تبلیغات
حنیف - جلسه ی قرآن

جلسه ی قرآن

نویسنده :حنیف
تاریخ:پنجشنبه 14 دی 1391-10:22 ب.ظ

دیروز یکی از دوستانی که از دانشگاه شریف هم را می شناختیم، گفت که امشب به جلسه ی قرآن می رود و اگر می خواهم با هم برویم. با تعجب نگاهی به او کردم، آن طور که می شناختم خیلی اهل جلسه ی قرآن نبود. در همان برخوردهای مختصری هم که در تورنتو با هم داشتیم به نظرم نمی آمد خیلی مذهبی باشد. در هر صورت از سر کنجکاوی هم شده پیشنهادش را قبول کردم و قرار گذاشتیم تا عصر هم را ببینیم و با هم برویم. بعد از شرکت در جلسه ی خانه یابی دانشگاه به دفتر او رفتم و با هم به سمت یکی از اتاق های درس دانشگاه حرکت کردیم.

میز بزرگی در وسط کلاس قرار داشت که حالت میزگرد به کلاس می داد. حدود 30 نفری حاضر شده بودند. جلسه مشترک بین  خانم ها و آقایان بود و حاضران جلسه همگی دانشجویان ایرانی بودند دکه در دانشگاه تورنتو به تحصیلات تکمیلی مشغولند. جالب بود که تیپ های مختلفی در جلسه حاضر بودند. اگر چه اکثر خانم ها محجبه بودند ولی افرادی هم بودند که حجاب نداشتند. جلسه با خواندن قرآن آغاز شد و یکی از سوره ها را با پروژکتور روی پرده انداخته بودند و هر کسی یک یا دو آیه را به همراه معنایش می خواند. اکثر افراد در روان خوانی قرآن مشکل داشتند (البته خواندن قرآن از روی پروژکتور و در جمع سختتر است تا خواندن از روی کتاب و شخصی. اگر باور ندارید امتحان کنید!). بعد یکی از افراد که از قبل مطالبی را راجع به سوره آماده کرده بود شروع به توضیح کرد. سیر جلسه به این صورت است که به نوبت اعضا ارائه می کنند و در انتخاب موضوع آزادند. اگر چه اکثراً تفسیر یک سوره یا چند آیه را انتخاب می کنند اما موضوع می تواند بررسی یک مطلب دینی مانند نماز، اجتهاد و یا وقایع تاریخی مانند غدیر خم یا عاشورا باشد.

چند نفر بودند که به نسبت مطالعات دینی گسترده تری داشتند و بیشتر بحث ها را آنها مطرح می کردند و بقیه گاه گاهی شرکت می کردند. رویکرد جلسه این بود که ضمن ارایه ی سخنران، افراد سوالات یا نکات مرتبطی که ذهنشان می رسید را مطرح می کردند. با توجه به تعداد حاضرین در جلسه امکان پرداختن به جزییات و ان قلت های مفصل در مورد هر آیه نبود. با این حال در همان جلسه ی 1 ساعته، موضوعاتی اشاره می شدند که برایم جالب بود و تازگی داشت. با این حال به نظرم بعضی از موضوعات جای بحث بیشتری داشت ولی با بیان یک یا دو نظر از بحث عبور می شد.

چون کمی خسته بودم آخرهای جلسه را خوابم برد! آخر جلسه پذیرایی صورت گرفت که به لطف بازگشت تعدادی از دانشجویان از سفر ایران، شامل شیرینی های ایرانی هم می شد. بعد از جلسه با محسن آشنا شدم. محسن 6 سالی هست که در تورنتو بوده و جزو چند نفر مؤسس جلسه بوده است. تعریف کرد که اوایل که آمده بود، دانشجویان مذهبی خیلی اندک بوده اند، در حد سه چهار نفر، ولی الان بیشتر شده است. بعد همان ها به فکر تأسیس این جلسه می افتند و ظاهرا اول تا مدتی همین 4 نفر بوده اند و بعد کم کم گسترش پیدا کرده است تا آنکه به صورت یک گروه دانشجویی در دانشگاه تورنتو ثبتش کرده اند. البته از نظر مالی فعلا متکی  به اعضا هستند. نبود پشتوانه ی مالی باعث شده که در زمینه ی مراسمات مذهبی خیلی فعال نباشند. دلیل دیگر آن است که مساجد و مراسمات دیگر در تورنتو وجود دارد. 

محسن خیلی گرم برخورد می کرد و معلوم بود بخشی از موفقیت جلسات مرهون اخلاق فردی او است. از من هم پرسید که کی به تورنتو آمده ام. گفتم که تازه آمده ام و به دنبال خانه ام. چند نفری را که دنبال خانه بودند معرفی کرد و گفت که به گروه اینترنتیشان هم میل بزنم برای این کار. در واقع این گروه قرآن اگر چه هدف اصلی اش مطالعات مذهبی است، اما خود به خود به صورت اجتماعی برای کمک به یکدیگر در سایر امور هم تبدیل شده است. حتی برنامه هایی مانند گردهمایی برای روزهای مذهبی (ایام محرم و افطاری ماه رمضان و ...) یا ملی (عید نوروز و شب یلدا و ...) و حتی سفر و پیک نیک هم در گروه تعریف می شود.

بعد از جلسه همه برای اقامه ی نماز مغرب و عشاء به نمازخانه ی دانشگاه رفتند. دانشگاه تورنتو دو نمازخانه ی اصلی دارد. یکی از آنها یک محوطه ی شیشه ای در همکف یکی از ساختمان های اصلی دانشگاه است (مانند ساختمان ابن سینا در شریف که محل برگزاری کلاس ها می باشد.) که در همان نمازخانه نماز خواندند (1). هنگام نماز خواندن ما، در همکف همان ساختمان دانشجویان دیگری مشغول تمرین نوعی رقص بودند که ظاهرا آنها هم برنامه ی شان هفتگی بود چون که در هفته های بعد هم دیدمشان. از جسارتی که اعضای جلسه در اقامه ی نماز جماعت(2) به خرج دادند، خوشم آمد. نماز خواندن به جماعت احساس خوبی داشت؛ در آن شلغم شوربای گروه ها و جماعت های مختلف، یک جور احساس هویت و همبستگی به آدم می داد. 

بعد از نماز هم برای شام به یکی از رستوران های شهر رهسپار شدند و در این بین فرصتی شد تا بیشتر با اعضای جلسه آشنا شوم. اکثرا دانشجویان از دانشگاه های شریف، تهران، امیرکبیر و علم و صنعت بودند. این روال هر هفته ی جلسه بود و در مجموع 3 تا 4 ساعتی به طول می انجامید. اگر چه اول نسبت به جلسه خیلی خوشبین نبودم، از همان جلسه اول نسبت به آن تعلق خاطر پیدا کردم و پای ثابت جلسات شدم.

جلسه ی قرآن دانشگاه تورنتو پدیده ای منحصر به فرد نیست. بلکه چنین جلساتی در اکثر دانشگاه هایی که دانشجویان ایرانی دارند، وجود دارد. در دانشگاه هایی که از قدیم جمعیت دانشجویان ایرانی در آن ها بوده اند، چنینی جلساتی تاریخچه ی شان به دانشجویان مسلمان قبل از انقلاب برمی گردد.  پدید ه ی جالب  آن است که افراد مذهبی، حتی با کمترین گرایش های مذهبی، سعی می کنند خودشان را به یکی از چنین محافلی متصل کنند. این در حالی است که اکثر این افراد در ایران چنین جلسات مطالعات قرآنی نداشته اند (خواننده می تواند خودش را در نظر بگیرد و ببیند تا چه حد در زندگی به داشتن جلسات مطالعات قرآنی متعهد بوده است). علت این حضور در جلسات قرآنی موارد متعددی می تواند باشد شامل احساس نیاز برای پاسخگویی به سوالات مذهبی، احساس نیاز روحی برای داشتن گروهی که بیانگر هویت فرد باشد و یا جمعیتی که بتوان در رفع نیازهای روزمره از آنها کمک گرفت. تأثیر چنین جلساتی در حفظ و پایبندی به عقاید و وظایف دینی و حتی تعمیق آن ها، ورای تصور اولیه ی افراد است. این امر به برکت قرآن می باشد و اینکه خود اشخاص با احساس نیاز برای فهم دین و یافتن پاسخ سوالاتشان تلاش می کنند. بنابراین افرادی که بعد از تحصیل در خارج از کشور مذهبی تر شده اند (یا اصلا گرایش به مذهب پیدا کرده اند) کم نیستند.

--------------------------------------------------------------------------

1- این نمازخانه ها محل تماس دانشجویان مسلمان از فرقه ها و کشورهای مختلف می شوند که سعی می کنم بعدتر در مورد این نمازخانه ها بنویسم.  

2- این نمازخانه شیشه ای است و در هم ندارد. برای همین می گویند آکواریوم، یعنی نماز که بخوانی آنجا همه می بینندت.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
choc
سه شنبه 11 اردیبهشت 1397 06:04 ب.ظ
Just wish to say your article is as amazing. The clarity in your post is just great and i could
assume you're an expert on this subject. Well with your permission let me to grab your feed to keep up to date with forthcoming post.
Thanks a million and please continue the enjoyable work.
feet complaints
شنبه 18 شهریور 1396 07:41 ب.ظ
Hi there, I enjoy reading through your article. I wanted to write
a little comment to support you.
http://amuckhuman9631.jimdo.com/2016/03/03/shoe-lifts-the-podiatrists-treatment-for-leg-length-di...
دوشنبه 5 تیر 1396 10:29 ق.ظ
Exactly what I was searching for, regards for posting.
http://doribarefield.blogas.lt/hammer-toe-causing-knee-pain-16.html
سه شنبه 26 اردیبهشت 1396 09:37 ب.ظ
I delight in, result in I found exactly what I used to be taking
a look for. You've ended my 4 day long hunt! God Bless you man. Have a great day.

Bye
امید
شنبه 23 دی 1391 11:32 ب.ظ
سلام

راستش نظر خاصی ندارم. فقط چون این پستتون برای من خیلی امیدوار کننده بود، گفتم که اظهار تشکر کنم :)
پاسخ حنیف : سلام
ممنون که وقت گذاشتین و خوندین. نظر شما هم برای من امیدوار کننده بود.
سید حسین
شنبه 23 دی 1391 07:05 ب.ظ
سلام واسم خیلی جالب بود كه دانشگاهتون نماز خونه دارد

مرسی
پاسخ حنیف : سلام
سعی می کنم بعدتر بیشتر بنویسم در موردشون.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo