق سیاسی در آمریکا بعضی امور را به راحتی بر می تابد مانند داشتن آمارهایی از زندگی خصوصی افراد و یا جاسوسی و شنود از جلسات خصوصی شان. مثال های متعددی در این زمینه وجود دارد که یکی از موارد اخیر آن، شنود صحبت های خصوصی میت رامنی در انتخابات اخیر در خطاب دادن 48 درصد مردم آمریکا به عنوان حقوق بگیران دولت است، همین طور زندگی خصوصی نامزدهای حزب جمهوری خواه در رقابت های درون حزبی. کسی که در انتخابات آمریکا نماینده می شود باید خودش را آماده کند که نسبت به تمامی زندگی خصوصی، وضعیت مالی و گذشته اش پاسخگو باشد. حتی نامزدها خودشان داوطلبانه اقرارنامه های مالیاتی سال های گذشته شان را منتشر می کنند که نشانی بر سلامت اقتصادی شان باشد. نمونه ی این ماجرا اتهام زنی به باراک اوباما بود که او در اصل در آمریکا متولد نشده و لذا طبق قانون اساسی حق ندارد رئیس جمهور شود.

از موارد دیگر اخلاق سیاسی آمریکا سیاه نمایی و بازی با آمار و اعداد هستند. مورد اول به این صورت است که هر کدام از نامزدها سعی می کند نشان دهد که نامزد قبلی در دوران کاری خود تا چه حد اشتباه کرده، فرصت ها را از دست داده و کشور را به پرتگاه رسانده است، همین طور اگر وعده های انتخاباتی برای دور قبل مطرح کرده است تا چه حد در عمل به آنها کوتاهی شده اسد و اینکه اگر این روال ادامه پیدا کند شاید دیگر هرگز امکان اصلاح امور نباشد. مثال بارز آن حمله به سیاست های اوباما برای حل مشکل بدهی های خارجی آمریکا است که علی رغم وعده ی انتخاباتی قبلی نه تنها این بدهی ها کمتر نشده اند بلکه با سالی یک تریلیون افزایش یافته اند. در مورد بازی با ارقام و اعداد هم دو مثال جالب در همین دور اخیر قابل ذکرند. اولاً درست در کشاکش رقابت انتخاباتی سازمان آمار آمریکا اعلام کرد که نرخ بیکاری در ماه های اخیر کاهش یافته است که این برای پیروزی اوباما نقش بسیار موثری داشت. در مقابل میت رامنی ادعا می کرد که این آمار معتبر نیست چون این تعداد شاغلین، صورت کسر، نیست که افزایش یافته بلکه تعداد افرادی که جویای کار هستند یعنی مخرج کسر است که کاهش یافته. مورد دیگر آنکه اوباما به در مورد سیاست مالیاتی میت رامنی در ضمن حفظ مخارج نظامی دولت ادعا می کرد که این ارقام از نظر ریاضی در جمع و تفریقشان اشتباه شده است و جمعشان درست نیست!  

اما از سوی دیگر بعضی رفتارهای دیگر در این چهارچوب اخلاقی مقبوح است و می تواند اثرات مخربی برای یک کاندیدا داشته باشد. مثالی از این دست شکلک درآوردن مک کین در جریان مناظرات انتخاباتی با اوباما در 2008 می باشد. مسأله ی دیگر بی احترامی ارزش های جامعه و نهادهای فعال است. مثال خوبی در این زمینه در مناظرات انتخاباتی اخیر رخ داد. میت رامنی باراک اوباما را متهم به کرد که در قبال حمله ی تروریستی به کنسولگری آمریکا در بنغازی کوتاهی شده است. در پاسخ باراک اوباما او را متهم کرد که این حرف او اتهام زدن به نهادهای امنیتی و نظامی آمریکا است و این حرف او توهین آمیز محسوب می شود.

این اخلاق سیاسی خود چهارچوب دیگری برای رد صلاحیت نامزدهای انتخاباتی می باشد. نامزد انتخاباتی آمریکا باید توانایی تهمت زدن به دیگران و تحمل شنیدن تهمت ها را داشته باشد. شاید در نظامی که در تجربه تاریخی تکامل یافته و عملگرایانه به مسایل نگاه می کند، این دست موارد خیلی مسأله نباشد، اما در چهارچوب اسلامی قطعا کسی که می تواند دروغ بگوید، تهمت بزند و یا از این حربه ها برای رسیدن به قدرت استفاده کند، قطعا نمی تواند برای ریاست جمهوری انتخاب شود. پیاده سازی این ایده آل اسلامی از چه راهی ممکن است؟ حتما یکی از راه هایش اخلاق و فرهنگ سیاسی جامعه است. همان طور که گفته شد، در چهارچوب نظام اخلاق سیاسی آمریکا هم بعضی رفتارها ناپسند هستند و این دست رفتارها به مرور زمان نشان داده اند که ضررشان بیش از نفعشان است و جامعه و نامزدها به این بلوغ رسیده اند که این رفتارها را تحمل نکنند. حال در چهارچوب اسلامی که اخلاق فقط برای نتیجه و عملگرایی تعریف نمی شود و خوبی ها و بدی های اخلاقی مطلقا اعتبار دارند باید چنین مسایلی رعایت شود. 

از جمله عوامل مهم در انتخابات آمریکا، حضور کاندیداها با خانواده و مخصوصا همسرشان در رقابت های انتخاباتی است. همسر رییس جمهور به عنوان بانوی اول شناخته می شود (نمی دانم اگر رییس جمهور زن باشد آن وقت آقای اول هم خواهیم داشت یا نه!). این امر ریشه در دو موضوع دارد: اول اهمیت داشتن زندگی موفق خانوادگی در اذهان رای دهندگان آمریکایی، دوم نوع نگاه جامعه به نقش زنان در جامعه و فعالیت آنان. بنابراین همسر رییس جمهور بعد از او مهمترین نقش را در مبارزات انتخاباتی دارد و باید عملا با همسر نامزد حزب دیگر رقابت کند، همسرش را همراهی کند و در دفاع از او سخنرانی نماید. بعد از همسر رییس جمهور معاون اول که از نظر قانونی باید همزمان با رییس جمهور انتخاب شود نقش موثری ایفا می کند. 

یکی دیگر از توانایی های انتخابات آمریکا، توانایی های بده بستان های سیاسی و لابی گری است. لابی گری اگرچه در فرهنگ فارسی ما بار معنایی منفی دارد، اما در نظام سیاسی آمریکا تعریف متفاوتی داشته و ابزاری اساسی و مشروع برای اعمال نفوذ اقلیت ها و گروه ها در نهادهای قدرت محسوب می شود. از آنجا که کشور آمریکا تنوع قومی-مذهبی گسترده ای دارد، نقش لابی ها در این بین جدی تر است. بنابراین هر جماعتی باید بتواند به صورت متحد و نظام مند برای رسیدن به خواسته هایش اعضایش را سازمان دهی کند و نمایندگانی را در نهادهای قدرت آمریکا داشته باشد تا بتوانند با اعمال قدرتشان به طور موثر در دفاع از خواسته های افراد متبوعشان مذاکره و اقدام کنند. مصداق بارز لابی موفق در آمریکا لابی صهیونیستی در ارتباط با اسرائیل است. وجود همین لابی و نفوذ آنها موجب می شود که نامزدهای ریاست جمهوری حتما دو کار را در برنامه هایشان قرار دهند: 1- سفر به اسرائیل به منظور کسب نظر سیاست مداران آنجا 2- حضور در گردهمایی آیپک (4). نتایج هم به خوبی در مناظرات انتخاباتی روشن است که هر کدام سعی می کنند طرف مقابل را به کوتاهی در دفاع از اسراییل متهم کنند و خودشان را مدافع حقیقی آن نشان دهند (5). لذا لابی گری و بده بستان های سیاسی یکی از ویژگی های ریاست جمهوری در آمریکا است. اگرچه فعالیت این لابی ها از نظر قانونی منعی ندارد، اما در عمل نفوذشان در احزاب و نهادها و عدم امکان محدود ساختن شان با توجه به نوع فعالیت ها، آن ها را مسلط بر اکثریت می سازد.

نکته ی دیگر اینکه در حین انتخابات مطالعات گسترده ای بر روی رای مردم توسط هر دو حزب صورت می گیرد و سعی می کنند وقت و منابع حزبی را صرف گروه های مرزی نمایند که رایشان مشخص نیست و می تواند نتایج را عوض کند. بنابراین ایالت هایی که به طور تاریخی پایگاه مشخص حزب خاصی نبوده اند مانند ایالت اهایو همیشه محل سرشار شدن پول های انتخاباتی و بالاگرفتن کارزار انتخاباتی هستند.

بعد از انتخابات و حین شمارش آرا هر کدام از دو نامزد در گردهمایی حزبی خود و در میان مردمی از طرفدارانشان قرار می گیرند و خودشان برای سخنرانی بعد از مشخص شدن نتایج آماده می کنند. نحوه ی برخورد نامزدها بعد از اعلام نتایج بخشی از وظیفه ی یک نامزد انتخاباتی است. اگرچه شاید از نظر فردی دیگر خیلی برای او موثر نباشد، اما انضباط و رسالت حزبی موجب می شود فرد نماینده بعد از پایان انتخابات هم کارهایی را انجام دهد. برای فرد برنده بسیار حیاتی است که پس از پیروزی بلافاصله خود را مقید به همکاری با حزب رقیب علی الخصوص نامزد رقیب نشان دهد. برای فرد بازنده هم بسیار مهم است که نتایج انتخابات را با آغوش باز بپذیرد، برای فرد پیروز ابراز امیدواری کند و تاکید کند که حزب او بر فعالیتش برای بازگشت به قدرت و بهبود وضع کشور ادامه خواهد داد. این هر دو مورد از خطوط قرمز سخت اخلاقی حزبی در آمریکا است که تخطی از آنها برای یک نامزد یا یک حزب نتایج منفی را به بار می آورد. این مورد هم مانند سایر موارد ریشه در تجربیات مردم از انتخابات های گذشته دارد و از سوی دیگر چون فعالیت نامزدها در قالب حزب تعریف می شود، مجبور هستند مصالح آتی حزب را بر مصالح موقت شخصی ترجیح دهند و قولی این حزب و اخلاق سیاسی است که فرد را مهار می کند.

نهایتاً آمریکا از سال 1789 تا کنون 44 رئیس جمهور و 56 انتخابات داشته است. نرخ مشارکت در این انتخاب ها کمینه ی 49 درصدی در 1996 و بیشینه ی 82 درصدی در 1876 را ثبت کرده است. به طور متوسط در قرن 19 ام نرخ مشارکت حدود 75 درصد و در قرن 20 ام  و 21 ام حدود 55 درصد بوده است. این ها همه به تجربه ی تاریخی آن در برگزاری انتخابات و رقابت سیاسی افزوده است.

پینوشت: ان شاء الله سعی خواهم کرد در مورد مسایل اصلی مطرح در انتخابات اخیر آمریکا مطلبی بنویسم.

--------------------------------------------------------
1- اگر چه گاهی میلیونرها وسوسه ی حضور در انتخابات بر مبنای پول و نفوذ شخصی را پیدا می کنند، اما عملاً گستردگی دو حزب فعلی آنها را ورای قدرت یک میلیونر و یا یک جبهه موقت قرار داده است.

2- مصداق این مورد رقابت اوباما با خانم کلینتون در سال 2008 بود که بعدتر خانم کلینتون به عنوان وزیر امور خارجه در دولت اول اوباما انتخاب شد.

3- دیدن مناظرات انتخاباتی اخیر برای آشنایی با مسایل مطرح در انتخابات آمریکا، اخلاق سیاسی و شیوه ی مناظره مفید است.

4- AIPAC - The American Israel Public Affairs Committee

5- در طرف مقابل کشوری مانند ایران که اتباع آن در آمریکا نتوانسته اند لابی موثری شکل دهند، به راحتی مورد حمله قرار می گیرد و هر کدام از دو نامزد سعی می کنند خود را دشمن واقعی تر ایران نشان داده و دیگری را متهم به کوتاهی در برخورد با آن کنند.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
http://cleo2padilla12.soup.io
سه شنبه 2 خرداد 1396 09:06 ب.ظ
I simply couldn't leave your site before suggesting that I extremely loved the standard information an individual supply on your
visitors? Is gonna be back incessantly to
investigate cross-check new posts
BHW
دوشنبه 21 فروردین 1396 04:31 ب.ظ
It's enormous that you are getting thoughts from this article as
well as from our dialogue made here.
مرد یخی
سه شنبه 24 اردیبهشت 1392 04:07 ب.ظ
سلام
این حرفت دقیق نیست:

هر کس با 5000 دلار می تونه نامزد بشه.

اگر اینطور بود که مطمئنا مثل ایران کلی نامزد مسخره هم وجود داشت. یا مثلا اقلیت هایی مثل مسلمان ها می تونستند یه نامزد معرفی کنند. این موضوع که اشاره کردی مربوط به سطح فدرال است ولی همونطور که اشاره کردی انتخابات در سطح ایالتی برگزار می شه و و برگزاری و شمارش آرای ایالت ها از هم مستقل هست. در هر ایالت برای این که یک نامزد رای هاش شمرده بشه (یعنی نامزد رسمی) قوانین خاصی وجود داره و بقیه اسم ها رای باطله شمرده می شه. اکثر ایالت ها معمولا قانونشون این طوری است که اون فرد باید یا از سوی یک حزب ثبت شده کاندید شده باشه یا اگر مستقل از احزاب است امضای چند ده هزار شهروند رو که از نامزدیش حمایت می کنند داشته باشه (خود ثبت حزب هم فرآیند مشابه داره. مثلا می گن برای ثبت حزب جدید باید حمایت جمعیتی برابر 2% رای دهندگان دوره قبل انتخابات ارائه بشه). یعنی در عمل برای این که کسی نامزد رسمی کشوری باشه باید یا از سوی یک حزب سراسری کاندید بشه (احزاب استانی هم در بعضی ایالت های آمریکا وجود داره) یا این که چند صد هزار امضا از سراسر کشور جمع کنه. این روند در دراز مدت باعث شده که فقط چند حزب بتونن نامزد معرفی کنن و انتخابات انحصاری شده. اتفاقا چند وقت پیش با آمریکای گروه که حرف می زدن قبول داشتن که سیستمشون انحصاری است و انتقال قدرت به خارج این دو حزب تقریبا محال است.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo